طرحی نو باید درانداخت! / یادداشت اختصاصی

? “مدیریت اسلامی” و یک غفلت بزرگ!

مدیریت اسلامی، در حقیقت ترکیبی از اصول دانش مدیریت غربی(البته با تفاوت در برخی اولویت ها مثل شاخص سود و بهره وری و منهای چند اصل) و اصول اختصاصی مدیریتی از نگاه اسلام است.

✍️ بابک محمدزاده علمداری/ سردبیر – دانشجوی دکتری مدیریت تطبیقی و توسعه
یادداشت اختصاصی اعتدال آذربایجان/ خیلی ها “مدیریت اسلامی” را یک وجه غیرعلمی و صرفا محدود به توصیه های اخلاقی و غیرعملی می دانند.

درحالیکه، مفاهیم مدیریتی بسیاری در اسلام قید شده و حتی برخی از اصول مدیریت علمی (غربی) از متون اسلامی گرفته شده اند و یا قرینه های مشابه بسیاری در آموزه های دینی ما دارند. همچون اصل شایستگی، جانشین پروری، مدیریت منابع انسانی، سازماندهی، رهبری، کنترل و حتی مفاهیم توسعه پایدار و اصول حکمرانی خوب و … .

مدیریت اسلامی، اهدافی فراتر از اهداف مادی و سازمانی محدود در مدیریت غربی داشته و اصول مختص و کاربردی متعدد دارد که در برخی تحقیقات علمی بین المللی محققان علم مدیریت نیز تایید و تاکید شده است.

بطور مثال، اصول کنترل و نظارت در مدیریت اسلامی، متفاوت و بازتر از مدیریت علمی غربی است.
کنترل در مدیریت غربی، محدود به نظارت سازمانی و بصورت اختصاصی صرفا در حیطه وظیفه مسئول مربوطه است ولی کنترل در مدیریت اسلامی علاوه بر کنترل سازمانی، شامل خودکنترلی(کنترل درونی) مبتنی بر نظارت الهی و همچنین نظارت عام و همگانی در قالب اصل امر به معروف و نهی از منکر است. _اصولی که نه تئوریزه شده و نه در عمل به نحو مطلوب پیاده می شوند_

متاسفانه، با گذشت ۴۰ سال از تشکیل حکومتی اسلامی در ایران و ۱۴۰۰ سال بعد از ابلاغ دین کامل اسلام، هنور نتوانسته ایم مدیریت اسلامی را تئوریزه و بعنوان یک علم نظری و کاربردی عرضه کنیم.

در همین راستا و بخاطر همین خلأ در طراحی و پیاده سازی استراتژی مدیریتی مشخص و مطلوب طبق ایدئولوژی حاکم در کشور، دچار سیاست شترمرغی بین مدیریت غربی و مدیریت اسلامی شده ایم. از آنجا رانده و از اینجا مانده. لذا :
طرحی نو باید درانداخت!

* گام های جدید در گام دوم انقلاب
* عمل بجای شعار
* ظرفیت سوزی های فراوان

 

انتهای خبر