گفتگوی مشروح با پورمحمدی: با صدام دو دیدار محرمانه داشتم/مشایی نیرویم بود/دیگران از من جلوتر هستند

حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی روحانی ۵۳ ساله کرمانی تبار قبل از تعطیلات نوروزی از سایت مشرق بازدید کرد و ساعتی را نیز به گپ و گفت با خبرنگاران مشرق و آشنایی با فعالیت های این پایگاه خبری سپری کرد. پورمحمدی که زندگی حرفه ای اش را در سال های ۵۸ تا ۶۵ با قضاوت […]

حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی روحانی ۵۳ ساله کرمانی تبار قبل از تعطیلات نوروزی از سایت مشرق بازدید کرد و ساعتی را نیز به گپ و گفت با خبرنگاران مشرق و آشنایی با فعالیت های این پایگاه خبری سپری کرد.

پورمحمدی که زندگی حرفه ای اش را در سال های ۵۸ تا ۶۵ با قضاوت در استانهای خوزستان، هرمزگان و خراسان شروع کرده است حالا دارای ۴ فرزند است که هیچ کدامشان به طور جدی اهل سیاست نیستند. مصطفی پورمحمدی که پدرش مرحوم حاج حسین پورمحمدی از جمله خیاط های بنام روحانیون در قم بودند، خانواده خود را یک خانواده کاملا مذهبی و روحانی معرفی می کند و می گوید: پدرم  اهل رفسنجان بودند و در نوجوانی به قم آمدند و کار خیاطی کردند. ایشان داماد یک خانواده روحانی می شوند. از طرف مادری هم تبار ما یزدی است و از سادات یزدی بودند و جد اعلای ما مرحوم حاج شیخ کریم حائری یزدی؛ موسس حوزه علمیه قم است که من از نوادگان ایشان هستم. او همچنین به فعالیت های اسفندیار رحیم مشایی در حوزه مطالعات فرهنگی و قومیتی وزارت اطلاعات اشاره کرد و گفت: یک مدتی آقای مشایی با من کار می کرد. زمانی که در مرکز بررسی ها بودم. ایشان در یک موسسه وابسته به مرکز کار می کردند و هر چند وقت یک بار گزارشی به ما ارائه می دادند.
رئیس سازمان بازرسی همچنین از چند دیدارش با صدام حسین پرده برداشت و دیدارهای که در خصوص مسائل کلی کشور بوده است و نه در خصوص اسرای ایرانی. پورمحمدی در ادامه به سوالاتی پیرامون فضای امنیتی کشور و وزارت اطلاعات پاسخ داد، پاسخ هایی که همراه با تامل زیادی بود. شاید چون جنسش از حرف​های امنیتی و محرمانه بود او را در پاسخ گویی دچار تردید می کرد. او در این مصاحبه در خصوص موضوع مبارزه با فسادهای اقتصادی سازمان بازرسی اظهار کرد: امسال به طور میانگین ۶ هزار میلیارد تومان از بیت المال را به صندوق برگرداندیم. این ۶ هزار میلیارد شامل معاملاتی می شود که باطل کردیم و همچنین زمین هایی بوده که بازگرداندیم. معاون سیاسی جامعه روحانیت مبارز همچنین با اعلام آمادگی برای کاندیداتوری در رقابت های انتخاباتی یازدهم به شعارهای انتخاباتی خود اشاره کرد و گفت: شعارهای بنده گرایش‌های تحولی و اهداف اقتصادی را نشان خواهد داد. 

_ در ادامه مشروح گفت و گوی مصطفی پورمحمدی را ملاحظه می کنید؛

ابتدا کمی از خانواده تان بگویید؟

پدر من مرحوم حاج حسین پورمحمدی بودند که اهل رفسنجان و در نوجوانی به قم آمدند و کار خیاطی کردند. خیاط روحانیون بودند. بعد هم داماد یک خانواده روحانی می شوند. از طرف مادری هم تبار ما یزدی است و از سادات یزدی بودند و جد اعلای ما مرحوم حاج شیخ کریم حائری یزدی؛ موسس حوزه علمیه قم است که من از نوادگان ایشان هستم. بالاخره ما از یک خانواده روحانی هستیم. مقام معظم رهبری یک بار به من فرمودند من اولین لباسم را پیش پدر تو دوختم.

