نقد و بررسی

در هم آمیختگی زیبایی انقلاب با زندگی عاشقانه جلال

 اعتدال پرس (اعتدال آذربایجان)- چند روز پیش که بحث مشارکت در فصل دوم سریال جلال در صحن پارلمان شورای اسلامی کلانشهر تبریز با کش و قوس های فراوانی روبه رو بود بهانه ای شد تا گذری کنم بر سریالی که فصل اول آن تنها گوشه ای از آن ، نشان دهنده مردمانی با کفه سنگین […]

 اعتدال پرس (اعتدال آذربایجان)- چند روز پیش که بحث مشارکت در فصل دوم سریال جلال در صحن پارلمان شورای اسلامی کلانشهر تبریز با کش و قوس های فراوانی روبه رو بود بهانه ای شد تا گذری کنم بر سریالی که فصل اول آن تنها گوشه ای از آن ، نشان دهنده مردمانی با کفه سنگین افتخارات بود و حالا که کار نگارش فصل دوم آن به پایان رسیده و مراحل پیش تولید را سپری می کند خوشحالم که بار دیگر آنتن شبکه های سراسری می خواهد به شجاعت مردمانی بپردازد که شاید نبودنشان بی شک پیروزی انقلاب مان را رقم نمی زد . 
در فصل اول، عوامل فنی و هنری این مجموعه تلویزیونی به زیبایی هر چه تمام واقعیت های موجود آن دوران و نقش مردم این خطه در به ثمر رسیدن انقلاب را در قالب زندگی “جلال ” به ویترین تلویزیون گذاشتند.
قابی که در قالب یک زندگی تلاش کرد شایسته و بایسته رخدادهای اجتماعی آن دوران و تب و تاب منتهی به بهمن ۵۶ تبریز و آنچه لایق این مردم غیرتمند است را به نمایش بگذارد. 
در هم آمیختگی زیبایی انقلاب با زندگی عاشقانه جلال و گره خوردگی زندگی در این دوران حساس ، این مجموعه فاخر را بیش از پیش زیباتر کرد و توان صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی را در ساخت سریال در سطح ملی به رخ کشید و نشان داد می تواند مجموعه هایی را تولید نماید که قابل پخش از شبکه های ملی و حتی بین المللی باشد. 
مسیری که حتی در ابتدای کار مورد نقد بسیاری از متخصصان این حوزه شد و بر باور آنها نمی گنجید که این مرکز این چنین زیبا و هنرمندانه صحنه های قابل باور آن زمان را طراحی و اجرا نماید چرا که ساخت آثار نمایشی در ژانر تاریخی بسیار طاقت فرسا و پیچیده است .  
این سریال در کنار دیگر مزیت های خود نشان داد که شبکه سهند در درون مایه خود چه هنرمندان متخصصی را تربیت کرده که در کنارهم می توانند اثری تولید نمایند که هم ردیف با آثار تولیدی شبکه های سراسری باشند و با آنها برابری کنند. 
به علاوه ، برنامه ریزان و برنامه سازان آن ریسک استفاده از عوامل و هنرمندان بومی را به جان بخرند و زمینه بروز و ظهور آنها را در یک مجموعه ملی فراهم کنند. 
در نگاهی دیگر ، بافت قدیمی و دست نخورده شهر اولین ها به شایستگی تمام در مقابل لنزهای مختلف قرار گرفت و نشان داد که این شهر قابلیت تولید در سطح ملی را دارد و می تواند بستر و محفل خوبی برای تولید آثار فاخر باشد . 
موفقیت بی چون و چرای این پروژه که یکی از سنگین ترین پروژه های صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی بود نقطه عطفی شد برای ساخت فصل دوم سریالهایی از نوع جلال و سفارش برای فصل های بعدی آن و نشان دادن شایستگی هنرمندان این خطه که انشاء الله با برنامه ریزی بلند مدت می تواند تداوم داشته باشد. 
در فصل اول این سریال ، رسانه ملی و صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی به اهداف بزرگ و تعیین شده ای که برای آن طراحی کرده بود دست پیدا کرد و به چشم اندازهای دور و درازی فراتر از آنچه که می پنداشت رسید . 
در فصل دوم نیز سریال جلال خانواده ای به محوریت شخصی بنام جلال را دستمایه داستان خود قرار داده که سیر تاریخی حضور این خانواده در حوادث و جریانات سیاسی و اجتماعی بهانه مرور و گفتمان مد نظر سازندگان و سیاست گذاران آن است. تاریخ فصل دوم این داستان از ۲۲ بهمن سال ۵۶ آغاز و تا اوایل دوران دفاع مقدس ادامه پیدا می کند .  
در این سریال داستان به نوعی طراحی شده است که علاوه بر معرفی آذربایجان به بیان روحیات و مناسبات فردی و اجتماعی مردم این خطه پرداخت می شود.  
شاید بتوان بنا و اماکن و تاریخ این منطقه را در قالب عکس و کتاب باز گفت اما برای بیان بزرگی این مردم و شرح مناسبات انسانی و ارزشمند، نیاز به داستانی است که آن را در قالب درام بصورت زیبایی به تصویر بکشد . 
