گریزی بر خودسوزی دو دستفروش در تبریز و اهواز/ قاضی پور: حتما در مجلس پیگیری خواهم کرد؛ شهرداری حق مصادره بساط دستفروشان را ندارد

خودسوزی یک دستفروش در تبریز که منجر به مرگ تلخ وی چند روز پیش شد، هرچند به علت عدم اطلاع رسانی صحیح و شفاف موجب سوء استفاده برخی رسانه های معاند شد ولی به علت وقوع آن چندی پس از خودسوزی یک دستفروش دیگر در اهواز، موجب واکنش رسانه های کشور به این پدیده تلخ […]

خودسوزی یک دستفروش در تبریز که منجر به مرگ تلخ وی چند روز پیش شد، هرچند به علت عدم اطلاع رسانی صحیح و شفاف موجب سوء استفاده برخی رسانه های معاند شد ولی به علت وقوع آن چندی پس از خودسوزی یک دستفروش دیگر در اهواز، موجب واکنش رسانه های کشور به این پدیده تلخ شد.

پایگاه خبری شهردارآنلاین طی گزارشی به بررسی این پدیده تلخ پرداخته که عینا در زیر می آید:

به گزارش شهردارآنلاین یک دست فروش دیگر خودش را به آتش کشید و درگذشت. حمید فرخی دیزج ملک یک دستفروش تبریزی بود که بساط دست فروشی وی توسط ماموران سد معبر برچیده شد. رسانه های محلی تبریز مدعی هستند وی پیش از خود سوزی صرفا خواستار آزاد شدن اموال توقیف شده اش توسط شهرداری بوده اما شهرداری بر مصادره اموال وی اصرار ورزیده و در نهایت وی تهدید خود را در دفتر یکی از مدیران شهرداری تبریز عملی کرده است؛ این مساله هنوز به صورت رسمی تایید یا تکذیب نشده است. حمید فرخی در اثر شدت جراحات روز ۳۰ فروردین ماه دار فانی را وداع گفته است.شهرداری حق مصادره بساط دستفروشان را ندارد

روز ۲۳ اسفند ۹۳ نیز یک جوان خرمشهری به نام “یونس عساکره” در اقدامی مشابه و احتمالا با دلایلی مشابه، خود را در مقابل ساختمان شهرداری آتش زد. وی پس از چند روز بستری روز ۲ فروردین ۹۴ در بیمارستان مطهری تهران درگذشت.

بیکاری و فقر عامل اصلی رواج دست فروشی در کشور است، دستفروش ها غالبا افرادی شریف هستند که برای کسب روزی حلال برای خانواده هایشان راهی جز دست فروشی نیافته اند، شهروندان غالبا آن ها را در حشایه خیابان های پر تردد یا مکان هایی نظیر مترو می بینند، اجناس خرد و قابل حمل و نقل را از پوشاک گرفته تا مواد غذایی و وسایل الکترونیکی به قیمتی پایین تر از نرخ واحد های تجاری می فروشند و چیزی گیرشان می آید برای به روز رساندن شب. بعضی از دستفروشان همه دارایی شان همان بساطشان است. آن ها این روزها قربانی یک تناقض تلخ هستند: قانون در برابر فقر.

شهرداری ها بر اساس قانون موظف به جمع آوری دست فروش ها هستند و در مقابل دست فروش ها در نتیجه فقر و بیکاری چاره ای جز دستفروشی در حاشیه خیابان های شلوغ یا واگن های مترو ندارند. شهرداری ها می گویند آن ها مزاحم مردم و عامل مسدود شدن معابر هستند، دست فروش ها هم ناگزیر از پیدا کردن خرده نانی برای سفره محقرشان. آن طور که برخی از رسانه های محلی ادعا کرده اند، این خود سوزی ها به دلیل جمع آوری بساطشان صورت نگرفته است، بلکه مصادره اموالشان آن ها را مجبور به خود سوزی کرده است.

اگر ادعای مصادره اموال دست فروشان صحیح باشد، این سوال مطرح می شود که آیا به لحاظ قانونی شهرداری ها حق مصادره اموال دست فروش ها و خودداری از بازگرداندن اجناسشان را دارند یا خیر؟

نادر قاضی پور، نماینده مردم ارومیه در این باره می گوید: “توقیف اموال در هر سطحی صرفا فقط در حیطه اختیارات قوه قضائیه است و باید مراحل قانونی خود را طی کند. شهرداری ها به هیچ وجه حق مصادره اموال دستفروش ها را ندارند، تاکید می کنم که صرفا با حکم قاضی و پس از طی مراحل دادگاه بدوی و تجدید نظر و قطعی شدن حکم، امکان مصادره اموال وجود دارد.”

این نماینده آذری زبان در پاسخ به این سوال که در این شرایط سخت اقتصادی آیا سهل گیری بر مردم مستضعف شایسته تر از مصادره اموال آنان نیست، می گوید: “دست فروش ها انسان های شریف و مستضعفی هستند. انسان عزیز است و احترامش بر همه واجب. نباید کاری کرد و زمینه را فراهم آورد که یک نفر مجبور شود عمل کفر انجام دهد. برخی از دست فروش ها با فشار های شدید اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، هر چند این مساله توجیهی برای خودکشی نیست اما امثال ما نمی توانیم شرایط آن ها را درک کنیم و به راحتی حکم صادر کنیم، چرا باید کاری کنیم که همشهری، هم کیش، هم وطن و همزبانمان خودکشی کند؟ نباید زمینه این اتفاقات را فراهم کرد. این اتفاقات بسیار تلخ و دردناک ناشی از فشارهای شدید روانی است. باید احترام دست فروش ها را نگه داشت، اگر خلاف کرده اند باید با احترام بساط شان را جمع و هدایتشان کرد، همانجا باید صورت جلسه کنند، یک نسخه به خود دستفروش بدهند، به او آرامش و اطمینان قلبی بدهند که اموالش را بر می گرداند.”