مرحوم شهید بهشتی هم لباسش را پیش پدر من می دوختند و بعضی وقتا که به مدرسه ما می آمدند من لباس ایشان را که آماده شده بود به ایشان تحویل می دادم. یعنی در همان اوان کودکی ارتباطات ما چه در خانواده و چه در محل تحصیل و طلبگی و اصولا تمام دایره زندگی ما در این فضا بسته شده بود. من ۵ – ۶ ساله بودم که حادثه ۱۵ خرداد در قم رخ داد و از همان زمان این اخبار و حوادث را دنبال می کردم. زمانی که کلاس اول دبستان بودم در کوچه های مسیر مدرسه روی دیوار ها با ذغال شعار مرگ بر شاه می نوشتم. در حالی که تازه خواند و نوشتن یاد گرفته بودم.

پدرم یه شاگرد داشت که بزرگتر از من بود و الان کارمند وزارت امور خارجه شده. آنوقت با او هروقت می خواستیم برویم به کوچه پس کوچه ها خب او ۴-۵ سال بزرگتر از من بود و من هم تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته بودم و با هم می رفتیم روی دیوار ها درود بر خمینی و مرگ بر شاه می نوشتیم. این قضایا مربوط می شود به سال ۴۵ – ۴۶٫

در جریان این مبارزات هیچ وقت بازداشت هم شده بودید؟

من یکی دوبار در قم خیلی کوتاه بازداشت شده بودم. یک بار هم در زاهدان ۳ روز بازداشت شدم. یکی دو بار هم در معرض بازداشت بودم که فراری شدم. دیگر اینها مربوط به سال های آخر بود. من وقتی انقلاب شد ۱۹ ساله بودم. دیگر از ۱۷ سالگی و ۱۸ سالگی یعنی این دو سال آخر که دیگر اوج حوادث انقلاب بود ما در جریان این حوادث بودیم. سال قبلش هم فعال بودم ولی خیلی جاها چون سنم کم بود کاری به من نداشتند. خیلی از دوستان هم اگر اعلامیه ای چیزی بود به من میدادند ببرم چون سنم کم بود ظن کمتری به من بود اما وقتی ۱۷ – ۱۸ ساله شدم دیگر در معرض مظنونیت بودم و سراغمان می آمدند.

چند خواهر برادر دارید؟

من دو خواهر دارم و دو برادر. همه خوانواده روحانی هستیم؛ چه برادر ها و چه خواهر ها. خواهر هایم هم تحصیلات حوزوی دارند و هم مبلغ دینی خواهران هستند. برادرانم هم هردو روحانی و طلبه هستند.

چند فرزند دارید؟

۴ فرزند دارم. سه دختر که یکی فوق لیسانس فیزیک است. یکی فوق لیسانس اقتصاد و دختر سوم هم راهنمایی است و فرزند کوچک ترم هم پسر است که الان کلاس چهارم دبستان است.

داماد هم دارید؟

بله یکی هم رشته دخترم هست و اقتصاد خوانده و دیگری هم صنعت خوانده و در کارهای صنایع فعالیت دارد.

از کجا به طور جدی تر وارد مبارزات انقلابی شدید؟

به هر حال ما در متن انقلاب بودیم. حادثه سال ۵۶ قم را من و تعداد معدودی از دوستانم راه انداختیم. بعد از آن اهانتی که به حضرت امام شد آن شبش راه افتادیم در حرم و شعار مرگ بر شاه و درود بر خمینی و مرگ بر این حکومت یزیدی سردادیم. شب خیلی سختی هم بود. حدود ۱۰۰ تا طلبه بودیم که همینطوری با هم دیگر راه افتادیم و شعار دادیم و جرقه اولیه اعتراضات زده شد. فردایش هم رفتیم به بیوت مراجع که دیگر جمعیت زیاد شد و مردم آمدند. بعد هم ما یک کانون فعال ده بیست نفره در مدرسه حقانی بودیم و حداقل یک بلوک را سامان می دادیم. دو سه تا مدرسه دیگر هم بودند که هرکدام ۱۵ تا بیست نفر بودند و اینها سردسته های حوادث در قم بودند. با هم هماهنگ می کردیم که مثلا فلان ساعت در فلان جا تجمع کنیم. بعد هم که با جامعه مدرسین وصل شدیم و اعلامیه های آنها را پخش می کردیم و خبر می دادیم. سر زدن به تبعیدی ها و خبر بردن به آنها و کارهای این تیپی کار ما بود.

