معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی گفت: عنصر اصلی خانواده زنان هستند و در طول تاریخ نقش غیر قابل انکاری داشته اند، امروز نیز برای نگه داشتن میراث فرهنگی و معنوی نقش زنان به مراتب بیشتر از مردان است. به گزارش اعتدال پرس، سعید شبستری معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی در نخستین جشنواره و […]
معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی گفت: عنصر اصلی خانواده زنان هستند و در طول تاریخ نقش غیر قابل انکاری داشته اند، امروز نیز برای نگه داشتن میراث فرهنگی و معنوی نقش زنان به مراتب بیشتر از مردان است.
به گزارش اعتدال پرس، سعید شبستری معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی در نخستین جشنواره و نمایشگاه نقش زنان در پاسداشت میراث فرهنگی معنوی آذربایجان گفت: امسال به نام فرهنگ آغاز شده است و باید برسی شود که در طول سالیان چه تغیراتی منجر شده که امروز فرهنگ به عنوان مهم ترین دغدغه قلمداد شود.
وی ادامه داد: دشمنان اسلام در طی سالیان تمام تلاش سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را جهت براندازی انقلاب اسلامی نموده اند و وقتی به نتیجه ی مورد نظر نرسیدند، جنگ نرم و استحاله فرهنگی را پایه ریزی و آغاز نمودند.
وی افزود: از یک سو کشور ایران در حال گذر از جامعه ی سنتی به مدرنیته است و از سوی دیگر هجمه ی بی سابقه ی دشمنان به مسائل فرهنگی منجر به ادغام آداب و سنن قدیمی در فرهنگ غربی شده است.
شبستری خاطر نشان کرد: برخی از آداب و رسوم نیز با پیشرفت تکنولوژی و فناوری کمرنگ تر شده است، سنتهایی همچون صله ارحام که امروز کمرنگ تر از گذشته در میان خانواده های ایرانی رواج دارد.
معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی ابراز داشت: زبان یکی دیگر از جنبه های میراث فرهنگی هر ملتی است که متاسفانه در جهان امروز بسیاری از زبان های بومی به فراموشی سپرده شده و یا دچار تغییرات فراوان گردیده اند.
وی با اشاره به اینکه این تغیرات مختص جامعه ی ایران نیست، بیان کرد: یونسکو متوجه این تغییرات در جهان شده و بر همین اساس در حال احیاء و ثبت برخی آداب و سنن در کشورها است.
برای حفظ فرهنگ و سنت های خود باید به اصالت هایمان بازگردیم
شبستری ضمن بیان این نکته که تبریز شهری بدون گداست، متذکر شد: این به معنی خساست مردم تبریز نیست، بلکه نشان دهنده ی این است که مردم این شهر با فرهنگ تلاش و کار عجین شده اند و همین امر موجب شده تا تکدی گری را امری ناپسند دانسته و هرگز آن را در جامعه ی خود مقبول نکنند.
وی اظهار کرد: در عرصه ی موسیقی نیز به علت عدم توانایی در ارائه موسیقی اصیل آذری، جوانان ما به سمت موسیقی های بی محتوا همچون متال و رپ گرایش پیدا کنند.
معاون سیاسی امنیت استاندار آذربایجان شرقی گفت: اشعار شهریار شیرین سخن هرگز در تاریخ تکرار نمی شود و لذتی که در شعر ترکی حیدربابا وجود دارد، به هیچ زبان دیگری ملموس نیست.
شبستری افزود: در زمینه لباس و پوشش نیز همین روال وجود دارد، متاسفانه دلایلی منجر شده تا لباس های ضد فرهنگ اسلامی ارزان و در دسترس عموم قرار گیرد و لباس های سنتی با طرح ها و رنگ های متنوع و شاد به طور کلی فراموش شوند.
وی متذکر شد: کارهای فرهنگی بیش از آنکه به منابع مالی نیاز داشته باشد به همت جهادی و فکر نیاز دارد.
شبستری ادامه داد: عنصر اصلی خانواده زنان هستند و در طول تاریخ نقش غیر قابل انکاری داشته اند، امروز نیز برای نگه داشتن میراث فرهنگی و معنوی نقش زنان به مراتب بیشتر از مردان است.
