*در گیر و دار بحران هویت و تهدید فرهنگی جامعه بویژه نسل جوان و آینده ساز جامعه، و در شرایطی که تمدن و پیشنیه فرهنگی گذشته، بسان اکسیر جاودانگی برای پر کردن خلاء فرهنگی موجود می باشد، ولی نه تنها شاهد قدمهای مثبتی در این خصوص نیستیم، شوربختانه هر روز شاهد بی اعتنایی به داشته […]
*در گیر و دار بحران هویت و تهدید فرهنگی جامعه بویژه نسل جوان و آینده ساز جامعه، و در شرایطی که تمدن و پیشنیه فرهنگی گذشته، بسان اکسیر جاودانگی برای پر کردن خلاء فرهنگی موجود می باشد، ولی نه تنها شاهد قدمهای مثبتی در این خصوص نیستیم، شوربختانه هر روز شاهد بی اعتنایی به داشته های فرهنگی و مفاخر تاریخ ساز خود هستیم.
در این وانفسا علاوه بر مهجوریت فرهنگ و تمدن آذربایجان وعدم معرفی مکتب و نام تبریز به همگان و علی الخصوص نسل جوان با مصادره مفاخر و بزرگان کشورمان توسط کشورهای همجوار همسایه نیز روبرو هستیم
خبر بسیار کوتاه ولی حقارت آمیز بود ؛ “دولت باکو، مریم میرزاخانی نابغه تبریزی ریاضی جهان را آذربایجانی معرفی کرد.”
مریم میرزاخانی نفر سوم از سمت راست – عکس متعلق به سال ١٣٧۴
مریم میرزاخانی – آمریکا سال ۲۰۱۴
رسانه های باکو مستندا به خبر گروهی موسوم به “شبکه آذربایجانی های مقیم امریکا”، گزارش داده اند، مریم میرزاخانی از نظر اتنیکی تُرک است . رسانه های اذربایجانی صرفا به دلیل زبان و گویش آذری مریم میرزاخانی وی را به نام خود مصادره کردند. اسف بار تر اینکه هیچ یک از مسولان استانی حتی یک پیام تبریک خشک و خالی نیز برای این نابغه ریاضی نفرستادند.
ناگفته نماند رسانه های باکو پیشتر نیز انوشه انصاری – نخستین زنی که به فضا رفت- را باکویی معرفی کرده بودند. حتی نصب پرچم ایران در لباس فضانوردی انصاری مانع این نشده بود که رسانه های آذربایجانی از انتشار چنین اخباری منصرف شوند.
از این قبیل بی توجهی ها در گذشته، کم شاهد نبوده ایم . مصادره مولوی توسط ترکیه و ثبت ورزش چوگان بنام جمهوری آذربایجان.
دیروز۲۵ مرداد نیز سالروز انتخاب پروفسور “حمید مولانا” – تنها استاد ایرانی با بالاترین درجه آکادمیک در رشته ارتباطات در سطح جهان- به ریاست انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی در سال ۱۳۷۱ بود (حمید مولانا نوه آیت الله مولانا و خواهر زاده میرزا حسن رشدیه است . وی که خود را مدیون و مرهون تبریز و پرورش یافته دامان و مکتب تبریز دانسته بود چند سال پیش با رجوع به زادگاه و جهت انتقال دانش و اندوخته علمی خود اقدام به راه اندازی دفتر تبریز “بنیاد مولانا” کرد که متاسفانه با بی مهری و بی توجهی مسولان سابق استانداری ناچار به کوچ دوباره به دیار غربت شد.)
وقتی همه قهرمانان و اساطیری که از گذشته و سینه به سینه به نسل امروزی منتقل شده است توسط کشور دیگری و شوربختانه در سایه سهل انگاری مسولان مصادره می شود جوان امروز خود را در بین دو فرهنگ متفاوت سردرگم می یابد و تمامی واقعیت ها و پیشینه ذهنی او رنگ می بازد.