چطور وارد مدرسه حقانی شدید و مدارس دیگر را انتخاب نکردید؟

چرا من اول رفتم مدرسه مرحوم آیت الله گلپایگانی. خب مدرسه حقانی مدرسه خیلی معروفی بود و به عنوان بهترین مدرسه منظم طلبگی مطرح بود. خب مرحوم آیت الله بهشتی رئیس شورای مدرسه بودند، آیت الله قددوسی مدیر مدرسه بود. آیت الله جوادی جزو مدرسین مدرسه بودند. همینطور آیت الله مشکینی و آیت الله مصباح. آیت الله جنتی باز جزو مدیران مدرسه بود. به هر حال اینها همان موقع هم جزو چهره های ممتاز و برجسته حوزه بودند که یا جزو ارکان مدیریتی مدرسه بودند و یا مدرس مدرسه بودند. خب کسی هم که به طور جدی می خواست طلبگی کند خواهی نخواهی راغب بود به این مدرسه برود. من آن سال اول که رفتم مدرسه حقانی جذب نکرد و رفتم مدرسه مرحوم آیت الله گلپایگانی. یک سال آنجا بودم و سال بعد مدرسه حقانی جذب طلبه داشت که دیگر آمدم مدرسه حقانی و همانجا هم طلبگی خودم را ادامه دادم.

طلبه های مدرسه حقانی بیشتر به عنوان چهره های امنیتی در جامعه مطرح هستند.

البته این طور نیست. ما الان طیف گسترده ای هستیم و چندصد نفر هستیم که در حوزه های مختلف چه نسل قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در دانشگاه ها، استان ها و در بخش های مختلف کشور و در طیف های مختلف سیاسی حضور داریم. اما علت برجسته شدن این موضوع این است که مرحوم آیت الله قدوسی که دادستان انقلاب شدند از تعدادی از ماها دعوت کرد و یک تیم ۱۵ – ۲۰ نفره ای رفتیم به دادستانی کل. حاکم شرع شدیم، دادستان شدیم و مقامات قضایی را بر عهده گرفتیم. وقتی وزارت اطلاعات تشکیل شد و آقای ری شهری شدند وزیر اطلاعات، تعداد معدودی از این جمع دعوت شدیم به وزارت اطلاعات. شاید از مدرسه حقانی ۵ یا ۶ نفر رفتیم به وزارت اطلاعات.

الان هم هستند یا خارج شدند؟

نه چند نفرشان هنوز هم هستند. چند نفر بازنشسته شدند و چند تایی شان هم هنوز هستند. در یک مقطعی هم من دعوت شدم به وزارت که تا یک مقطعی بودم و بعد هم بیرون آمدم. یعنی من نه از اول در وزارت بودم و نه تا آخر آنجا ماندم. یک دوره ای دعوت شدم و به آنجا رفتم. حالا چون ما چهره های اصلی وزارت بودیم و به ما هم میگفتند طلبه های مدرسه حقانی، خواهی نخواهی این وجهه مدرسه حقانی برجسته شد وگرنه در دادگاه ها و دادستانی و جاهای دیگر هم بچه های مدرسه حقانی حضور داشتند.

هنوز با بچه های مدرسه حقانی جلسات منظم هم دارید؟

بله در قم هنوز جلساتی داریم. البته مدرسه حقانی هنوز هم وجود دارد اما با مدیریت دیگری اداره می شود. دوستان مدرسه حقانی بعدا مدرسه شهیدین را تشکیل دادند که منظور شهید بهشتی و شهید قدوسی هستند. از جهت امتداد مدرسه شهیدین الان ادامه مدرسه حقانی محسوب می شود. ماهی یک بار دوستان مدرسه شهیدین در قم جلسه دارند. دوستانی هم که در تهران حضور دارند هفته ای یک بار یک جلسه دارند که بیشتر به آشنایی و تبادل اخبار و گپ و گفت می گذرد و هنوز هم ادامه دارد.