اثری که روح داشته باشد و دل و دیده و روح مخاطب را هدف قرار داده و تسخیر نماید لذا جلال از این لحاظ زیباست.
لحظه لحظه این فیلم شرح بزرگی مردم این منطقه را به تصویر می کشد و تاکید بر استقامت ، دل پاک ، روحیه کار و سخت کوشی ، دل نور پذیر و حق باور، توجه به خانواده ، نوگرایی ریشه در دین باوری ، احترام به بزرگان ، حق باوری و حق مداری ، حضور و طلوع چهره های شاخص و شرح بزرگی شان که تنها بخش کوچکی از مفاهیم متجلی در این سریال است. 
اگر تا دیروز فقط نامی از دکتر مبین در مناطقی مطرح بود هم اکنون به مدد فصل اول سریال جلال نام و آوازه او در تمام ایران و جهان پیچیده است چرا که کار و تولید در مدیوم شبکه سراسری و پخش همزمان آن از سه شبکه یک ، شما ، بین المللی جام جم و باز پخش و تبلیغ متناوب آن موجی از توجه به آنچه می خواهند پدید خواهد آورد و تمام اهداف تبلیغی را برای این استان در سطح ملی و فرا ملی متجلی خواهد ساخت.  
هدف بزرگ این سریال در فصل دوم قطعاً جلب نگاه و جذب حمایت از آذربایجان است و جغرافیای داستان ، تبریز خواهد بود. شهری که مملو از تاریخ است و بخش کوچکی از آن را روایت خواهد شد. 
فصل اول جلال مختص قشر خاصی از این کشور و شهر نبود و در صندوق پستی صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی و ارتباطات مردمی ۱۶۲ تشکر آحاد مردم علی الخصوص آذربایجانی ها از هر تفکر و گرایشی را می توان سراغ داشت که این سریال را ستوده اند . 
این سریال در فصل اول نزدیک به دویست بازیگر داشت . تقریبا بیشتر اهالی هنرمندان استان در حوزه بازیگری در این فیلم با راهبری هوشمندانه کارگردان کار بلد به ایفای نقش پرداختند و سطح و عیار بازیگری این استان در اشل و امتیاز متفاوت با همیشه بیان گردید . 
حضور بازیگران این سریال در آثار سینمایی و سریالی بعد از پخش و توجه به توانایی و قدرت اهالی هنر این منطقه از دست آوردهای این اثر فاخر بود . 
در این سریال علاوه بر بازیگری در زمینه تصویر برداری ،  طراحی صحنه ، نویسندگی و کارگردانی و از همه مهمتر ایجاد این باور که میتوان سطح متفاوتی از تولید را بصورت حرفه ای در استانها  تعریف  و مرکز گرایی را مذموم و به مناطق اعتبار و ارزش داد شکل گرفت . جلال یک در بیست و دومین جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز استان ها در خراسان شمالی بیشتر جایزه ها را از آن خود کرد و در خواست تولید سریع قسمت های بعدی این سریال دال بر استقبال مردم داخل و خارج از کشورمان دارد. 
جلال پروژه ای کاملا ملی و موفق بود که توانست اعتبار و سطح متفاوت و رو به کمالی را برای تولیدات استانها تعریف و آنتن شبکه سراسری را حدود پانزده روز و هر روز سه ساعت به خود اختصاص دهد. 
حالا صحبت از فصل دوم این سریال است هدف گذاری هایی که فاز اجرایی آن شکل خواهد گرفت . همه شخصیت ها و قهرمان های بومی و محلی ما در داستانی به عنوان قهرمان ملی مطرح می شوند . در این سریال خواهیم گفت که چرا به شهید قاضی می گفتند خمینی آذربایجان . 
در این سریال از نقش شهید مدنی در جنگ گفته خواهد شد که چگونه سوار هواپیمای باری نظامی شده و برای نجات خاک این مرز و بوم و نجات جان فرزندان آذربایجان به دیدار امام رفته و مقدمات آزادی سوسنگرد را فراهم می کنند .
 در این سریال بیان می شود که علی تجلایی در جنگ افغانستان وقتی خبر مخاطره وطن می شنود چسان دل و جانش برای وطن تپیده و به وسط محاصره سوسنگرد می آید . 
در این سریال از مبارزان انقلاب گفته خواهد شد که چگونه برای مبارزه با ظلم آواره این شهر و آن شهر بودند و شکنجه ها را تحمل کردند. 
مفاخری که بعد از گذشت این همه سال هیچ وقت برای آنها ادای دین نشد ، و این بدترین آفت بود که سنگ بنای تکریم روی قرار نگرفت و از آنانی که برای میهن و خاک و خانه مادری شان تلاش می کنند  تقدیر نشد و همیشه سنگ اندازی و بهانه تراشی عامل اصلی برای شکل نگرفتن چنین کارهای بزرگ بوده است . 
وقتی به کارهای فرهنگی و رسانه ای بها داده نمی شود چگونه می توان پرچم تربیت نسل با انگیزه و نسلی که برای بزرگی شهرش و وطنش بکوشد را بالا نگه داشت ؟ و حفظ هویت دینی ، ملی و انقلابی آحاد جامعه را تضمین کرد؟ 
 
