مطالعه ای در باب آسیب شناسی در نحوه تاسیس سازمان منطقه آزاد ارس

تئوری دره تنسی و غفلت استراتژیک در منطقه آزاد ارس

بسیاری سازمانها که باهدف توسعه ناحیه ای درمناطق جغرافیایی خاص ایجاد میشوند به رغم برنامه ریزی های مختلف و حتی هزینه فراوان، ولی بخاطر غفلت از برخی نکات استراتژیک و ریز، در دستیابی به موفقیت و اهداف اصلی به مشکل می خورند.

   * مقاله(مطالعه ای در باب آسیب شناسی در نحوه تاسیس سازمان منطقه آزاد ارس)

از: بابک محمدزاده علمداری

اعتدال آذربایجان(اعتدال پرس)/ بسیاری از سازمانهایی که با هدف توسعه ناحیه ای در مناطق خاص جغرافیایی ایجاد می شود علی رغم برنامه ریزی های مختلف و حتی هزینه های فراوان، ولی به خاطر غفلت از برخی نکات استراتژیک و ریز در دست یابی به موفقیت و اهداف اصلی خود دچار مشکل می شوند.

در این خصوص تجربه های مختلفی در دنیا وجود داشته اند که برای ریشه یابی مشکلات پیش رو، مطالعات علمی حساب شده و دقیق انجام گرفته و یافته های ذیقیمتی در این خصوص حاصل شده است که لزوم استفاده از این تجارب و مطالعات علمی برای پروژه های مشابه در حال اجرا در کشور باید بسیار مورد تاکید قرار گیرد.

طرح مطالعاتی دره تنسی سلنزیک
فیلیپ سلزنیک(از نظریه پردازان بنام علم مدیریت) در پژوهش بسیار جالبی با عنوان مطالعات سازمان دره تنسی پی برد سازمان ها قبل از کارایی و هر اقدام دیگری، نیازمند کسب مشروعیت(مردمی) هستند و مشروعیت سازمان از پذیرش آن توسط محیط(جامعه پیرامونی) ناشی می شود.

سازمان دره تنسی
طرح عمرانی دره تنسی اولین طرح توسعه منطقه ای در دنیای جدید بود.
اوایل دهه ۱۹۳۰ کشور آمریکا دچار بحران شدید اقتصادی شده بود در چنین شرایطی، دولت ” فرانکلین روزولت” برای توسعه ناحیه‌ای مناطق اطراف دره تنسی در در جنوب‌شرقی آمریکا پروژه ویژه ای طراحی کرد.
بر اساس این طرح، تیمی از متخصصین از حکومت مرکزی اعزام شدند تا سازمانی را جهت بررسی مشکلات و بهبود وضعیت اقتصادی آن مناطق تاسیس کنند که “سازمان عمرانی و مردمی دره تنسی” نامیده شد.

ولی اینها در همان ابتدا خودشان دچار مشکلاتی می شوند چراکه افراد محلی همکاری لازم برای موفقیت این طرح نمی کردند و محیط در برابر فعالیت این سازمان مقاومت می کرد.
افرادی که به دره تنسی آمده بودند افراد ناکارآمدی نبودند خیلی هم حرفه ای بودند اما مشکل چه بود؟
این تیم با بررسی های مختلف درباره علت اصلی مشکل پیش آمده، به نکات جالبی پی بردند از جمله اینکه مردم منطقه چون اینها را غریبه می دانند روی خوشی به آنها نشان نمی دهند و این بود که محیط این ها را نمی پذیرفت.
این تیم متوجه شد چون روابط افراد اعزام شده(مسئولین اولیه این سازمان) و افراد محلی چندان مناسب نبود لذا ادامه کار با سختی و مشکل پیش می رفت.
آنها چاره کار را در استفاده از از رهبران بومی و ذی نفودان مورد اعتماد مردم محلی در سازمان دانستند.
بنابراین، اینها را در جلسات خودشان شرکت می دهند. این افراد اطلاعات می آورند چون بر اوضاع منطقه اشراف کامل دارند و فقط امکانات ندارند.(مثلا می دانند سیل کی می آید چقدر تخریب می کند و…)

