کریدورهای قفقاز و معادلات بین المللی (ویژه زنگه زور و لاچین)

از یک سو ایران همکاری با روسیه و ارمنستان در قفقاز را عنصری موازنه نگر در برابر رشد فزاینده اتحاد و قدرت گیری جمهوری آذربایجان و ترکیه میبیند و از سوی دیگر نیز نیم نگاهی به سهیم شدن در معادلات تجاری میلیارد دلاری منطقه مذکور دارد

⭕️ اعتدال پرس- یادداشت وارده/

با وجود گذشت بیش از ۶ ماه از امضای توافق آتش‌بس میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان با وساطت روسیه، عدم پایبندی به مفاد آتش‌بس به ویژه از سوی ارمنستان آینده وضعیت حقوقی و دموگرافیک منطقه را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

در این اثنا، به دلیل اهمیت وافر ژئوپلیتیکی و اقتصادی، وضعیت دو کریدور مندرج در موافقت نامه آتش بس ابعاد بین‌المللی به خود گرفته است، به گونه ای که وضعیت دو کریدور فراتر از منافع ملی جمهوری آذربایجان و ارمنستان می باشد.

از یکسو بازشدن دو کریدور به ویژه کریدور زنگه زور (ارتباط دهنده جمهوری آذربایجان با نخجوان و ترکیه) مورد حمایت کشورهای عمده جهان مانند چین و انگلیس قرار گرفته است. چین باز شدن این کریدور را به نفع پروژه بزرگ خود موسوم به «کمربند» و انگلیس نیز آنرا کریدور جدید برای همکاری بین المللی در آسیای مرکزی و قفقاز می بیند.

از سوی دیگر کشورهای ذینفع منطقه مانند روسیه و ایران منافع متعارضی در باز شدن این کریدور (زنگه زور) دارند. روسیه مطابق سیاست قدیمی این کشور مبنی بر « برد نامحسوس و باخت نامحسوس» به هدف خود در این کریدور ها رسیده است. از یک سو و روسیه برای اولین بار پس از فروپاشی شوروی توانست چندین هزار نیروی نظامی خود را تحت نام صلح بانی (به همراه تجهیزات راداری و شناسایی) وارد قفقاز جنوبی کند و بار دیگر خود را ناجی جمهوری های گسسته از شوروی نشان دهد. اما ناگفته پیداست که بزرگ‌ترین هدف روسیه در این امر در دست داشتن کنترل چنین شاه راههایی (در صورت باز شدن و یا عدم باز شدن آنها) می‌باشد. روسیه برا این باور است که اگرچه که کشورهایی مانند چین و انگلیس منافع تعریف شده ای در این دالان دارند اما کنترل این دالان برای منافع روسیه حیاتی می باشد.

ایران نیز با مجموعه امنیتی اقتصادی متعارض و پیچیده ای روبرو شده است. از یک سو ایران همکاری با روسیه و ارمنستان در قفقاز را عنصری موازنه نگر در برابر رشد فزاینده اتحاد و قدرت گیری جمهوری آذربایجان و ترکیه میبیند و از سوی دیگر نیز نیم نگاهی به سهیم شدن در معادلات تجاری میلیارد دلاری منطقه مذکور دارد. اما با افزایش چشمگیر آگاهی فرهنگی و حساسیت تباری در کلیت منطقه و در مورد خواص آن در آذربایجان ایران، قابلیت ایران برای کنشگری در معادلات منطقه‌ای محدودتر شده است. هرگونه حمایت علنی از ارمنستان موجب بیدار شدن گسل های فرهنگی در منطقه می شود، امری که سیاستگذاری بسیار ظریفی را می طلبد.

در موضعی کاملاً متقابل، ترکیه اهداف خرد و کلان،کوتاه مدت و بلند مدت گوناگونی برای کریدور مذکور تدوین کرده است. با محدود تر شدن امکان پذیری توسعه سیاست خارجی اسلام‌گرا در منطقه، ترکیه سیاست ترک گرایی و اوراسیا گرایی خود را به شدت تقویت کرده و اتحاد راهبردی با جمهوری آذربایجان را سنگ زیربنای آن میبیند. امضای بیان نامه شوشا و توافق بر سر « دفاع مشترک» رامی توان مهمترین مصداق آن دانست.

بهره سخن:

به‌عنوان برایند پیچیده‌ای از منافع اقتصادی و حیثیت ملی، کریدور زنگه زور قفقاز به منافع محل تلاقی منافع قدرت های منطقه ای و فرا منطقه‌ای تبدیل شده است. در این میان رقابت میان ترکیه و روسیه را می توان پیش برنده تحولات در آینده خواند. ترکیه از یک سو بر منافع اقتصادی و فرهنگی حضور خود در این منطقه تاکید دارد و از سوی دیگر نیز به طور متوسط هر هفته ۸ فروند هواپیمای تجاری نظامی خود را به جمهوری آذربایجان می فرستد. در مقابل نیز روسیه در حال مستحکم‌تر کردن جای پای خود در معادلات امنیتی ارمنستان می باشد.

🔻اعتدال پرس:
چنانچه پیش از این نیز بارها در اعتدال پرس تاکید شده، غفلت ایران از بازی گری فعال در رقابت های منطقه ای(قفقاز) و تعلل در گرفتن ابتکار عمل در تحولات لجستیکی و صنعت ترانزیت ریلی در حوزه قفقاز، موجب از دست رفتن مزیت کانونی ایران در شمالغرب( به مرکزیت منطقه آزاد ارس که چهارراه اتصالی کریدورهای شرق-غرب و جنوب-شمال است)در حوزه ترانزیت ریلی بین قاره ای شده و این مزیت کانونی استراتژیک و پرسود ترانزیت ریلی ایران و استان، تقدیم کشورهای منطقه خواهد شد.

@etedalpres

انتهای خبر