تبریزی
تاریخ : ۱۷ - شهریور - ۱۳۹۳
بنام خدا
در اینکه استاد شهریار شهریار بزرگی بودند شکی نیست اما نظر غیر کارشناسی از روی تعصب در هیچ کاری صحیح نیست مثلا (اشعار شهریار شیرین سخن هرگز در تاریخ تکرار نمی شود و لذتی که در شعر ترکی حیدربابا وجود دارد، به هیچ زبان دیگری ملموس نیست.)اشعار شهریار در شعر فارسی درست در ادامه و امتداداشعاربزرگان بوده و خود استاد خطاب به حافظ می گویند(من سزاوار غلامی تو بودم حافظ/چه کنم قرعه به اقبال گلندام افتاد)ضمنا حیدربابا شاهکاری است در شعر ترکی همانگونه شاهکارهای زیادی در هر زبان فارسی عربی و انگلیسی وجود دارد
جبار
تاریخ : ۱۷ - شهریور - ۱۳۹۳
فرهنگ روح حاکم بر نظام اسلامی است و نباید در نگاه مدیران کشور به موضوع درجه دو و سه تبدیل شود. روشن است که ما در شرایط پیشرفت قرار داریم و مطمئناً فرهنگ موتور محرکه پیشرفت به حساب میآید. باید قبول کنیم که در طول ۳۴ سال گذشته، فرهنگ در کشور ما همیشه مظلوم واقع شده و بهای لازم به آن داده نشده است. اگر بهدنبال هموار شدن مسیر پیشرفت و جهشی شدن آن هستیم، باید نگاهمان را به جایگاه فرهنگ تغییر دهیم.
—سهم دولت و مردم از «فرهنگ»
ایده سپردن کار فرهنگی به خود مردم و تشکلهای متعهد دلسوز مردمی ایده بسیار خوبی است، اما واگذار امور فرهنگی به مردم بهمنزله کنار کشیدن دولت از وظایف خطیر خود در سه عرصه هدایت، حمایت و نظارت نیست. البته ایده میدان دادن به مردم برای کار فرهنگی در گذشته هم کم و بیش مطرح بوده و بعضی دولتها شعار آن را هم دادهاند، اما هیچگاه به وعدههای داده شده درباره حمایت از مؤسسات مردمی بهدرستی و بهنحو کامل عمل نشده یا عمدتاً از مؤسساتی حمایت شده که به رأس قدرت نزدیک بودهاند و بنای بر نقد سیاستهای دولت را نداشتهاند.
از این گذشته، بعضی از امور زیربنایی فرهنگی از عهده تشکلهای مردمی برنمیآید و دولتها باید با استفاده از امکانات در اختیار خود آن کارها را انجام دهند. این موضوع مختص کشور ما نیست و در غالب کشورها امر پذیرفته شدهای است که بسیاری از امور اساسی در حوزه فرهنگ میبایست با ورود سرمایهگذاری کلان و ورود مستقیم خود دولت اجرائی شود.
—نقش دولت در حفظ و ارتقای سلامت فرهنگی کشور:
دولتها نمیتوانند بهنام واگذاری امور فرهنگی به مردم یا تمرکززدایی و غیره، مسئولیتهای حیاتی خود در جهت حفظ و ارتقای سلامت و بهداشت فضای فرهنگی کشور را فراموش کنند. محصول فرهنگیای که از دولت مجوز تولید یا انتشار میگیرد، نباید با احکام و ارزشهای دینی و اخلاقی مغایرت داشته باشد. در واقع، دولتها نباید با کوتاهی در انجام وظایف نظارتی خود، اعتماد عمومی را که بهسختی حاصل شده از دست بدهند؛ مثلاً نباید اینگونه باشد که والدین احساس بکنند حتی محصولات فرهنگیای را که آرم وزارت ارشاد یا سایر دستگاههای دولتی را دارند، باید خودشان قبل از بهرهبرداری فرزندانشان کنترل کنند و اگر از جهات شرعی و اخلاقی سالم بود، آنگاه آن را در اختیار فرزندانشان قرار دهند!
