الزامات مدیریتی در دولت تدبیر و امید

یادداشت/ واقعیت این است که بخشنامه وزیر کشور در این خصوص، باعث انسداد سیاسی درعرصه مدیریتی و زمین‌گیر کردن نیروهای اصلاح‌طلب گردید٫ از طرفی دیگر دولت در آغاز فعالیت خود، ٫٫٫٫ اعتدال پرس/ مقدمه: معمولاً با تغییر دولت‌ها مدیران،خصوصاً مدیران سیاسی تعویض می‌شوند٫ چرا که بیشترین اقتدار دولت‌ها در حوزه سیاسی است و این ویژگی […]

یادداشت/ واقعیت این است که بخشنامه وزیر کشور در این خصوص، باعث انسداد سیاسی درعرصه مدیریتی و زمین‌گیر کردن نیروهای اصلاح‌طلب گردید٫ از طرفی دیگر دولت در آغاز فعالیت خود، ٫٫٫٫

اعتدال پرس/ مقدمه:

معمولاً با تغییر دولت‌ها مدیران،خصوصاً مدیران سیاسی تعویض می‌شوند٫ چرا که بیشترین اقتدار دولت‌ها در حوزه سیاسی است و این ویژگی اصلی مدیریت دولتی است که از رابطه سیاستمداران و مردم تعریف می‌شود، سیاستمداران پیروز، پاسخگوی وعده‌های انتخابی خود بوده و مدیران، مسئولیت دست‌یابی به نتایج را برعهدهدارند و اگر این همبستگی به وجود نیاید سیاستمداران در تحقق اهداف خود ناکام می‌مانند٫ طبیعی است که انتظار معقول آن بود که بعد از انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲، بیشترین تحولات در وزارت کشور به وجود آید٫

وقتی اعلام شد که یکی از دولتمردان سابق که اعتقاد داشت خراب نشدن دیوار یکی از منازل در زلزله به خاطر نصب عکس آقای احمدی‌نژاد روی آن بوده است، به سمت معاونت وزیر کشور دولت تدبیر و امید منصوب شده،خیلی از سیاسیون فکر کردند شاید ایشان روی میزش هم یک عکس احمدی‌نژاد گذاشته بود٫ چون شواهد حاکی از آن است که زلزله انتخابات ۹۲ ایشان را تکان که نداد هیچ، باعث رشد و شکوفایی‌اش هم شد و این تنها محدودبه یک مدیر نبود، بلکه شامل طیف گسترده‌ای از مدیران احمدی‌نژادی می‌شود که در نهادهای دولتی جاخوش کردند و منتظر فرصت مناسب برای ناکارآمد نشان دادن دولت تدبیر و امید هستند٫

ماجرا از آنجا آغاز شد که اصلاح‌طلبان با بخشنامه وزیر محترم کشور در محدودیت به‌کارگیری و انتصاب فرمانداران به غیر کارکنان وزارت کشور غافل‌گیر شدند٫ بخشنامه‌ای به‌ظاهر موجه که با استدلال فرصت و تجربه‌اندوزی برای کارکنان وزارت کشور توجیه می‌شد؛ اما در عمل باعث انسداد سیاسی، محرومیت و عدم به‌کارگیری نیروهای سیاسی توانمند و همسو با جریانات اصلاح‌طلب گردید٫ طبیعی است که با انتخاب عالی‌ترین مقامات سیاسی در شهرها از خنثی‌ترین استانداران و فرمانداران، گردش امور برمدار سابق باشد٫ البته تأکیدرئیس‌جمهور محترم دکترحسن روحانی، در اولین همایش استانداران کشور بر روی این بود که طوری رفتار نشود که یک‌طرف یا جناح احساس شکست کند و حرکت استانداران بر توسعه استان‌ها، قانون مداری، حل مشکلات مردم و رعایت حقوق شهروندی باشد، ولی گویا وزارت کشور از آن‌سوی بام افتاده و به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که حامیان دولت احساس کنند شکست‌خورده‌اند٫

