- پایگاه خبری تحلیلی اعتدال آذربایجان ( نسخه جدید اعتدال پرس) - http://etedalpres.ir -

جاده حرمت؛ (حکایت یک انتخاب : زوال حافظه تاریخی یا بی اخلاقی دیپلماتیک)

این مقاله نه یک مقاله سیاسی یا یادداشت دیپلماتیک که بیشتر یک درد دل شخصی و دعوت به یک قضاوت درونی محسوب می شود. اخیرا و پس از جنگ ۴۴ روزه میان جمهوری های آذربایجان و ارمنستان ، دولت آذربایجان با تحت کنترل گرفتن کریدور موسوم به زنگزور، پس ازساعت ها معطل کردن  کامیون های ایرانی که قصد عبور از جاده قاپان – گوریس را داشتند ۱۳۰ دلار حق ترانزیت مطالبه نمودند. اینکه انگیزه و هدف اصلی دولت آذربایجان از این اقدام چیست و تبعات آن چه خواهد بود، موضوعی است مستقل که ورورد به آن بیرون از مجال و فرصت این نوشته است. دیگر اینکه صدالبته اخذ حقوق گمرکی، عوارض ترانزیتی و حق خاک ، در مباحث تجارت بین المللی و حمل و نقل کالا، حق مسلم هر کشوری است، لکن موضوع اصلی این نوشته یادآوری و بازخوانی یک جریان در تاریخ معاصر روابط ایران – آذربایجان می باشد و به چالش کشیدن منطق و وجدان مخاطبان عزیز برای داوری و قضاوت شخصی.

طی قریب به سه دهه ناوگان حمل و نقل جمهوری آذربایجان نه تنها بصورت کاملا رایگان از مسیر یادشده استفاده می کردند بلکه از خدمات راهداری، بنزین و گازوییل ارزان قیمت جمهوری اسلامی و مراکز تعمیر و تعویض قطعات کامیون های خود در ایران بهره مند بودند. کار به جایی رسید که رانندگان و صاحبان کامیون ها هنگام بازگشت به شهر و خانه خود، ارزاق و مایحتاج خانواده خود را نیز از داخل خاک ایران خریده وبا خود می بردند. تمامی این جریانات در مقابل دید دولت ایران بود. در این مسیرایران هیچگاه به شهروندان آذربایجان بعنوان یک منبع درآمد ننگریست و در تمامی این سالها آنان حکم میهمان را داشتند؛ تا آنجا که در جایگاه های سوخت رسانی، تعمیرگاه ها، رستوران های درون شهری و بین راهی و …. برای رفاه حال این «میهمانان» تابلوهای راهنما و اطلاع رسانی به خط ترکی آذربایجانی نصب شده بود. تمام آذربایجانی هایی که طی این سالها از این مسیر تردد داشتند، شاهدان زنده این مدعا هستند.

مسیر زمینی بیله وار- جلفا بیش از دو دهه آنهم بطور کاملا رایگان در اختیار آذربایجان و نخجوان بود. صحبت گزافی نیست اگر این مسیر حدودا ۵۰۰ کیلومتری را « جاده حرمت » یا « جاده برادری» نام گذاریم.

***

از خوانندگان عزیز می خواهم با عقل سلیم و وجدان بیدار و به دور از هرگونه حب و بغض دو جمله زیر را در ترازوی قضاوت خود قرار دهند و نتیجه بگیرند:

الف)  جمهوری اسلامی بیش دو دهه مسیر زمینی بطول ۴۸۰ کیلومتر از خاک کشورش را بدون هیچ چشمداشتی دراختیار ناوگان حمل و نقل آذربایجان قرار داد و در این مسیر میهمانان! خود را از تمامی امکانات لجستیکی و رفاهی بهره مند ساخت.

ب)    جمهوری آذربایجان پس از اتمام جنگ ۴۴ روزه با ارمنستان و کنترل کریدور موسوم به زنگه زور با ایجاد پست بازرسی در این نوار هم مرز با ایران، بابت تردد هر کامیون ایرانی از این مسیر ۵ کیلومتری، یکصدو سی دلار بعنوان حق ترانزیت مطالبه نمود.

دو جمله فوق جایی برای تفسیر و توضیح باقی نمی گذارد لکن بگذارید موضوع را در قالب یک مثال ساده عنوان کنم . مرد خانواده همسایه شما به هر دلیلی به زندان می افتد و به مدت ده سال در حبس می ماند. در این سال ها شما هیچ کمک و حمایت مادی و معنوی را از خانواده وی دریغ نمی دارید. از کمک های مالی گرفته تا تحصیل فرزندان وی و قس علی هذا. حال که همسایه شما آزاد شده، یک شب برای انتقال فرزند بیمارتان به بیمارستان خودروی وی را قرض می خواهید. اگر او بابت استفاده شما از ماشینش کرایه هنگفتی مطالبه کند، نسبت به این همسایه چه حس و فکری پیدا خواهید کرد؟ بلاشک در خوش بینانه ترین حالت یا به حافظه وی شک خواهید کرد ویا به اخلاق و انسانیتش.

سیاست و دیپلماسی هم مانند هر پدیده اجتماعی دیگر دارای اخلاق و ارزش های اتیک مخصوص بخود می باشد. در نقد و ارزیابی رویکرد دولتها نیز موازین اخلاقی تعریف شده ای حاکم است. اقدام اخیر جمهوری آذربایجان در خصوص ادعای حق ترانزیت از کریدور زنگه زور، آنهم با آن پیشینه رویکرد حمایتی دوستانه و برادرانه جمهوری اسلامی ایران، در هر ترازوی نقد و قضاوتی که قرار گیرد، به قطع یقین محکوم می گردد.

در هر صورت یکی از موارد زیر هدف قضاوت قرار خواهد گرفت :  یا حافظه تاریخی و یا اخلاق سیاسی دولت آذربایجان. ایران به شدت اصرار دارد تا طرف های آذری تاریخ معاصر روابط دو کشور را بصورت جدی مرور کنند و سیاستها و اقدامات حمایتی و برادرانه جمهوری اسلامی ایران را بخاطر آورند چراکه در غیر اینصورت اخلاق سیاسی و دیپلماتیک خود را زیر سوال خواهند برد.

والسلام.