—عدهای با ژست آزادی، امنیت فرهنگی را از مردم سلب نکنند:
این اتفاق درباره بعضی محصولات مجوزدار میافتد که واقعاً جای تأسف دارد. در کشور ما هیچ عاقلی موافق اعطای آزادی عمل به افراد و مؤسسات فرهنگی مسئولیتنشناس برای تولید محصولات ناسالم و غیراخلاقی نیست؛ آزادی دادن به این افراد یا مؤسسات، مثل آزادی دادن به یک سارق مسلح یا جانی در شهر و راضی شدن به رواج ناامنی است؛ با این تفاوت که جنایت فرهنگی معمولاً بیسروصدا انجام میشود و زمانی توجهات را به خود جلب میکند که دیگر دیر شده است: بنابراین تأکید بنده این است که دولت جدید مراقب باشد عدهای با ژست آزادی، امنیت فرهنگی را از مردم سلب نکنند.
–فرهنگ در طول سالهای گذشته عمدتاً معطوف به بالاشهرنشینان بوده است:
وقتی صحبت از مردم و حاکم شدن میل و گرایش مردم در عرصه فرهنگ میشود، باید روشن شود منظور از مردم چهکسانی هستند؛ آیا طیف ثروتمند و مرفهین بیدرد میتوانند بهخاطر برخورداری از ظهور و بروز اجتماعی بیشتر و یا برخورداری از صدایی بلندتر، علایق و دغدغههای فرهنگی خود را به همه مردم تحمیل کنند یا نه؟ باید توجه داشت که فرهنگ در کشور ما در طول سالهای گذشته عمدتاً معطوف به بالاشهرنشینان بوده و یکی از دلایل مهم بیرونقی یا ورشکستگی اقتصادی فرهنگ هم همین است که بخش اعظم مردم ما که عمیقاً معتقد به اسلام و علاقهمند به سبک زندگی اسلامی- ایرانی هستند، ردی از علایق خود را در بسیاری از آثار فرهنگی خصوصاً در حوزه سینما و تئاتر پیدا نمیکنند.
–دولتها متناسب با آرمانهای ملی و دینی، سیاستهای فرهنگی روشنی داشته باشند:
مسئله مهمی که نمیتوان از آن بهسادگی گذشت این است که دولتها نمیتوانند از هدایتگری در عرصه فرهنگ سر باز بزنند. درهرحال طبیعی است که هیچکس هرج و مرج یا اباحیگری فرهنگی را نمیپذیرد بنابراین توقع میرود دولتها متناسب با آرمانهای ملی و دینی، سیاستهای فرهنگی روشنی داشته باشند و زمینه تحقق این سیاستها را در صحنه عمل مهیا کنند. باید توجه داشت که انجمنها و مجامع صنفی نیز محتاج هدایت دولتند و هیچ دولتی نمیتواند نقش خود را در هدایتگری به آنها واگذار کند.
دولتها از واگذاری اختیارات ذاتی خود به انجمنهای صنفی پرهیز کنند:
–روشن است که انگیزه اصلی مجامع و اتحادیههای صنفی دفاع از منافع و حقوق اعضایشان است و گاهی اوقات بین این منافع و مصالح عمومی تناقض ایجاد میشود. متأسفانه کمتر سراغ داریم که این جنس مجامع منافع اعضای خود را قربانی مصالح عمومی کنند. با این ملاحظه، باید دولتها از واگذاری تکالیف و اختیارات ذاتی خود به انجمنها و مجامع صنفی پرهیز کنند و اجازه بدهند تا این اتحادیهها متناسب با فلسفه وجودی خود در عرصه فرهنگ نقش آفرینی کنند و نه بیشتر.
–صدای نیروهای انقلابی از سوی مدعیان آزادی خفه میشود:
در نظام اسلامی هیچکس مخالف آزادی اندیشه و بیان نیست. بهنظر من، بهعکس آنچه وانمود میشود، این نیروهای انقلابی هستند که چه در محیط دانشگاهها و چه در محیطهای فرهنگی و رسانهای از آزادی کافی برای نقد عالمانه اندیشه و فرهنگ غرب و معرفی چهره حقیقی اسلام و انقلاب محرومند و صدای آنها از سوی مدعیان آزادی خفه میشود. ما حتماً از گسترش فضای آزاد در عرصه فکر و فرهنگ مبتنی بر قانون، استقبال میکنیم و آن را فرصتی مغتنم برای بیان ناگفتههای فراوان خود درباره ماهیت جریان روشنفکری سکولار و حلقههای انحراف و تحجر تلقی میکنیم.