الگو سازی برای نسل تازه و آشنا سازی او با بخشی از تاریخ هدف غایی این سریال در فصل دوم است . تولید این سریال بنابه اعتراف کارشناسان امور  استانهای رسانه ملی در طول دو دهه فعالیت در این سطح بی سابقه است و صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی با درایت و بر نامه ریزی خوب توانسته برای بازگویی افتخارات و باز شناساندن مفاخر این منطقه اعتبار مورد نیاز را جذب کند. 
آنچه در تولید این اثر برای استان سهم قایل شده اند بسیار اندک و تنها یک چهارم اعتبار لازم برای تولید این مجموعه است که این خود با توجه به بیست و شش روز آنتن گیری از شبکه های ملی طرح و تمجید از این همه مفاخر و مشاهیر و بکارگیری این سطح از هنرمندان در سطح ملی و فرا ملی فعالیت تمام سود فرهنگی است . بی سابقه است در تلویزیون ملی ایران تاریخ یک منطقه چنین به ریز پرداخت و به نمایش گذارده شود . از این جهت صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی به عنوان طلایه دار این جریان فرهنگی محسوب و یقیناً بعدا آثار مشابه زیادی برای سایر مناطق کشور خواهیم دید .   
خوشا به سعادت دوستانی که از کارهای ریز و فاقد وجاهت ماندگاری کمی فاصله گرفته و به آثاری در سطح ملی و فرا ملی که یقینا سالهای متمادی در مناسبت ها و ایام روی آنتن خواهد بود روی بیاورند. جلال یکی از همین آثار است که ما برای تولید مجموعه اول آن و آغاز تولید مجموعه دوم آن باید به خود ببالیم و در حد توان حمایت کنیم.
 
در فصل دوم این سریال که اولین و بزرگترین پروژه بزرگ معاونت امور استان های سازمان صدا و سیما در کارهای نمایشی است و سنگین ترین کار تولیدی صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در کار سریال ، بیش از ۳۰۰ بازیگر دیالوگ دار در نقش های اول ، دوم و سوم به نقش آفرینی خواهند پرداخت . این پروژه در نزدیک به ۷۰۰ سکانس مختلف با ۳۰۰۰ نفر هنرور در لوکیشن های متعدد به همراه ادوات نظامی ، چهره پردازی های مختلف در تبریز ، تهران و جنوب  کشور تصویربرداری خواهد شد و در آن نقش تاریخی آذربایجان در تحولات چهل سال ایران ، مفاخر و شخصیت های بنام استان ، تاثیر شخصیت های آذربایجان در دهه معاصر ایران و وقایع مختلف تاریخ تبریز و بحث پیوند قومیت ها و پاسداشت نام ایران نقل می شود. آیا در مقابل این همه آورده ، مشارکت در حد این مبالغ باید با این همه حاشیه همراه بود ؟ 
در کدام پروژه به این مهمی می توان این همه هنرمند حوزه سینما ، تئاتر و تلویزیون از منطقه آذربایجان را در قالب یک تیم جمع کرد که در کنار چند بازیگر ملی به ایفای نقش بپردازند و به عنوان برند هنری آنها را به کل کشور معرفی کرد ؟  
چرا به نقاط قوت این سریال که نقطه عطفی در حوزه سریال‌سازی در استان است نگاه نمی شود و مخاطب میلیونی آن نادیده گرفته می شود؟ 
در کنار آن در این مجموعه علاوه بر آشنایی اقوام مختلف کشور با تاریخ ، فرهنگ و هویت تبریز و آذربایجان ، با پخش آن از شبکه های برون مرزی ، این امر در بسیاری از کشورها تبیین ، تبلیغ و ترویج خواهد شد .
ایکاش سریال های این چنینی که می توانند ترویج کننده فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه باشند حمایت شوند چرا که اگر حمایت می شدند تاکنون می توانست مجموعه های فاخر تلویزیونی برای لشگر سرافراز عاشورا و شهید باکری نیز ساخته شود.
 
 
انتهای خبر