شما در وزارت اطلاعات فقط در بخش ضدجاسوسی بودید یا در قسمت های دیگر هم حضور داشتید؟

من اول به بخش ضد جاسوسی وزارت دعوت شدم و دو سال هم آنجا حضور داشتم که در آن دوسال هم بیشتر فعالیت های ما در حوزه جنگ و پشتیبانی از جنگ و ماموریت های جنگی بود. یک سال و اندی هم در مرکز برنامه های استراتژیک امنیت ملی که مرکز تحلیلگری وزارت است به عنوان مدیر مرکز حضور داشتم. بعد از آن هم آمدم و رئیس اطلاعات خارجی شدم که دیگر تا آخر دوره فعالیتم در وزارت اطلاعات همین مسئولیت را داشتم.

قائم مقام وزارت نبودید؟

چرا پست اصلی ام اینها بود اما در یک دوره ای هم همزمان قائم مقام وزیر هم بودم.

زمانی که در وزارت اطلاعات بودید ظاهرا در عملیات مرصاد هم نقش داشتید. درست است؟

نه ما در ضد جاسوسی خیلی درگیر مرصاد نبودیم. در مرصاد بیشتر بچه های امنیت و بخش خارجی درگیر بودند. من چون متمرکز روی جنگ و فعالیت های جاسوسی عراق و اسرا کار می کردم تمام ذهن و درگیری ام موضوع اسرا بود. خب آن موقع هم اوج موضوع اسرا بود. هم کمک می کردیم به اردوگاه اسرای عراقی که اینها باید آماده می شدند و تبادل انجام می شد و هم باید اطلاعات اسرای ایرانی در عراق را تکمیل می کردیم. تقریبا حوزه کاری من عمدتا درگیر اسرای خودمان بود و ارتباط گیری ها و مباحث سیاسی و مذاکرات. به همین خاطر در عملیات مرصاد ما خیلی درگیر نبودیم.

در ماجرای بمباران مقر منافقین که در آن چشم مسعود رجوی آسیب دید چطور؟

این البته مربوط به سال های بعد است. دوستان ما مقر اشرف را شناسایی کردند. خب منافقین آن زمان خیلی اذیت می کردند. بمب گذاری می کردند، مردم عراق را اذیت می کردند. فعالیت های انفجاری در ایران داشتند و بالاخره تصمیم گرفته شد ما اطلاعات لازم را تهیه کنیم و در اختیار نیروی هوایی کشور قرار بدهیم و نیروی هوایی هم برود مقر منافقین را بمباران کند. خب دیگر هماهنگ کردیم و گزارش هایی تهیه کردیم و مورد موافقت قرار گرفت که این عملیات انجام شود. نیروی هوایی هم با یک اسکادران عمل کرد اما خب یک هواپیما هم سقوط کرد و دوتا از خلبانان ما آنجا دستگیر شدند که الحمدالله بعد از چند سال این دو خلبان آزاد شدند.

توسط منافقین دستگیر شدند؟

نه در اطراف اشرف که به آنها شلیک شد در همان بیابان های مرکزی عراق فرود آمدند و اسیر شدند که بعد دیگر در آخرین دوره تبادل آنها هم به کشور بازگشتند. حالا بحث آسیب دیدن چشم مسعود رجوی چیزی است که مطرح می شود اما ما گزارش هایی که داشتیم درخصوص مجروحیت های متعدد و تلفات اینها بود. اما در هر حال عملیات مهمی بود.

شما چند دور با صدام حسین دیدار داشتید. درباره این دیدار ها بگویید. 

این دیدارها در باره مسائل کلی کشور بود . دو دور دیدار داشتم که جزییات اینها را به وقتش اعلام می کنم.

ظاهرا در زمان حضورتان در وزارت اطلاعات در حوزه ورود تکنولوژی های نوین هم فعالیت داشتید.

