یادداشت اختصاصی اعتدال پرس/ اخلاق سیاسی در جامعه اسلامی ایران

محمد میلادی/ یکی از نظریه های مطرح شده درباره نسبت میان اخلاق و سیاست ،” یگانگی اخلاق و سیاست” است٫ وحدت و پیوند اخلاق و سیاست مورد تأکید دین اسلام می باشد و در این دیدگاه اخلاق و سیاست هر دو معطوف به تأمین سهادت انسانی بوده و در نتیجه قانونمندی یکسانی بر آنها حاکم […]

محمد میلادی/ یکی از نظریه های مطرح شده درباره نسبت میان اخلاق و سیاست ،” یگانگی اخلاق و سیاست” است٫ وحدت و پیوند اخلاق و سیاست مورد تأکید دین اسلام می باشد و در این دیدگاه اخلاق و سیاست هر دو معطوف به تأمین سهادت انسانی بوده و در نتیجه قانونمندی یکسانی بر آنها حاکم است٫

مبانی بنیادین چنین رویکردی نگرش توحیدی به تمام ابعاد جهان هستی است٫ به این صورت انسان در زندگی فردی خویش و زندگی سیاسی هنجارهای اخلاقی را رعایت می کند٫ نمونه بارز چنین رویکردی را در سیره بزرگان دین می یابیم٫پیامبر گرامی اسلام (ص) خود مظهر و تجلی تام عینیت اخلاق و سیاست بوده است و در تبیین رسالت خویش،حضرت می فرمایند: « انّما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق»٫

اینک بعد از فاصله زمانی قابل توجه و فترت با شرایط صدر اسلام، حکومتی دینی مبتنی بر نظام توحیدی در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی ذیل عنوان« جمهوری اسلامی» ساختار سیاسی را تحت حاکمیت الله تا زمینه سازی ظهور منجی بشریت امام مهدی (عج) شکل داده است٫ باتوجه به این موضوع فعالیت های سیاسی در جامعه ی اسلامی ایران می بایست مبتنی بر اخلاق اسلامی باشد و اخلاق مداری در عرصه ی سیاسی ،رقابت های سیاسی و فضای سیاسی ضامن آرامش اخلاقی،سلامت روحی، افزایش امیدواری و تحقق فضیلت های اسلامی و رونق معنویت در جامعه خواهد بود٫

در تبیین و تعریف اخلاق،امام خمینی (ره) می فرمایند؛ « اخلاق، حد اعتدال قوای نفس است و فضایل انسانی و اخلاقی بر آن مرتبت می باشد،اصول اخلاق که عبارتنداز قوه شهویه،قوه عدلیه، قوه علمیه، و قوه غضبیه نقطه اتصال اخلاق و سیاست هستند و سیاست های غیر الهی و حکومت های طاغوت در جهان بر افراط و تفریط این قوا، تکیه دارند» و همچنین در غایت فعل سیاسی می فرمایند؛« سیاست و اخلاق، هدفی جز انسان سازی و هدایت به سوی خدا ندارد»٫

سیاست به معنای اسلامی« روش اداره کردن جامعه یا تنظیم جامعه به صورتی که مصالح و خواسته های جامعه تحقق یابد یا به یک تعبیر ساده تر آیین کشورداری مبتنی بر احکام اسلامی» می باشد٫

با این اوصاف با بررسی اخلاق سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی در کشور از دو منظر به مسئله پرداخته خواهد شد؛ بدین ترتیب که اگر اخلاق سیاسی در جامعه ایران تابعی از احکام اسلامی باشد چه شرایطی در کشور حاکم خواهد شد و اگر اخلاق سیاسی در جامعه بغیر از احکام اسلامی و موازین الهی باشد و در اصل اخلاق سیاسی متأثر از اندیشه های غرب که با مشئی از ماکیاولی گرفته تا مارکس در عرصه سیاسی و میان فعالان سیاسی برای کسب قدرت رواج یابد، چه عواقب و پیامدهای در جامعه اسلامی ایران بدنبال خواهد داشت؟

کسی که مطابق احکام و بر مدار اخلاق اسلامی در مسائل سیاسی فعالیت می کند، عالم را در محضر خدا میبیند و در راه خدا و کسب رضایت خدا برای خدمت به مردم با تکیه بر خرد و تخصّص قدم بر می دارد، از دیدگاه امام خمینی(ره)؛ «اگر نفوسی تزکیه نشده ،و ٫٫٫ وارد بشوند در هر صحنه ٫٫٫ در صحنه سیاست و٫٫٫ خطر اینها بر بشر خطرهای بزرگ است و باید کسانی که می خواهند در این عالم ،تربیت کنند دیگران را،٫٫٫ و کسانی که می خواهند زمامداری کنند،اگر بخواهند طغیان نکنند و کارهای شیطانی نکنند ،باید تزکیه کنند خودشان را ٫٫٫» البته مقام معظم رهبری شرط ورود به مسائل سیاسی را تقوای سیاسی میدانند و در این راستا می فرمایند: «تقوای سیاسی؛ یعنی هرکس که در کار سیاست است،سعی کند با مسائل سیاسی صادقانه و دردمندانه و از روی دل سوزی برخورد کند،سیاست به معنای هم اندازی و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومی مردم ،مطلوب اسلام نیست، سیاست یعنی اداره درست جامعه؛ این جزو دین است، تقوای سیاسی یعنی انسان در میدان سیاست صادقانه عمل کند»٫