در جامعه ای که بزرگان و نخبگان حوزه های مختلف مورد بی مهری و بی اعتنایی قرار بگیرند و یا به علت کم اطلاعی جامعه و مسولان از تلاش ها و دست آوردهای آنان ، آن طور باید قدر بدانند و جایگاه اجتماعی مناسبی ونداشته باشند ، نخبگان جامعه دچار سرخوردگی می شوند و یا بار سفر می بندند و راهی غربت می شوند و یا انگیزه ادامه موفقیت هایشان را از دست می دهند .
از طرفی کودکان و جوانان و فعالان عرصه های مختلف ، با دیدن این نمونه های که مورد بی مهری و کم لطفی قرار گرفته اند انگیزه کار و تلاش و تحقیق و در نهایت موفقیت را از دست می دهند و جامعه نیز از عواقب احتمالی موفقیت و پیشرفت آنها محروم گشته و از رشد و توسعه باز می ماند.
وقتی طرح کانون مفاخر آذربایجان وضرورت پاسداشت مفاخر با توجه به نیازهای امروز جامعه توسط تنی چند از دلسوزان و فرهیختگان خوش فکر این خطه تهیه می شود شور بختانه با بی مهری و برخورد سطحی و کلیشه ای برخی مسولان امر مواجه می شود. اینها جملگی خطاهایی است که نسل امروز وآیندگان را به قضاوت درباره ما می نشاند.
بدیهی است هرگونه تغییر و تحولی در تمامی ابعاد جامعه اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منوط به نوعی پذیرش فرهنگی در جامعه می باشد. بنابراین بدون ایجاد بستر مناسب فرهنگی نمی توان بدنبال تحقق توسعه در ابعاد دیگر جامعه بود.
بی تعارف ما در برابر آیندگان برای حفظ میراث و داشته های گذشتگانمان و سعی در معرفی و شناساندن آن مسئولیم . نسل امروزی و آیندگان هیچ گونه کوتاهی و سهل انگاری ما را بر نخواهند تابید .
* از : نیما افسری
سیما
تاریخ : ۵ - شهریور - ۱۳۹۴
دوستان محترم بنده ۲ سال درشهرزیبای تبریزدرس خوانده ام. البته خودم فارس هستم. تبریزی هامردمی بسیارمودب هستند.ظاهری جدی اماقلبهاوباطن عمیق ومهربانی داند.نمی توان منکرهوش بالای آنهاهم شد.اماچیزی که دراین شهربرای بنده بسیارعجیب بودتعصب شدیداونهابه نژادشون بود.این خیلی خوبه که آدم به زبان مادری وفرهنگش علاقه داشته باشه امادیگه به نظرم دربین دوستان ترک زبانی که بنده ازنزدیک دیدم این علاقه به تعصب کورکورانه دربرخی افرادتبدیل شده بود.بنده همیشه درباره هرمساله ای اعتقادعمیق قلبی دارم که هرجاتعصب شدیدوجودداره یک جای کارلنگ میزنه.مثلابنده الفاظی مانندترک وکردوفارس بودن رادرتبریزشنیدم. بنده تجربه زندگی در۳ شهربزرگ دیگه ایران رادارم.امابرام عجیب بودکه موقعیت جغرافیایی افرادرااونجانه براساس شهرمحل زندگیشون که براساس نژادشون میشناختن…
علیرضا از اردبیل
تاریخ : ۹ - شهریور - ۱۳۹۳
جمهوری اذربایجان او رو جزء ترکهای ایران معرفی کرده
نام او در لیست بین المللی افراد اذربایجانی – امریکایی قرار داره :
http://www.usazeris.org/usan_list_famous_azerbaijani_americans.htm
ناشناس
تاریخ : ۱ - شهریور - ۱۳۹۳
در این وانفسا علاوه بر مهجوریت فرهنگ و تمدن آذربایجان وعدم معرفی مکتب و نام تبریز به همگان و علی الخصوص نسل جوان با مصادره مفاخر و بزرگان کشورمان توسط کشورهای همجوار همسایه نیز روبرو هستیم…….