این نمانیده آذری زبان خواسته ای هم دارد: “بنویس قاضی پور در مجلس حتما پیگیری می کند.”

پرویز سروری، نماینده مردم تهران در شورای شهر نیز می گوید: “شهرداری ها به هیچ وجه حق مصادره اموال دست فروش ها را ندارند، باید بساط آن ها جمع آوری کنند، صورت جلسه بنویسند و سپس اموالشان را برگردانند، نمی توانند سر خود مصادره کنند، این در حوزه اختیارات قضات قوه قضائیه است.”

آقای سروری در پاسخ به این سوال که چرا در شرایط دشوار اقتصادی، مماشات بیشتری با دست فروش های فقیر صورت نمی گیرد، خاطرنشان می کند: “اگر با دست فروش ها برخورد نشود توسعه پیدا می کنند. من از شما می پرسم اگر فردا همه دستفروش ها در خیابان ها مستقر شدند و صاحبان مغازه ها از ما شکایت کردند که ما مالیات و عوارض می دهیم، چه جوابی به آن ها بدهیم؟ اگر شهروندان اعتراض کنند که چرا چهره شهر نامناسب است، به ان ها چه بگوییم؟”

پاسخ این سوال آقای سروری را نمی دانیم، اما دست فروش ها هم سوالی بی پاسخ دارند: “چگونه روزی حلال پیدا کنیم و نیاز خانواده مان را فراهم؟!” آنچه مسلم است اینکه هنوز هیچ نظرسنجی که نشان دهد اکثریت شهروندان خواستار جمع آوری بساط دست فروشان هستند وجود ندارد. جدای از مسائل انسانی، دستفروش ها ارزان می فروشند و مردم هم جنس ارزان را ترجیح می دهند. همچنین هیچ سندی دال بر اینکه وجدان و انسانیت اکثر صاحبان واحد های تجاری نم کشیده و آن ها خواستار قطع درآمد حداقلی دست فروش ها هستند، در دسترس نیست.

پرویز سروری می افزاید: “اگر برخورد نشود، دستفروش ها همه خیابان ها را می گیرند. ما نمی توانیم به شهرداران بگوییم قانون را اجرا نکنید، این که بگوییم مماشات کنید، حلال مشکل نیست. باید فکر دیگری کرد. قبلا جمعه بازار و شنبه بازار وجود داشت و دستفروش ها ساماندهی می شدند، شاید لازم باشد همین کار را انجام داد. البته شهرداری ها موظفند با اخلاق و احترام اقدام به جمع اوری دست فروش ها کنند، باید دلسوز و دردشناس باشند.”

مجتبی شاکری، دیگر عضور شورای شهر تهران می گوید: “شهرداری ها می توانند در صورت سد معبر، به دست فروش ها تذکر بدهند یا آن ها را به جای دیگری هدایت کنند اما حق مصادره اجناسشان را بدون حکم دادگاه ندارند.”

وی در پاسخ به این سوال که چرا با توجه به شرایط دشوار اقتصادی، مماشات بیشتری با این قشر مستضعف صورت نمی گیرد، می گوید: “شما به عنوان یک خبرنگار نباید از کسی دفاع کنید! آمار هایی وجود دارد که نشان می دهد برخی از دست فروشان در مترو تهران اشاعه منکر می دهند و حرمت می شکنند، نوع پوششان مناسب نیست و حتی برخی از آن ها لباس زیر می فروشند!”

به آقای شاکری یادآور می شویم که سخن از جان انسان ها در میان است و دو هم وطن خودشان را سوزانده اند. او می گوید: “قانون جنبه های مختلف را پیش بینی کرده است. شما خبر دارید که برخی از دست فروشان مواد مخدر توزیع می کنند و مرتکب جیب بری می شوند؟!”

دو نفر سوختند، آن ها سوختن را انتخاب کردند، سوختن در آتش را بر ادامه زندگی ترجیح دادند، اما آیا سوختنشان شعله ای بر وجدانمان خواهد انداخت؟ به کجا می رویم؟! شاید لازم باشد هر بار که در مترو یا حاشیه خیابان یک هندزفری، آدامس، باتری، فندک، میوه خشک شده، یا به قول عضو شورای شهر تهران “لباس زیر” و … را از یک دستفروش می خریم، قیافه اش را به خاطر بسپاریم، و به این فکر کنیم او تا شعله های آتش چقدر فاصله دارد.

شاید بد نباشد در اینجا از یک خودسوزی دیگر نیز یاد کرد که خدا را شکر نا فرجام ماند. همان پیرمرد بازنشسته وزارت نفت که همزمان با حضور حسن روحانی در ساختمان وزارت نفت خودش را به آتش کشید.

* اعتدال پرس آماده درج توضیحات احتمالی مسئولان شهرداری و دیگر مراجع مربوطه در خصوص این خبر می باشد.

انتهای خبر