بازهم رسوایی تبانی و سقوط مس سونگون به لیگ دسته ۲/ چه بر سر فوتبال آذربایجان آمد؟

* نگاهی به عمر کوتاه دوران طلایی فوتبال استان و بی کفایتی مسئولین* /  سال ها منتظر ماندیم تا دوران طلایی فوتبال تبریز فرا برسد، دورانی که با صعود نمایندگان فوتبال آذربایجان از لیگ های دسته یک، دو و سه به لیگ های بالاتر و آسیایی شدن تراکتور غرور جامعه ورزشی استان را برانگیخت و […]

* نگاهی به عمر کوتاه دوران طلایی فوتبال استان و بی کفایتی مسئولین*

/  سال ها منتظر ماندیم تا دوران طلایی فوتبال تبریز فرا برسد، دورانی که با صعود نمایندگان فوتبال آذربایجان از لیگ های دسته یک، دو و سه به لیگ های بالاتر و آسیایی شدن تراکتور غرور جامعه ورزشی استان را برانگیخت و با لیگ برتری شدن همزمان دو تیم تبریزی به حد اعلای خود رسید ولی حیف که این دوران چند ماهی بیش دوام نیاورد که به یکباره دوران سیاه فوتبال تبریز و آذربایجان در عین ناباوری خودنمایی کرد.

چه کسانی باورد میکردند قدیمی ترین تیم فوتبال آذربایجان بخاطر بی مهری های چند سال اخیر به لیگ دسته دو سقوط کند و صعود شیرین شهرداری تبریز و مس سونگون به همراه احتمال صعود بازرگانی مصطفی لو به یکباره به سقوط هایی منجر شود که آبروی فوتبال این شهر به خطر بیوفتد.البته مصطفی لو و سونگون وضعیت بهتری از شهرداری داشتند ولی این مس سونگون هم با وجود دسته یکی شدن تا لحظه نگارش این مطلب در بلاتکلیفی سقوط به دسته دو قرار داشت.

فوتبال آذربایجان که به باور خیلی ها با لیگ برتری شدن تراکتورسازی در چند سال اخیر جان تازه ای به خود گرفته بود با حضور دوباره رسول خطیبی در تبریز و هدایت تیم های دسته یکی این شهر با جوانان بومی راهی را می پیمود که فوتبالی های این دیار سال ها حسرت دیدن آن رو خورده بودند، شهرداری هم با سرمایه گذاری های کلان
توانست تیمی در حد لیگ برتر راهی جام آزادگانکند و از همان اولمدعی صعود به لیگ باشد و به این مهم هم رسید ولی حیف که تصمیم گیری های جهت دار فدراسیون و کمیته انضباطی و برخورد واقعا شدید با تخلفات اثبات نشده این تیم حکمی صادر نمود که در تاریخ فوتبال ایران بی سابقه بود و میلیاردها پول بیت المال و شهروندان تبریزی را به یکهو در آتشی سوزاند که هیچ کس خوابش را هم نمیدید.

بله دوران طلایی فوتبال تبریز نتوانست عمری طولانی داشته باشد و بعد از جشن ها و مراسم های مختلف برای این دوران چند ماهی نگذشت که به یکباره چند صد بازیکن جوان دسته یکی و دسته دومی فوتبال این شهر با معضل بیکاری و عدم وجود تیم در شهر خود مواجهه شدند.تنها دلخوشی جوانان تبریزی حضور مس سونگون در لیگ دسته یک بود که آن هم به مدد حضور کادر فنی غیر بومی که از تیم سال قبل مس فقط سه نفر را نگه داشت و تصمیم بر جذب بازیکنان غیر بومی گرفت در کنار احتمال سقوط این تیم به لیگ دسته دو بخاطر برخی مشکلات با یاس و ناامیدی همراه شد.