باتوجه به مطالب بیان شده قدرت برای یک فعال سیاسی متقعد به اخلاق اسلامی ابزار رسیدن به اهداف نامشروع و وسیله فشار برای تأمین منافع فردی و گروهی به حساب نمی آید، بلکه به مصداق نامه ای امیر المومنین علی (ع) به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان به قدرت می نگرد، که می حضرت نویسند؛« فرمانداری – قدرت- برای تو وسیله آب و نان نیست بلکه بر گردنت امانتی است، آنکه تو را به آن کا گمارده نگهبانی امانت را به عهده ات گذارده٫ درباره مردم حق نداری استبداد به خرج دهی٫ در مورد یکی از خزانه داران آن هستی تا آن را به من بسپاری»٫ قدرت را برای خدمت عاشقانه به مردم می پندارد و به دیده امانت به آن نظر می کند و نه فرصتی برای اختلاس بیت المال مسلمین و یا هزار نوع فسق و فجور دیگر٫

صداقت و راستی ، پایبندی به عهد و پیمان، نفی حیله و نیرنگ ، حاکمیت نگرش انسان و فرا مذهبی اصول اساسی اخلاق حاکم بر سیاست به شمار می آیند که تحقق آن در فضای سیاسی کشور موجب کاهش آسیب های اجتماعی ، رشد فضایل اخلاقی و در نتیجه با تولید وحدت و همدلی عمران و آبادانی و توسعه ی همه جانبه ی کشور را در پی خواهد داشت و به معنای کلمه «مدینه فاضله» و« جامعه مدنی» دور از دسترس نخواهد بود٫

ولیکن اگر متأسفانه اخلاق در جامعه سقوط کند و اخلاق قربانی امیال سیاسی شود می بایست نگران وضعیت آنومیکال در فضای سیاسی و اجتماعی کشور بود که در این شرایط وقوع هرگونه آسیب های جبران ناپذیر در کشور قابل انتظار است٫ اگر اخلاق سیاسی در فضای سیاسی کشور مطابق نظریه ماکیاولی باشد و فاعل امر سیاسی در کاربرد فریب مردم، پیمان شکنی، خشونت ،که هرگاه لازم دیدند، تردیدی نکنند آنگاه هست که مجری سیاست های شیطانی در جامعه هستند و اگر امروز به موارد عینی بی اخلاقی در فضای سیاسی و اجتماعی کشور برخورد میکنیم، حاصل فعالیت مخرب کسانی بوده که بی اعتقاد به اخلاق می باشند و سیاست را با اخلاق سازگار نمی دانند، مصلحت شان را تابع شرایط و زمان می بینند و حتی برای رسیدن به اهداف و خواسته هایشان اخلاق را زیر پا لگد مال می کنند و با ترویج و تبلیغ بی خلاقی در جامعه اسلامی زمینه سقوط اخلاق و تغییر ارزش ها را در جامعه دنبال می کنند٫

اگر اخلاق در جامعه بمیرد، در فضای سیاسی کشور از دل شعارهای به ظاهر مردم پسندانه،اعمال خلاف قانون و مغایر با دین متولد خواهد شد، شعار پاک سر داده میشود و ناپاک عمل میشود و شعار عدالت جای خود را به در عمل به بی عدالتی می دهد که حاصلی جزء زیاد شدن فاصله طبقاتی و تشدید آسیب های اجتماعی در برنداشت٫

اگر اخلاق مطابق با آموزه های اسلامی در سیاست عجین نباشد دروغ گفتن به مردم امر عادی و آسان خواهد بود و آمارهای ناصحیح از نرخ بیکاری ،رشد اقتصادی و میزان تورم هر روز بیشتر از دیروز ارائه خواهد شد٫ امروز اوضاع آشفته ی اقتصادی در کشور حاصل بی اخلاقی و بد اخلاقی کسانی بوده که نه تنها نتوانستند بر سفره اقشار آسب پذیر چیزی اضافه کنند بلکه با ایجاد تورم و افت ارزش پول ملی از حجم سبد خرید مردم نیز کاستند٫

در سالهای اخیر نمونه های فراوانی از بی اخلاقی در فضای سیاسی کشور اعم از افشاگری ، توهین و افترا ،برچسب زدن گرفته تا تحریک مردم و برهم زدن آرامش اخلاقی و امنیت را شاهد بودیم٫ امروز فضای سیاسی کشور بیشتر از هر زمانی نیازمند احیای اخلاق می باشد٫

سکولاریسم در جامعه ی سنتی و اسلامی ایران محصولی جز بی اخلاقی و بد اخلاقی نخواهد داشت،امروز پیاده کردن اخلاق تنها با حرف،توصیه و نصحیت عملی نمی شود بلکه الزامات دیگری دارد که باید توسط نهادهای ذیربط بطور جدی مورد پیگیری قرار گیرد٫

امام خمینی (ره) می فرمایند؛«اسلام سیاستش عبادی و عبادتش سیاسی است» همچنین مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:« اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد،آن وقت سیاست ورزی می شود یک وسیله ای برای کسب قدرت به هر قیمت،برای کسب ثروت،برای پیش بردن کار خود در دنیا،این سیاست می شود آفت ،برای خود سیاست ورز هم آفت است،برای مردمی هم که در عرصه ی زندگی آنها این سیاست ورزیده می شود هم آفت است»٫

امید است تا پیش از به مسلخ کشیده شدن اخلاق در فضای سیاسی کشور ،دولتمردان ، کارگزارن و فعالان سیاسی با هر گرایشی بتوانند امید و آرامش را در کشور نهادینه کنند و آنچه در سالهای اخیر شاهد آن بودیم از سوی هیچ جریان و فردی تکرار نشود٫

محمد میلادی کارشناس مسائل سیاسی

انتهای خبر