اینها واقعا خدماتی است که وزارت اطلاعات انجام داده و دوستان زیادی که زحمت کشیدند به برکت بچه مسلمان ها و ایرانی ها و هواداران جمهوری اسلامی در سراسر دنیا که الحمدالله بخش زیادی از تکنولوژی ها و اطلاعات مورد نیاز کشور به داخل کشور منتقل شد و دانش های نوینی مانند نانو، بیوتکنولوژی، هوافضا و غیره با یک حجم خوبی به داخل کشور وارد شد و الحمدالله امروز کشور توسعه خوبی در این بخش ها پیدا کرده است.

این تکنولوژی ها از کجا وارد می شد؟

همه جا بود اما بخش عمده آن از آمریکا بود.

آیا نستله واقعا یک شرکت صهیونیستی است؟

ببینید در دنیا واقعا نمی شود گفت که یک شرکت سهیونیستی هست یا نیست. چون سهام ها جابجا می شود. آخر هم معلوم نشد که سهامداران اصلی این شرکت چه کسانی بودند. چون قرار بود وزارت اطلاعات و خارجه این موضوع را در بیاورند که آخر هم مشخص نشد. از این جهت نمی توانیم قضاوت روشنی بکنیم. چون ما گفتیم که نهاد های رسمی مشخص کنند که مالکیت این شرکت مال چه کسی است و در نهایت هم خیلی مشخص نشد. علت اش هم همین است که سهام ها مدام جابجا می شود. در یک مقطعی یک عده ای سهام دار بودند و بعد هم فروختند و رفتند. الان هم نمی شود چون یک عده ای در آن زمان بودند بگوییم این شرکت الان هم صهیونیستی هست. بالاخره این که بگوییم فلان شرکت مالکیتش در اختیار صهیونیست ها است، این اول باید اثبات بشود. حالا چون مثلا این شرکت ۳ واحد در اسرائیل دارد که نمی توانیم ادعا کنیم این شرکت اسرائیلی است. چون اغلب شرکت های معروف آمریکا در اسرائیل هم دفاتر و واحد هایی دارند. این را ما نمی توانیم ملاک قرار دهیم. چون اگر این طور باشد کل مراودات تجاری و صنعتی ما مشکل پیدا می کند. ما هم باید طبق قانون عمل کنیم. نمی توانیم یک نفر که رفته با اینها معامله کرده و سرمایه گذاری کرده را محدود و محروم کنیم. چون این آدم می گوید خب شما تکلیف مرا باید از قبل مشخص کنید.

من رفتم یک سرمایه گذاری ای کردم و این را آوردم و راست هم می گوید. خیلی از کالا ها و جنس ها الان در بازار هست. همین طوری که نمی توانیم اینها را تحریم کنیم. اول باید ثابت شود که این متعلق به چه کسی است و پولش به کجا می رود. در غیر این صورت برای ما مشکلات نا خواسته و مضری ایجاد می کند. این بحث ها هم اول توسط رقبا مطرح می شود و هر کسی می آید سریع می گویند این صهیونیستی است. خب اینها ایجاد مشکل می کند و دیگر هیچ کسی نمی تواند کار کند. آدم های رند و فرصت طلبی هم هستند که به راحتی از این طریق فضای کسب و کار کشور را مسموم می کنند. ما دیگر نباید اینقدر ساده باشیم که فریب این جوسازی های رقبا را بخوریم. ضمن اینکه پشت خیلی از این ادعا های این تیپی پرونده های فساد وجود دارد که من در جریان اینها هستم. یعنی طرف آمده و پول گرفته که این حرف ها را بزند و ما داریم این وسط عامل یک عده سرمایه دار فرصت طلب می شویم که با شعار های حزب اللهی و این حرف ها می خواهند رقیب خودشان را از صحنه خارج کنند. خب حالا هر دو طرف سرمایه دار هستند و دارند رقابت تجاری می کنند اما ما که نباید عامل دست اینها بشویم آنهم بی جیره و مواجب و با هزینه بیت المال و به نام حزب الله به نفع یک رقیب تجاری کار کنیم. اینها دقت بالایی لازم دارد. در دنیای تجارت این حرف ها زیاد است و مختص ایران هم نیست.