باید توجه داشت که تا الآن این فرصت به نخبگان متدین و انقلابی بهنحو شایسته داده نشده و اغلب با غوغاسالاری و زدن برچسبهای مختلف نظیر بیسوادی و غیره، آزادی طرح خیلی از واقعیتها از آنها سلب شده است. البته امیدوارم روشنفکری غربگرا تحمل شنیدن نقدهای مبنایی و صریح را داشته باشند و در مواقعی که با شکست روبهرو میشوند به رفتارهای تند و نامتعارف روی نیاورند.
گروگانگیری فرهنگ بهوسیله سیاست؛ نگرانی جدی و همیشگی اصحاب فرهنگ:
یکی از نگرانیهای جدی و همیشگی اصحاب فرهنگ گروگانگیری فرهنگ بهوسیله سیاست است. البته منظورم از سیاست، سیاست بازی است. وقتی بعضی از سیاسیون فرهنگی میشوند و سنگ فرهنگ را به سینه میزنند، این نگرانی بیشتر میشود. ما در دوران اصلاحات شاهد این گروگانگیری بودیم. متأسفانه بعضی از اصحاب سیاست نگاه ابزاری به فرهنگ دارند، در واقع اینها نه درک عمیقی از فرهنگ دارند و نه دلشان واقعاً برای فرهنگ میسوزد، اما با بهرهگیری زیرکانه از فرهنگ، اسب خود را در میدان سیاست میتازانند. در چنین شرایطی، روشن است که ضرر اصلی متوجه مردم است که بهاسم کار فرهنگی و یا آزادی فرهنگی، قربانی منفعت طلبیهای یک گروه سودجو میشوند.
–ماه عسل مدلهای توسعه غربی تمام شده است/ به تجویز نسخههای غربی در ایران بدبین باشیم:
امروز نظام لیبرال دموکراسی و مدلهای توسعه غربی هم در مقام نظر و هم در مقام عمل به بنبست رسیدهاند و بهاصطلاح خودشان، ماه عسل آنها تمام شده است. نمیدانم چه اتفاقی فراتر از بحرانهای عمیق و دنبالهداری که بهویژه طی ۵-۴ سال اخیر در غرب شاهد آن هستیم باید بیفتد تا دلباختگان به غرب به شکست غرب اذعان کنند و بهقول امام راحل از سجده کردن بهسمت غرب منصرف شوند؟ البته بهنظر من، اینکه محصول نظام دموکراسی لیبرال بهخصوص از جهات فرهنگی ــ اجتماعی چیست، اظهر من الشمس است لذا منطق حکم میکند که در موضوع پیشرفت پا جای پای غربیها نگذاریم و به تجویز نسخههای غربی در ایران کاملاً بدبین باشیم.
–بهنام تعامل فرهنگی با دنیا، چوب حراج به هویت ملی و دینی خود نزنیم:
اینکه گفته میشود باید درهای کشور را بهروی دنیا ــ که اغلب منظور اروپا و امریکا است ــ باز کنیم، سخن زیبایی است، اما مهم این است که اولاً فقط واردکننده نباشیم، بلکه صادرکننده هم باشیم، ثانیاً حق مسلم خودمان را در نقد و گزینش فرهنگ وارداتی نادیده نگیریم و بهبیان واضحتر، بهاسم تعامل فرهنگی با دنیا، چوب حراج به دارائیها و هویت ملی و دینی خود نزنیم.
امیدواریم آقای شبستری و استاندار محترم در عمل به شعار اعتدال پایبند باشد و شاهد شکلگیری یک فضای مساعد بانشاط فکری ــ فرهنگی برای رشد فضائل انسانی و اخلاقیات در جامعه باشیم؛ در گام اول انتخاب مدیران میانهرو، قوی و متدین حذف مدیران افراطی و دروغگو و متظاهر و معتقد به شارلاتانیزم و چند چهره که هر روز خود را به یک شکل و رنگ در می آورند برای عرصه فرهنگ و همچنین دو نظام آموزش عالی و آموزش و پرورش میتواند شواهدی مهم برای اراده استاندار و دولت جدید برای تحقق اعتدالگرایی در صحنه عمل محسوب شود.
