گزارش یک سایت حامی دولت: کاندیداتوری پزشکیان؛ یک فرصت‌سوزی در جریان اصلاحات

حضور پرتاثیر مسعود پزشکیان در هیات رییسه مجلس دلیلی است بر اینکه برخی اصلاح‌طلبان حضور او در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله یک فرصت‌سوزی بدان به گزارش اعتدال آذربایجان(اعتدال پرس) به نقل از خبرآنلاین، رو آورده به قسم جلاله خوردن. می گوید «خداوکیلی» برای ریاست جمهوری نمی آید. پزشک مهابادی الاصلِ مجلس، حالا  مدتی هست که  […]

حضور پرتاثیر مسعود پزشکیان در هیات رییسه مجلس دلیلی است بر اینکه برخی اصلاح‌طلبان حضور او در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله یک فرصت‌سوزی بدان

کاندیداتوری پزشکیان؛ یک فرصت‌سوزی در جریان اصلاحات

به گزارش اعتدال آذربایجان(اعتدال پرس) به نقل از خبرآنلاین، رو آورده به قسم جلاله خوردن. می گوید «خداوکیلی» برای ریاست جمهوری نمی آید. پزشک مهابادی الاصلِ مجلس، حالا  مدتی هست که  نامش در کنار چند نام دیگر به عنوان گزینه های آلترناتیو جریان اصلاحات در کنار کاندیدای اصلیشان یعنی حسن روحانی شنیده می‌شود. اما به نظر، این گمانه زنی‌ها برای آمدن مسعود پزشکیان مانند دیگر گزینه‌ها چندان جدی نیست.

نایب رییس مجلس شورای اسلامی سال ها است که در کنار جبهه اصلاحات ایستاده است. او از همان زمانی که وزیر بهداشت دولت اصلاحات شد تا همین حالا که بر صندلی نایب رییسی مجلس دهم تکیه زده، نشان داده  کمتر دنبال دردسر و حاشیه اصلاح طلبانه بوده است. او مرد کم حاشیه اصلاح طلبان است؛ حالا هرچقدر خودش را ملزم به تقسیم بندی های سیاسی نداند.

از سپاهی ترویج تا وزارت

مسعود پزشکیان ترک زبان است اما در شهری کرد نشین به دنیا آمده: مهاباد. به خاطر همین هست که علاوه بر زبان ترکی به کردی هم مسلط است. ۶۲ ساله است و به قول پایگاه اطلاع رسانی منسوب به خودش، در سال ۱۳۵۲ به عنوان سپاهی ترویج به شهر مرزی زابل از توابع استان سیستان و بلوچستان اعزام و مشغول خدمت سربازی شده است. او پس از اتمام دوران سربازی، تصمیم گرفت که پزشک شود و در دوران جنگ ایران و عراق مسئول اعزام اکیپ‌های پزشکی به جبهه‌ها بود و همزمان به صورت رزمنده و پزشک فعالیت می‌کرد. او در سال ۱۳۷۲ فوق تخصص جراحی قلب را از دانشگاه علوم پزشکی ایران دریافت کرد و در سال ۱۳۷۳ به ریاست دانشگاه علوم پزشکی تبریز منصوب شد که ریاست وی بر این دانشگاه تا سال ۱۳۷۹ ادامه داشت.

همین ریاست راه را برای گرفتن مناصب بالاتر برای او هموارتر کرد تا اینکه  به تهران منتقل و به مدت ۶ ماه معاون سلامت وزارت بهداشت بود تا اینکه سرانجام در دور دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از مجلس رأی اعتماد گرفت.

اما وزارت، آخرِ کار برای پزشکیان نبود. پزشکیان در مجالس هشتم، نهم نماینده حوزهٔ انتخابیهٔ تبریز، آذرشهر و اسکو بود و در انتخابات مجلس دهم  به عنوان نخستین نامزد پیروز انتخابات در این حوزه، برای سومین بار به صندلی های سبز بهارستان تکیه زد. گرچه او قبل از انتخابات ۹۴یعنی در سال ۹۲، شانسش را برای ریاست جمهوری هم آزموده بود اما صلاحیت او تأیید نشد تا حالا عنوان نایب رییسی مجلس شورای اسلامی را یدک بکشد.