مصطفی لو هم در آخرین روزها از صعود به لیگ دسته دو بازماند تا بخش خصوصی در فوتبال این دیار بخاطر نداشتن حمایت های لازم از سوی مسئولین داغی بر دستش بزند و تجارت را بر ورزش ترجیح دهد. مدیران این تیم دسته سومی در آخرین روزهای تلاش برای صعود به دسته بالاتر چندین بار از مسئولین استان تقاضای حمایت های بیشتر را داشت ولی کو گوش شنوا؟ مگر اینجا اصفهان یا شمال هست که مسئولین بخواهند از تیم ها حمایت ویژه ای کنند.

در این میان شاید تنها تیمی که نتایجش برای کسی تعجب آور نبود تیم محبوب ماشین سازی تبریز بود که لقب قدیمی ترین تیم فوتبال آذربایجان را یدک میکشد ولی در چند سال گذشته همیشه همانند بچه یتیمی سر راهی با بیشترین مشکلات مواجه بود.ماشین سازیبعد از فصل پر فروغی که با برادران دبیری و رسول خطیبی تجربه کرد و تا یک قدمی صعود به لیگ برتر هم پیش رفت با چرخشی ۱۸۰ درجه ای به قعر نشین جام آزادگان تبدیل شد و با وجود تلاش فوتبالی ها برای زنده نگه داشتن این تیم ولی حکم به سقوط تنها نتیجه آخر فصل بود.

نمیدانیم تقصیر این مشکلات را باید به گردن چه کسی بندازیم و چه نهاد یا ارگانی را مسئولی اافول فوتبال استان در چند ماه اخیر بدانیم ولی هرچه باشد هیات فوتبال در کنار سازمان ورزش و جوانان میتوانند جزو گزینه های اصلی وضعیت فعلی فوتبال آذرباین باشند.مدیر قبلی سازمان ورزش و جوانان که هیچ وقت روی تمرینات و مسابقات تیم های دسته اولی و دومی و سومی را به خود ندید و هیات فوتبال هم در اکثر اوقات با تیم های مختلف استان سر دعوا و ناسازگاری داشت و در عین حال همیشه در چند سال اخیر متهم به عدم حمایت از تیم های تبریزی در فدراسیون فوتبال بود و در سه سال پیاپی سه تیم این شهر در آخرین لحظات بخاطر بداخلاقی ها و تبانی ها و مشکلاتی از سوی فدراسیون نتوانستند به لیگ برتر راهیابند و هر سه تیم هم هیات فوتبال و مسئولین ورزشی استان بخاطر عدم حمایت هایشان مورد اتهام قرار دادند.

شاید اگر تراکتورسازی و هواداران پرشورش در کنار خطیبی و جوانان غیورش نبودند باید فاتحه قوتبال آذربایجان را میخوانیدم، فوتبالی که دیگر مثل دهه های قبل بازیکنان متعدد ملی پوش ندارد و دیگر مثل سال های قبل بازیکنان آذری در تمرینات تیم های ملی به زبان آذری با یکدیگر حرف نمیزنند، فوتبالی تا یک سال قبل خیلی ها مرگش را تضمین شده میدانستند و هیچ امیدی برای حضور دوباره بازیکنانش در تیم های ملی نداشتند.

امروز اگر تراکتورسازی و گسترش فولاد را کنار بگذاریم باید فوتبال تبریز و آذربایجان را تعطیل شده بدانیم، همانند ارومیه و اردبیل که دیگر هیچ اسم و رسمی در سطح اول فوتبال کشور ندارند و شاید در چند سال اخیر هیچ وقت ورزشگاه هایشان را پر از تماشاگر ندیده باشند، چیزی که در پایتخت و اصفهان فراوان است.

امروز کافه های تبریز میزبان بازیکنان جوانی هستند که سال های قبل در چندین تیم تبریزی در لیگ دسته یک و دسته دو و تیم های شهرستانی مختلف حضور فعالی داشتند ولی امسال به حکم تقدیر و سو مدیریت مسئولین ورزش استان باید کافه نشینی را تجربه کنند، تجربه ای بد که در حین ناراحت کنندگی واقعیتی تلخ برای متولیان فرهنگی و ورزشی استان است.

* از: سرویس ورزشی آناج

انتهای خبر