به تدریج روابط مناسب ایجاد شده، مسایل شناسایی شده و بسیاری از راهکارها با استفاده از نظرات افراد محلی تدوین و به اجرا گذاشته شد.
همچنین با توانبخشی افراد بومی تمام تخصص های مورد نیاز از خود منطقه تامین می شد. کم کم همین افراد بومی همه امور را به دست می گیرند و عملا اقتدار و فرماندهی این سازمان در اختیار افراد و نمایندگان همان منطقه قرار میگیرد و تیم متخصص وصل به حکومت مرکزی صرفا از مرکز بودجه و امکانات می گیرند.
مردم مشارکت کردند سازمان را قبول کردند مسائل خوب حل شد سازمان حرکت کرد اوضاع خوب شد و مشکلات منطقه کم شد.(الان این مناطق دره تنسی جزو قطب های اقتصادی اصلی آمریکا و حتی دنیا می باشد)

🔹نتیجه گیری سلزنیک :
فیلیپ سلزنیک در این مطالعه به این نتیجه می رسد زمانی که خط فرمان بالا به پایین بود این سازمان (موجود) مشروعیت نداشت و مردم آن را نمی پذیرفتند. ولی زمانی که خط و زنجیره فرمان عوض شد و پایین به بالا شد خود مردم منطقه آمدند و آن را مدیریت کردند و این موجود مشروعیت پیدا کرد.
در حقیقت راز موفقیت سازمان عمران دره تنسی در دو مسئله اساسی بود: استفاده از نیروی انسانی بومی بانفوذ و اعتمادبخشی.
سلزنیک می گوید کمی بالا را نگاه کنید ببینید اصلا محیط شما را می پذیرد یا نه. اگر محیط تمایل و همراهی داشته باشد می تواند بقاء یک سازمان و کارآمدی آن را حفظ کند.

🔸غفلت و خطای استراتژیک در سازمان منطقه آزاد ارس
نگاهی به روند تاسیس و فعالیت “سازمان منطقه آزاد ارس” که به عنوان یک طرح توسعه ناحیه ای برای رفع محرومیت منطقه مرزی کناره رود ارس به مرکزیت جلفا به اجرا درآمده است، نشان از تکرار خطای استراتژیک “طرح دره تنسی” در تاسیس و اداره سازمان مزبور دارد.

غفلت از اصل استراتژیک “لزوم اعتماد بخشی و کسب مشروعیت” موجب شده در اغلب ادوار گذشته فعالیت منطقه آزاد ارس کم و بیش نوعی اصطکاک بین مردم و سازمان ارس وجود داشته باشد که این اشکال هم باعث تحمیل هزینه های متعدد مالی و معنوی بصورت مستقیم و غیرمستقیم بر این سازمان شده و هم سبب برخی فرصت سوزی ها و اخلال در روند توسعه آن شده است.

البته هرچند در مقاطعی برخی نیروهای بومی در رده های مدیریتی حضور داشته اند ولی به دلایلی چون تزئینی و غیرموثر بودن حضور این مدیران و عدم مشارکت آنها در تصمیم گیری های کلان و رده فرماندهی و یا به علت ذی نفوذ نبودن مدیران بومی مزبور بین مردم منطقه، نتوانسته آن مشروعیت و اعتماد لازم را ایجاد کند. و این یک مشکل اساسی و خطای استراتژیک در ساختار سازمانی منطقه آزاد ارس می باشد که در اغلب سازمانهای توسعه گر منطقه ای شاهد آن هستیم.

توضیح :

  • ذکر این نکته ضروری است که یکی از موانع و مشکلات اصلی برای استفاده از نیروهای بومی در سازمان دره تنسی، پایین بودن توانمندی تخصصی نیروهای بومی برای عهده دار شدن مشاغل و مسئولیت ها در این سازمان بود و بر همین اساس تیم متخصص اعزامی مرکز تمرکز اولیه خود را بر توانمندسازی و آموزش نیروهای بومی گذاشت که البته این مشکل در منطقه جغرافیایی محل استقرار سازمان منطقه آزاد ارس، خیلی کمتر وجود دارد چراکه ساکنان این منقطه به سبب پیشینه کسب و کار غالب(امور گمرکی و تجاریو…) و سظح علمی و سواد عمومی بالای منطقه  خود قبلا این خلاء را پر کرده اند. 
  • مطالعات دره تنسی ابعاد و یافته های دیگری نیز دارد که به سبب خارج بودن از موضوع اصلی بحث، تماما ذکر نشد.
  • دو تجربه مشابه “طرح های توسعه ای منطقه ای ” در ایران قبل و بعد انقلاب در خوزستان و سیستان دقیقا به دلیل همین مشکل و خطای استراتژیک به شکست انجامیدند(عدم استفده از نیروهای محلی ذی نفوذ و عدم توجه به توانمندسازی بومیان برای تصدی کار توسعه)

“دانش مدیریت را باور کنیم”
✍️بابک محمدزاده علمداری/ دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت دولتی

انتهای خبر