به عقیده بسیاری از کارشناسان و اهل‌فن، تیم مدیریتی ناکارآمدی که مدیران میانی دولت نهم و دهم را تشکیل می‌داد، اصلی‌ترین عامل شکست احمدی‌نژاد و ناکارآمدی دولت وی بود٫ وقتی دکتر روحانی اظهار داشتند: «مدیران اتوبوسی که بدون بلیت سوار شده‌اندباید از اتوبوس پیاده شوند» پشت خیلی از این مدیران لرزید؛اما باگذشت چندی از عمر دولت یازدهم؛ وقتی این مدیران دیدند که خبری نیست با خیالی آسوده در کمین فرصت‌ها نشستند٫

بی‌گمان بزرگ‌ترین سرمایه دولت تدبیر و امید در تحولات آتی سیاسی، حفظ سرمایه‌های اجتماعی پدیده آمده از جریان انتخابات و تعمیق و بسط آن در مراحل گذار پیش رو است٫ اینک دولت یازدهم نیازمند جدی عمل به وعده‌ها و همچنین بهبود شرایط عمومی کشور و مردم به‌ویژه از منظر اقتصادی است٫ بدیهی است که در این مسیر سامان‌بخشی به ساختار اداری و اجرایی امری ضروری و مهم‌ترین رکن در این پروسه خطیر است٫ امکان بازسازی و کارآمدسازی سیستم منطبق با شعارهای اعلامی و مطالبات عمومی فراهم آمده، اما به دلایل مختلف این مهم محقق نشده و ساختار اداری آن‌گونه که انتظار می‌رفت دچار تغییر و تحول نگردیده است٫ اکنون این مدیران برای نگه‌داشتن پست و مقام خود، دست به دامن گروه‌های سیاسی تندرو و یا برخی جریان‌های رسانه‌ای خاص شده و با اعمال فشارهای سیاسی به دولت و شخص رئیس‌جمهور در تلاش هستند تا وزرا و مدیران اصلاح‌طلب را از تداوم تغییرات ضروری باز دارند٫ پایداری چنین وضعیتی در طول نزدیک به یک و نیم سال گذشته از عمر دولت تدبیر و امید، این روزها به‌تدریج نتایج و برون دادهای خود را به رخ دولتمردان و حامیان انتخاباتی دکتر روحانی می‌کشد٫

فی‌المثل در جلسه معارفه فردی نزدیک به جبهه پایداری به‌عنوان فرماندار یکی از شهرهای استان فارس، نشان داد که نه‌تنها حامیان محلی جریان افراطی اقدام به برگزاری جشن وشادمانی کرده بودند،بلکه فرماندار جدید هم که با فشار یکی از نمایندگان جبهه پایداری درمجلس به این منصب رسیده بود درجلسه معارفه خود با کنایه به حامیان روحانی گفت: «امروز پیروز ماراتن یک‌ساله تعیین فرماندار این شهر آقای…٫ است»(!)

بدیهی است که فرمانداران بایستی نمایندگان دولت درهر شهرباشند وبه‌نوعی قرائت کننده مشی کلی وکلان دولت درمنطقه؛ اماگویی این مسئله برای جریان افراطی پذیرفتنی نیست وهمان‌ طورکه ذکرآن رفت، آن را ماراتن ورقابتی برای خودمی‌دانندکه بایدنیروهایشان رادرآن مناصب بچینندکه متأسفانه باتوجه به ضعف وزارت کشور،دربرخی ازشهرهای کشور این اتفاق رخ‌دادهاست٫ دراین مراسم جای نام احمدی‌نژادهم خالی نبود وتبلیغ وعناوینی برای دولت احمدی‌نژاد به کارگرفته شدبه نحوی بودکه گویا هنوز از ۲۴ خردادگذرنکرده‌ایم٫ فرماندارجدیدهم،معاون استاندار را هم این‌ گونه برای سخنرانی دعوت کردوگفت: «ازتنهابازمانده دولت احمدی‌نژاددر استانداری می‌خواهیم جمع رابه فیض برسانند٫» گفتنی است که دراین جلسه حتی مسئولین ستادروحانی به مراسم معارفه دعوت هم نشده بودند٫ این وضعیت فقط مختص این شهرنیست ودراغلب شهرستان‌های کشورمان هم وجودداشته باشد٫

شاید بتوان وضعیت امروز «دکتر روحانی» با «بارک اوباما» مقایسه کرد٫ اکنون دولت در دست اوبامای دموکرات و مجلس سنا در دست جمهوری‌ خواه‌ها قرار دارد٫ آیا اوباما به این خاطر از اهداف و برنامه‌های خود کوتاه می‌آید که نظر جمهوری‌خواه‌ها را جلب کند٫ او می‌داند که رمز موفقیتش در اجرای همان برنامه‌های اعلام‌شده‌اش در خصوص اصلاح مهاجرت، بیمه و … است!