ظاهرا در ماجرای شهادت دیپلمات های ایرانی در افغانستان تصمیم شورای امنیت این بود که ایران به افغانستان حمله کند و شما با این موضوع مخالف بودید. ماجرا چه بود؟

نه تصمیم گرفته نشد. بحث هایی در خصوص اینکه ما در انجا اقدام عملیاتی بکنیم مطرح شد که دیگر ما آنجا چون مسئول پیگیری کارها بودیم اصلا نگذاشتیم که این فکر جا بیافتد و این ایده ها مطرح بشود. چون ما دوستانی در افغانستان داشتیم که با اینها منافع و اهداف مشترکی داشتیم و اینها هم فکر ما بودند و حضور و دخالت ما در افغانستان ذهنیت بدی را ایجاد می کند. حالا ما کلی به افغانستان و مردم مظلوم این کشور کمک کرده بودیم که از اشغال شوروی خارج شوند. بعد هم کشور های همسایه دیگری آمدند دخالت کنند که باز ما جلوی اینها ایستادیم و یک چهره همسایه غمخوار و دلسوز و حامی داشتیم. حالا یک عده افراد تندروی طالبان آمدند و چند تا از بچه های ما را شهید کردند. ما باید وقار و صبر خودمان را اینجا به نمایش می گذاشتیم.

چه کسانی دنبال جنگ با افغانستان بودند؟

الان دقیقا خاطرم نیست چون خیلی از آن زمان می گذرد اما به هر حال این ذهنیت ها وجود داشت.

گفته می شود از سوی وزارت امور خارجه به این دیپلمات ها اجازه بازگشت داده نشد و همین موضوع موجب شهادت آنان شد.

نه این درست نیست. اتفاقا این دیپلمات ها با ما هم کار می کردند. به هر حال شرایط سختی بود و میدان جهاد بود. ما به اختیار خودشان گذاشتیم. گفتیم شرایط برایتان سخت است اما این یک رسالت بزرگ است. اگر برگردید از شما استقبال می کنیم. بخواهید بمانید هم مانعتان نمی شویم. بالاخره میدان جنگ است و برای ما حضور دیپلمات هایمان در متن صحنه ای که می خواهیم در آن تحول کنیم مهم است و اگر کسی مرد جنگی باشد و با اراده خودش بخواهد بماند ما او را نهی نمی کنیم. البته به آنها دستورات امنیتی دادیم و گفتیم اگر شرایط سخت شد این امکان هست که به خانه های امن بروید اما واقعا فوق العاده غافلگیرانه بود. یعنی برای خود مقامات مزار شریف هم که این حادثه در آن اتفاق افتاد غیزمترقبه بود که چنین اتفاقی به این سرعت بیافتد. عجیب این بود که وقتی طالبانی ها آمدند یک خط مستقیم علیه کنسولگری ما گرفتند.

ظاهرا برای این کار دستور داشتند.

بله آن نیروی مقابل وقتی آمد یکی از فلش هایش به طور مستقیم به سمت کنسولگری بود اما آنچه که در کنسولگری اتفاق افتاد این طور نبود که اختلافی وجود داشته و این حرف هایی که می زنند که از جای دیگری هدایت می شده، اینها درست نیست. ما تا آخرین لحظه با دوستانمان در ارتباط بودیم و ارتباطمان برقرار بود و فوقالعاده ایثارگرانه آنها تصمیم گرفتند که در کنسولگری بمانند و به اراده خودشان هم گذاشته شد که بازگردند یا بمانند. البته برخی از دوستان وزارت خارجه تلقی شان این بود که طالبانی ها وقتی که بیایند حریم دیپلماتیک را رعایت می کنند. می گفتند که شاید محاصره بشویم اما به داخل کنسولگری حمله نمی کنند. با این حال خانه امنی تدارک دیده شده بود و این عزیزان ما در حال جابجایی به سوی خانه امن بودند که این اتفاق افتاد و غافلگیری آنقدر سریع بود که موفق نشدند.

