آدرس منزل کسیکه از پول بیت المال برای خودش خانه خریده

از بیت المال مسلمین برای خودش خانه خریده بود. و البته ظواهر قانونی کار را طوری چیده بود که کسی بویی نبَرد؛ به هرحال خودش قاضی است و راههای فرار از قانون را بهتر از هرکسی می داند. شریح بن حارث سالها بود که قاضی بود و جزو کارگزاران جا افتاده در حاکمیت اسلامی شده […]

از بیت المال مسلمین برای خودش خانه خریده بود. و البته ظواهر قانونی کار را طوری چیده بود که کسی بویی نبَرد؛ به هرحال خودش قاضی است و راههای فرار از قانون را بهتر از هرکسی می داند.
شریح بن حارث سالها بود که قاضی بود و جزو کارگزاران جا افتاده در حاکمیت اسلامی شده بود. برخورد امام با او، و کلام فصیح و بلیغ و بی نظیر مولای مان، خطاب به شریح، درسی است که خواندن آن برای همه آنها که دستشان به بیت المال میرسد، واجب است.

به امیرمومنان حضرت علی علیه السلام خبر دادند که شریح بن حارث که از قضات منصوب امام بود، خانه ای به قیمت ۸۰ دینار خریده است.
امام او را احضار کردند و به او فرمودند: ” به من خبر دادند خانه ای به ۸۰ دینار خریده ای، و سندی برای آن نوشته ای، و گواهانی آن را امضاء کرده اند؟”
شریح گفت: آری امیر مومنان!
امام علی علیه السلام نگاه خشم آلودی به او کردند و فرمودند:

“اى شریح! به زودى کسى به سراغت مى آید که به نوشته ات نگاه نمى کند، و از گواهانت نمى پرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد.
اى شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشى، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست داده اى.
اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودى، براى تو سندى مى نوشتم که دیگر براى خرید آن به درهمى یا بیشتر، رغبت نمى کردى و آن سند را چنین مى نوشتم: 

این خانه اى است که بنده اى خوارشده، و مرده اى آماده کوچ کردن، آن را خریده، خانه اى از سراى غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهى مى گردد:

یک سوى آن به آفتها و بلاها،
سوى دوم آن به مصیبتها،
و سوى سوم به هوا و هوسهاى سست کننده،
و سوى چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم مى شود، و در خانه به روى شیطان گشوده است.

این خانه را فریب خوردۀ آزمند، از کسیکه خود به زودى از جهان رخت برمى بندد، به مبلغى که او را از عزت و قناعت خارج و به خوارى و دنیاپرستى کشانده، خریدارى نموده است.هرگونه نقصى در این معامله باشد، بر عهده پروردگارى است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون (کسرى) و (قیصر) و (تبع) و (حمیر) را نابود کرده است.

“کَتَبَهُ لِشُرَیْحِ بْنِ الْحارِثِ قاضیهِ
] رُوِىَ اَنَّ شُرَیْحَ بْنَ الْحارِثِ قاضِىَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلَیْهِ السَّلامُ اشْتَرى عَلى عَهْدِهِ داراً بِثَمانینَ دیناراً، فَبَلَغَهُ ذلِکَ، فَاسْتَدْعاهُ وَ قالَ لَهُ:[
بَلَغَنى اَنَّکَ ابْتَعْتَ داراً بِثَمانینَ دیناراً، وَ کَتَبْتَ لَها کِتاباً، وَ اَشْهَدْتَ فیهِ شُهُوداً! ] فَقالَ لَهُ شُرَیْحٌ: قَدْ کانَ ذلِکَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ. قالَ: فَنَظَرَ اِلَیْهِ نَظَرَ مُغْضَب، ثُمَّ قالَ لَهُ: [ یا شُرَیْحُ اَما اِنَّهُ سَیَأْتیکَ مَنْ لایَنْظُرُ فى کِتابِکَ، وَ لا یَسْاَلُکَ عَنْ بَیِّنَتِکَ، حَتّى یُخْرِجَکَ مِنْها شاخِصاً، وَ یُسْلِمَکَ اِلى قَبْرِکَ خالِصاً. فَانْظُرْ یا شُرَیْحُ، لاتَکُونُ
ابْتَعْتَ هذِهِ الدّارَ مِنْ غَیْرِ مالِکَ، اَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَیْرِ حَلالِکَ، فَاِذا اَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دارَ الدُّنْیا وَ دارَ الاْخِرَهِ.
اَما اِنَّکَ لَوْ کُنْتَ أَتَیْتَنى عِنْدَ شِرائِکَ ما اشْتَرَیْتَ، لَکَتَبْتُ لَکَ کِتاباً عَلى هذِهِ النُّسْخَهِ، فَلَمْ تَرْغَبْ فى شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرْهَم فَما فَوْقُ. وَ النُّسْخَهُ هذِهِ:
هذا مَا اشْتَرى عَبْدٌ ذَلیلٌ، مِنْ مَیِّت قَدْ اُزْعِجَ لِلرَّحیلِ، اشْتَرى مِنْهُ داراً مِنْ دارِ الْغُرُورِ مِنْ جانِبِ الْفانینَ، وَ خِطَّهِ الْهالِکینَ. وَ تَجْمَعُ هذِهِ الدّارَ حُدُودٌ اَرْبَعَهٌ: الْحَدُّ الاَْوَّلُ یَنْتَهى اِلى دَواعِى الاْفاتِ، وَ الْحَدُّ الثّانى یَنْتَهى اِلى دَواعِى الْمُصیباتِ، وَ الْحَدُّ الثّالِثُ یَنْتَهى اِلَى الْهَوَى الْمُرْدى، وَ الْحَدُّ الرّابِعُ یَنْتَهى اِلَى الشَّیْطانِ الْمُغْوى، وَ فیهِ یُشْرَعُ بابُ هذِهِ الدّارِ.
اِشْتَرى هذَا الْمُغْتَرُّ بِالاَْمَلِ، مِنْ هذَا الْمُزْعَجِ بِالاَْجَلِ، هذِهِ الدّارَ بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَناعَهِ، وَ الدُّخُولِ فى ذُلِّ الطَّلَبِ وَ الضَّراعَهِ; فَما اَدْرَکَ هذَا الْمُشْتَرى فیمَا اشْتَرى مِنْهُ مِنْ دَرَک، فَعَلى مُبَلْبِلِ اَجْسامِ الْمُلُوکِ، وَ سالِبِ نُفُوسِ الْجَبابِرَهِ، وَ مُزیلِ مُلْکِ الْفَراعِنَهِ، مِثْلِ کِسْرى و قَیْصَرَ، وَ تُبَّع وَ حِمْیَرَ. “

انتهای خبر