  یکی به نعل، یکی به میخ

کاندیدای اصلاح گراها معلوم است؛ آن ها به غیر از شیخ اعتدال نمی خواهند اسم دیگری را به زبان بیاورند اما هر ازچندگاهی نام هایی در کنار نام حسن روحانی مطرح می شود که گویی بیشتر حکم دست گرمی های رسانه ای را دارند تا گزینه ای جدی. حالا هرچقدر کسانی مانند محسن رهامی بگوید «فقدان گزینه دیگر کنار روحانی آسیب‌پذیری اصلاح‌طلبان را بالا می‌برد» یا محمود صادقی، فکر کردن به سناریوی گزینه های آلترناتیو را خالی از عیب بداند، اما به نظر گزینه های آلترناتیو، گزینه هایی تزیینی‌اند.

مسعود پزشکیان یکی از این نام ها است؛ او حالا بعد از چندین سال دور بودن اصلاح طلبان از هیات رئیس مجلس، در کنار علی مطهری، نایب رییس است و همین موضوع ثابت کرده که کارنامه سیاسی او در میان مجلسی ها، پایگاهی مورد قبول است. شاید به همین خاطر و البته بالا رفتن اعتماد به نفسش بعد از نایب رییسی باشد که وقتی از او درباره احتمال کاندیداتوری اش می پرسند، قیدهایی همراه نیامدنش می کند. نمونه اش اظهارات اخیر او در اوایل دی ماه است ««برخی افراد مسائلی را مطرح کرده‌اند اما «هنوز» تصمیمی برای حضور در این انتخابات نگرفته‌ام»

او هرچند در مصاحبه اخیرش با خبرآنلاین هم گفته که «خداوکیلی» نمی آید اما باز هم تاکید کرده که عده ای از او این درخواست را دارند و با اینکه هیچ تصمیمی در این باره نگرفته است اما در آینده و بسته به شرایط روزگار ممکن است آدم تصمیمی بگیرد.

پزشکیان با این اظهارات نشان داده که چندان از یکی به نعل و یکی به میخ زدن بدش نمی آید. می گوید مانند دیگر دوستان اصلاح‌طلبش از روحانی حمایت می کند اما گویی قطعی هم دل از کاندیداتوری نبریده است و هر دفعه هم اصرارها از سوی دیگران را دلیلی بر احتمال آمدنش به صحنه انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است؛ مانند اظهاراتش درباره کاندیداتوری در سال ۹۲ و رد صلاحیتش: «اعلام کرده بودند که صلاحیت من محرز نشده بود که بتوانم ادامه دهم. من از اول هم دنبال این کار نبودم و فقط برای رونق انتخابات و حضور در صحنه و فشاری که از طرف دوستان برای حضورم در انتخابات ریاست جمهوری وارد می‌شد، نامزد شدم که خدا را شکر نشد که ادامه بدهم.»

چالش‌های یک بلند پروازی

نایب رییس مجلس در حالی دم از نیامدن برای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم می زند که اگر حتی تصمیمش به آمدن هم تغییر کند، حضورش با موانعی هم روبرو شود.

درست است که مسعود پزشکیان در جرگه اصلاح طلب ها است و در مواقعی هم اظهارات اصلاح گرایانه از او شنیده ایم، اما او همواره از نمایندگان کم حاشیه و آرام مجلس بوده است. بیشترین اظهارنظرهای جنجالی اش موطوف شده به زمانی که محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد ادعا کرد به ۱۷۰ کاندیدای مجلس هشتم، پول داده است و برخی سایت‌ها نام او را در لیست دریافت کننده پول از دولت احمدی‌نژاد قرار دادند و یا اظهاراتش درباره درآمد هفت برابری برخی پزشکان نسبت به پزشکان امریکا.