میگم چقدر خنده داره
مثلا این خانم به اسم پرشین.ایران.معرفی بشه برا آذربایجان افتخار میشه؟
اعتدال پرس واقعا حرف دلته؟
چه حسی داری که تو سال۲۰۱۴به زبان مادریت نمیتونی بنویسی؟
یا اینکه نوه هات دیگه ترکی بلد نخواهند بود؟
وحدی
تاریخ : ۲۹ - مرداد - ۱۳۹۳
قانچیر اولوب منیم دیلیم خوش دانشب گولممیرم
/ باشقا دیلیله نیلیم من دانشب گولممیرم
/ باشیمی کسدی اوزگه سی ئوز باشنا باش ایله دی /
قول قانادم دوشوب بو گون دای آتشب گولممیرم
/ کونلومی آلدادب دئدیم مصلحت اینتیظاردادی / سحو ائله دیم، بو پیسلیگه دای آلشب گولممیرم
باشقا دیلیله سئوگیمی من نئجه پایلاشم دئدیم؟/ ئوز بالامیلا قول بویون بیر سارئشب گولممیرم
/ من دؤزه رم سوسوزلوقا ریشه وارم ئوزولمه رم / باد بادا هرز آلاقلارا من قارشب گولممیرم
/ باشقالارئن چئخشلاری موسیقی ده یاساق دئییل/ یاسدی بیزیم بو ئولکه ده من چالئشب گولممیرم/
اورمو گؤلی قان آغلایر دوز ساوورور هارای چئکیر/
وحدی دی سسله یر: هارای، گؤل باتئشب گولممیرم/ نهایت احتیرامیلا؛”وحدی”
ناشناس
تاریخ : ۲۹ - مرداد - ۱۳۹۳
حجابش کو؟
مهدی
تاریخ : ۲۷ - مرداد - ۱۳۹۳
متاسفانه در ایران با نام تورک برخورد نژادپرستانه میشود
همان برخوردی که با نیما ارکانی حامد (انیشتین بعدی دنیا) شد و او را دانشمند پارس!!! معرفی کردند!
یا کاشف منطق فازی یعنی لطفیزاده! که او را هم پارس معرفی کردند
من نمیدانم به عنوان یک ایرانی چرا باید دولت و رسانه ها انقدر نژادپرستانه برخورد کنند و ایران را برابر با پارس در نظر بگیرند!
واقعا باعث تاسف است
حسن
تاریخ : ۲۷ - مرداد - ۱۳۹۳
مریم میرزاخانی را ولش کنید تقی زاده و کسروی را بچسب
گذشته از این خود کشور آذربایجان متعلق به ایران است
سهیلا
تاریخ : ۲۷ - مرداد - ۱۳۹۳
نوشتین تورکیه مولانا رو مصادره کرده!!! در این رابطه بد نیس بدونین: ۱- تنها گناه مولانا این بود که از ایران گذر کرده،۲- اشعار تورکی مولانا رو در ایران تاکنون چاپ نکردن هرچن که خیلی کم بوده۳-مگه هر کی فارسی شعر گفت میشه فارس؟؟ چنین باشد نظامی گنجوی،استاد شهریار و… را هم بفرمایید دیگه ۴ -مولانا در بلخ که یکی از شهرهای تورک زبان افغانستان هست بدنیا اومده (با یه تحقیق تو گوگل میتونین اثباتش کنین) و در کنیا(قونیه) تورکیه هم که محل زندگیش بوده به خاک سپرده شده حالا اینا چه جوری ادعای فارس بودنش رو میکنن ما موندیم!! توهمات ایرانی البته کم نیس.
سهیلا
تاریخ : ۲۷ - مرداد - ۱۳۹۳
من نمیدانم چرا بعضی ها به این اندازه به کلمه تورک و آذربایجان آلرژی دارند اولاً خانوم میرزاخانی در آمریکا عضو گروه آذربایجانیهای مقیم آمریکاست و براحتی هم تورکی آذربایجانی را تکلم میکند ضمن اینکه ادعا کرده تهرانی هستش و نگفته که فارس هست (فراموش نکنیم که ۵۰% تهران تورک میباشد)، رنگ پوست و چشمانش نیز حاکی از تورک بودن ایشان دارد منکرینش نهایتاً میتوانند یه تحقیق در رابطه با نژاد پدر ایشون به عمل بیاورند،