یاداشت/ حاشیه نشینی در کلانشهر تبریز

*اعتدال پرس/ با توجه به افزایش روزافزون جمعیت شهری و گسترش جغرافیایی شهرها، مهاجرت بی رویه روستانشینان به شهرهای بزرگ به یک معضل بغرنج برای چنین شهرهایی تبدیل شده است. عدم توازن در توسعه ی شهری باعث ایجاد حاشیه نشینی شده و این خود مشکلات عدیده ی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.. را به دنبال داشته […]

*اعتدال پرس/ با توجه به افزایش روزافزون جمعیت شهری و گسترش جغرافیایی شهرها، مهاجرت بی رویه روستانشینان به شهرهای بزرگ به یک معضل بغرنج برای چنین شهرهایی تبدیل شده است. عدم توازن در توسعه ی شهری باعث ایجاد حاشیه نشینی شده و این خود مشکلات عدیده ی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.. را به دنبال داشته است.

حاشیه نشینی به نوعی از شیوه زندگی اطلاق می شود که نسبت به سه شیوه ی رایج زندگی یعنی شهری، روستایی و عشایری متفاوت بوده و با ویژگی های اقتصادی و اجتماعی مخصوص به خود، بافت فیزیکی معینی را به وجود می آورد. حاشیه نشین ها به دلیل عدم تطبیق محیط شهری از یکسو وعوامل پس ران شهری ازسوی دیگر، ازمحیط های شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانون های پیوسته یا جدا ازهم دراطراف شهرها تبدیل می شوند که این کانون ها با سکونت متعارف شهری مغایرت دارد.

کلانشهر تبریز نیز متاسفانه از توازن توسعه ی شهری صحیحی برخوردار نبوده و از پدیده حاشیه نشینی رنج می برد.

براساس آمار، پدیده ۴۰۰هزارنفری (حاشیه نشینان کلانشهرتبریز) امروزه به یکی از اساسی ترین و اصلی ترین معضلات شهری این کلانشهر تبدیل شده است که بی شک توجه اساسی مسئولان را می طلبد.

البته رونق حاشیه نشینی درتبریز به قبل از انقلاب برمی گردد. سال هایی که با احداث واحدهای بزرگ صنعتی،آهنگ خالی شدن روستاها دراستان سرعت بیشتری گرفت و حاشیه نشینی جنبه ی عینی و ملموس تری به خود گرفت.

با حضور اولین گروه از مهاجران در بخش های شمالی شهر -که برخلاف نامش از محروم ترین مناطق بوده و هست- دیگر حاشیه نشینان نیز با اسکان در این بخش و منطقه شمال غربی به تدریج به بخش های جنوبی شهر نیز سرازیر شدند تا با ساخت وسازهای سلیقه ای و نامتعارف علاوه بر بخشیدن چهره ای بدقواره به سیمای تبریز، باعث بروز مشکلات عدیده ای نیز شوند که با گذشت زمان این مشکلات ابعاد وسیع تری نیز یافته است.

بسیاری از این مناطق از کم ترین استانداردهای مهندسی شهرسازی نیز به دور بوده و با کوچه های تنگ وباریک که خانه های زیادی را در دل خود جای داده است، عملا فضای هرگونه امدادرسانی در مواقع اضطراری را از متولیان امر سلب نموده است.

این مناطق با محروم ماندن از خدمات عمومی از جمله مراکز آموزشی، فرهنگی و بهداشتی به مرکزی برای شیوع انواع بیماری ها و ناهنجاری های اجتماعی تبدیل شده است.

نبود مراکز بهداشتی و درمانی مناسب در کنار فقدان مراکز فرهنگی و آموزشی باعث شده تا این بخش از کلانشهر تبریز مستعد تولد بیماران و بزهکارانی باشد که به عنوان یک “معضل لاینحل” می تواند مسئولین را به چالش بکشد و تا امروز نیز کشیده است.

ناگفته پیداست که حاشیه نشینان کنونی شاید به سادگی راضی به بازگشت به موطن اصلی خویش نشوند و با چشیدن طعم زندگی شهری حتی به قیمت تلخ کردن کام دیگر شهروندان به زندگی کنونی تمایل داشته باشند ولی این بار مسئولیت مسئولان کلانشهر تبریز را سبک تر نمی کند.

می توان با فرهنگسازی و ایجاد بسترهای مناسب در روستاها و ممانعت از ترویج زندگی مجلل در رسانه ها –به ویژه سیما- که منجر به سرازیر شدن افرادی می شود که برای رسیدن به سراب آرزوهایشان دست به مهاجرت می زنند، مانع از افزایش روزافزون حاشیه نشینی شد.

بالابردن استانداردهای زندگی در روستاها و فراهم نمودن امکانات مناسب تفریحی، سرگرمی و آموزشی و بهداشتی می تواند تمایل به زندگی در روستاها را افزایش داده و به همان میزان نیز از هجوم بی رویه آنان به شهرها بکاهد.

مطمئنا با آگاهی بخشی و اطلاع رسانی صحیح و شفاف از عواقب ناگوار حاشیه نشینی، می توان از حجم این مهاجرت های زیانبار که برای هر دو سوی ماجرا (هم مهاجران و هم مهاجرپذیران) بسیار خسارت بار است کم کرد.

ارائه تسهیلات در بهبود وضع کنونی حاشیه نشین ها اجتناب ناپذیر بوده و به عنوان بخشی ناخوانده از وظایف شهری بر دوش متولیان امر بوده و امید است با به کارگیری کارشناسان نخبه درشهرداری ها ومدیریت جامع شهری در کلانشهر تبریز

ضمن برطرف نمودن مشکلات آنان، برای تحقق اهداف بلند مدت در خصوص قطع مهاجرت ها، تدبیری نیز اندیشیده شود.

بی شک حل معضل حاشیه نشینی جز با درایت و دلسوزی مسئولین شهری میسر نخواهد شد.

 * فرهاد صفری

انتهای خبر