او گذشته از این اظهارات، حتی به بعضی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس مانند محمود صادقی خرده گرفته و  نوع گفت وگوی او را «همیشه» خشن نامیده است: «آدم می‌تواند همواره حقیقت را بیان کند بدون اینکه بخواهد تعرضی به کسی کند. من به خود آقای صادقی هم گفته‌ام وقتی شما معترض شخصی می‌شوید خب طرف مقابل هم به شما جواب می‌دهد و بعد یک تقابل ایجاد می‌شود که حالت منطقی به خود نمی‌گیرد.»

شاید این اظهار نظرها به مذاق بعضی از اصولگرایان اعتدالی خوش بیاید، اما فکت مناسبی برای جلب نظر اردوگاه اصلاح طلبان نیست. شاید چهره های صریح اللهجه دیگری مانند علی مطهری در این زمینه گزینه نزدیک تری به اصلاح گراها باشد تا پزشکیان که حتی در زمانی گفته بود خیلی تقسیم بندی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی را قبول ندارد: «من خودم را اصولگرا‌تر از خیلی‌ها می‌دانم، برای همین است که از بسیاری از حرف‌هایم کوتاه نمی‌آیم و روی اعتقادم هستم. اصولگرایی چارچوبی دارد که این چارچوب پایدار است. مگر می‌شود فردی چارچوب نداشته باشد بعد بخواهد اصلاحات کند. اصلاحات در درون چارچوب معنا می‌دهد. قرار نیست اصول را اصلاح کنیم، درون اصول نیاز به تغییر نگرش داریم.»

از سوی دیگر مسعود پزشکیان در حال حاضر وزنه خوبی برای اردوگاه چپ ها در مجلس شورای اسلامی است. او در حالی توانسته به عنوان یکی از اعضای لیست امید به تریبون نایب رییسی برسد که از بعد از مجلس ششم به بعد اصلاح طلبان نقش پررنگی در هیات رییسه نداشتند و میدان ریاست را به اصولگرایان واگذار کرده بودند. اما او حالا به همراه علی مطهری، کفه ترازو را به سمت اصلاح طلب ها تا حدودی سنگین کرده و به همین خاطر، هم طیفی هایش برای ادامه این روند هم که شده همچنان از حضور پزشکیان در مجلس حمایت خواهند کرد و همین موضوع، دلیلی دیگر برای حمایت نکردن دوستان اصلاح طلبش از او در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است.

علاوه بر این هم طیفی های او می دانند اگر پزشکیان در انتخابات مجلس یازدهم دوباره کاندیدا شود رای های قومیتی به دنبال او است. پزشکیان ترک زبان است و همان کسانی که او را در انتخابات سال گذشته نفر اول منتخب در شهر تبریز کردند، در انتخابات سه سال دیگرِ مجلس هم پشت سر او خواهند ایستاد. «از اینکه خدا من را ترک آفریده، شاکر هستم و هیچ‌کس حق ندارد «زبان و فرهنگ ترک‌ها» را مسخره کند؛ ترک‌ها و سایر اقوام ایران طبق اصل ۱۵ قانون اساسی باید بتوانند در مدارس به زبان خودشان بنویسند، حرف بزنند و یاد بگیرند. من به مهابادی خودم هم افتخار می کنم.»

شاید به خاطر همین دلایل باشد که اصلاح طلبان حضور او در انتخابات ریاست جمهوری را به منزله یک فرصت سوزی بدانند و با حمایت نکردنِ از او، بخواهند جایگاه کنونی خودشان را در مجلس حفظ کنند.

چالش دیگر برای حضور نایب رییس مجلس دهم، چالش همیشگی رد صلاحیت است. صلاحیت او گرچه برای سه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی تایید شده، اما او سابقه یک بار رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را در کارنامه خود دارد و همین موضوع، مساله رجل سیاسی بودنِ او را مورد بحث قرار می دهد.

با کنار هم قرار دادن تکه های این پازل به نظر می رسد گرچه پزشکیان هنوز در این باره تصمیمی نگرفته، اما قطعا باید موقعیت کنونی اش و میلش به کاندیداتوری را در کفه ترازو بگذارد؛ کفه‌ای که شاید چندان به سمت بلندپروازی‌ برای او سنگین نباشد.

انتهای خبر