جبار
تاریخ : ۱۷ - شهریور - ۱۳۹۳
سبک زندگی یکی از مفاهیم جامعه شناسی و علوم اجتماعی است که مجموعه ای از نوع نگاه به زندگی، هویت، خانواده، روابط اجتماعی و … را در برگرفته و در این سالها به دلیل تضاد های عمیق حاصل از رخنه غرب در بافت های گوناگون جامعه چندسالی است بسیار مورد توجه و بحث بوده است.
این در حالی است که به دلیل احاطه غرب بر افکار عمومی دنیا همه چیز با ترازوی غرب سنجیده شده و گویی دنیا مجبوراست طبق سبک و خواسته غرب پیش برود کما اینکه بسیاری از روشهای معیشتی، تربیتی و آموزشی غرب با مشکلات فراوان روبه رو است و حتی در کشورهای با فرهنگ مشابه غرب جوابگو نبوده و با شکست مواجه شده است و به این ترتیب جایی در فرهنگ کشورهای اسلامی نداشته و محکوم به زوال است.
سبک زندگی اسلامی که مدت زیادی از مورد بحث قرار گرفتن آن نمی گذرد به دلیل ریشه داشتن در سنت اسلامی ایرانیان طرفداران بسیاری را جذب کرده و به نوعی مورد پذیرش عمومی جامعه قرار گرفته است به طوری که خیلی زود طرفداران خود رایافته و به سرعت در حال تکمیل و گسترش است.
سبک زندگی اسلامی سردمدار مسائلی چون احترام، حیا، حق الناس، تدین، ساده زیستی و بسیاری از مقوله های زیستی، آموزشی و … است و هیچ گاه تجمل گرایی،مصرف زدگی ، فساد و فحشا و مسائلی از این قبیل در آن راه ندارد به همین دلیل بسیاری از آسیب هایی که در غرب به معضلی غیر قابل حل تبدیل شده است را در پی نداشته و زندگی سالم،ساده و آرامی را در پی دارد اما متاسفانه در سایه تفکرات غربی تزریق شده به قشر جوان سبک زندگی اسلامی در کشور ما مغفول واقع شده و کمتر در زندگی روزمره به آن می پردازیم.
مقداری از مشکلات موجود حاصل بیفکری خودمان و مقداری نیز نتیجه تقلید از غرب است، اگر تمام روز و شب سال را در مورد نحوه زندگی بحث کنیم، تمام شواهد حکایت از فاصله ما از سبک زندگی اسلامی دارد، نه خوابیدن، نه نامگذاری، نه مراسمات و نه بسیاری از عملکردهای ما در زندگی انطباق دقیق با سبک زندگی اسلامی ندارد.
به گفته محققان ایران به دلیل داشتن بافت سنتی- اسلامی هیچگاه نمی تواند سبک زندگی غربی را در خود بپذیرد و در خود حل کند چراکه شاخصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جوامع غربی به هیچ عنوان با شاخص های کشورهای اسلامی همخوانی نداشته و تضاد عمیق آنان هیچگاه منجر به تفاهم این دو نخواهد شد.
ازدواج، تربیت فرزند، روابط با دوستان و آشنایان و احترام به والدین مواردی است که در چند سال اخیر با تاسی از فرهنگ غرب دچار مشکلاتی شده است که جامعه هدف آن نیز قشر جوان جامعه است و به دلیل جوان بودن رده سنی در کشور ما متعاقبا قشر وسیعی از جامعه را درگیر خود می کند و تاثیر شدیدی در کیفیت زندگی دارد به طوری که همه ماکم و بیش با مثال های عینی از این نوع آسیب ها آشنا هستیم.
بنابراین برای حفظ کیان خانواده، فرهنگ و تفکرات سالم اسلامی بر ما لازم است که هرچه بیشتر به کیفیت زندگی و رواج سبک اسلامی در زندگی خود اهتمام بورزیم و متکی به سبکی وارداتی که هیچ سنخیتی با نحوه تربیتی ما ندارد، نباشیم
پس چرا دولت در امور فرهنگی