واقعیت این است که بخشنامه وزیر کشور در این خصوص، باعث انسداد سیاسی درعرصه مدیریتی و زمین‌گیر کردن نیروهای اصلاح‌طلب گردید٫ از طرفی دیگر دولت در آغاز فعالیت خود، به نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیش از اندازه‌ای میدان داد و این توقع را در آنان ایجاد کرد که در انتخاب استانداران، فرمانداران و بخشداران دخالت کنند٫ این اقدامات دست‌ به‌ دست هم داده و باعث محرومیت اکثر استان‌ها از داشتن استانداران توانمند و بالطبع فرمانداران و بخشداران توانمند گردد٫ به‌ طوری‌که شاید بتوان گفت وزارت کشور دولت یازدهم در اختیار نمایندگان مخالف دولت است و این خطر را ایجاد کرده است که در انتخابات آتی مجلس، اصلاح‌طلبان کارگزاران مورد اعتمادی نداشته باشند٫ جابجایی‌ها و تغییرات اندک دروزارت کشور باعث گردید که در دیگر وزارتخانه‌ها هم به تأسی، تغییرات مدیریتی اندکی صورت بگیرد و زمینه را برای سوءاستفاده مدیران سابق فراهم آورد٫

نتیجه‌گیری:

در دین مبین اسلام،سیاست هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای رسیدن آدمی به اهداف عالیه اسلامی و انسانی است٫ وقتی یک جریان سیاسی به حاکمیت می‌رسد، باید بازوان اجرائی او در خدمت فرامین مغزش باشد وگرنه کاری از پیش نخواهد برد٫ اختلاف ما اصلاح‌طلبان با اصول‌گرایان یک اختلاف لفظی نیست، بلکه بر شیوه‌ها و راهکارهای مدیریتی است٫ مسئله، یافتن یک نظام پاسخگوی موفق هم برای دولت و هم برای وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی است٫ معمولاً مدیران نهادهای دولتی، افرادی با ریسک‌پذیری اندک خواستاریک زندگی مرفه و آرام، بدون پاداش کافی و یا تنبیه شدید و باکفایتی کمتر از مدیران بخش خصوصی تلقی می‌شوند٫ مدیران می‌توانندنقصان‌ها و ضعف‌های خود را به عوامل مختلف ازجمله کمبود بودجه و دخالت مقامات سیاسی و… نسبت دهند و دولت‌ها هم می‌توانند مدیران را مقصر قلمداد کرده و آن‌ها را عزل و جابجا کنند؛ امادرنهایت این رهبران سیاسی هستند که باید پاسخگوئی مردم باشند٫ اکثریت مردم به تغییر رأی دادند و توقع ندارد که دولتی با اهمال وزیری فرصت‌های به‌دست‌آمده را به باد دهد و یا مرعوب جریانی شود که نمایندگانش در غیاب اجباریاصلاح‌طلبان و با حداقل پشتوانه مردمی به … راهیافته‌اند٫ اگر رئیس‌جمهور محترم «دکتر حسن روحانی» نمی‌خواهد مثل رئیس‌جمهور سابق در سفرهای استانی خود، با ده‌ها گونی نامه دادخواهی مردم روبرو شود، از همین اکنون باید به فکر اصلاح نظام مدیریتی کشور باشند و این کار با وجود بخشنامه وزیر کشور و عدم امکان استفاده از مدیران توانمند اصلاح‌طلب ممکن نخواهد بود و فردا، دیر خواهد بود٫

اسماعیل خلفازاده: نویسنده- مترجم

انتهای خبر