بعد از تشکیل دولت افغانستان در خصوص تربیت نیروهای انقلابی هم به آنها کمک می دادید؟

ما در بخش های مختلف به آنها کمک می دادیم. بله در حوزه آموزش های مختلفی که می خواستند هم یاری شان می دادیم. اما خب این بحث ها پراکنده و شناور بود. اما رایزنی، مشورت، آشنایی با سیستم های جدید، اینها را با هم داشتیم.

آقایان مشایی و بقایی در وزارت اطلاعات زیر دست شما بودند؟

یک مدتی آقای مشایی با من کار می کرد. زمانی که در مرکز بررسی ها بودم. ایشان در یک موسسه وابسته به مرکز کار می کردند. اما با آقای بقایی من سابقه همکاری نداشتم. ایشان در بخش امنیتی کار می کردند و من تا همین اواخر اصلا ایشان را نمی شناختم. آقای مشایی هم خیلی طولانی نشد. فکر می کنم حدود یک سال بود.

آقای مشایی آن زمان در چه حوزه ای فعالیت داشتند؟

مطالعات فرهنگی و قومیتی.

از ایشان راضی بودید؟

بد نبود. در حوزه کاری خودش موفق بود. هر چند وقت یک بار ایشان را می دیدم و گزارشی می دادند.

گزینش ایشان را چه کسی انجام داد؟

نمی دانم. ایشان از اوایل تشکیل وزارت آمده بودند و من آن زمان در وزارت نبودم.

آقای فلاحیان در یک مصاحبه ای گفتند که شما سواد نظارت ندارید.

ایشان گفت من این را نگفتم.

حالا دارید یا نه؟

سواد نظارت؟ رشته نظارتی که الان در کشور نداریم.

چرا مدیریت نظارت داریم.

خب این تازه یکی دو سال است راه اندازی شده و حالا اساتید آن هم باید بیایند پیش ما امتحان بدهند ببینیم اصلا درس دادن این رشته را بلد هستند یا نه. چون تازه این رشته دارد راه می افتد. من سعی کردم در این دوره یک نگاه استراتژیک به حوزه نظارت و بازرسی و اینگونه مراقبت ها را به وجود بیاوریم و خودم هم در این حوزه تجربه بیشتری بکنم و با همکارانمان بحث های بیشتری داشته باشیم. چون آدم جدی ای هستم در موضوعات کاری و خیلی هم اهل بحث و مطالعه و پیگیری هستم فکر می کنم اطلاعاتم در این بحث اطلاعات خوبی است. ضمن اینکه به هر حال ۴ سال در این حوزه کار کردیم و هم کار کردیم و هم چیز یاد گرفتیم و هم یاد دادیم. بالاخره ۳۰ سال و اندی هم تجربه مدیریت دارم که مدیریت هم بخشی از آن نظارت است و اگر خرده خرده هم کار کرده باشیم الان دیگر سواد لازم را برای این کار دارم.

اگر آقای ابوترابی فرد هم کاندیدا بشوند روی تصمیم شما تاثیری دارد؟

چنین بحثی با هم نداشتیم.

یعنی ممکن است جامعه روحانیت دو کاندیدا داشته باشد؟

جامعه روحانیت نمی خواهد کاندیدا داشته باشد. ما اعضا هستیم و الان هم الحمدالله اعضا زیاد است. چه اعضای قدیمی و چه اعضای جدید.

در محافل خبری این بحث مطرح شده که اگر آقای ابوترابی فرد کاندیدا بشوند شما کاندیدا نمی شوید.

نه یک صحبتی در جامعه روحانیت مطرح شده بود که خوب است از اعضای جامعه فقط یک نفر کاندیدا بشود. من هم گفتم اگر به این جمع بندی رسیدید من هم موافقم. طبعا آن فرد هر کسی باشد دیگری باید به نفع او کنار برود دیگر. نتیجه آن بحث این می شود اما هنوز جامعه به این جمعبندی نرسیده است.

اگر کاندیدا بشوید باید از قوه قضاییه استعفا بدهید؟

نه خیلی مشکلی در قوه نداریم. چون وقت هم دیگر تمام شده و تا انتخابات دو ماه بیشتر باقی نمانده.

گفته می شود که شخصیت های قوه قضاییه نباید گرایش و نگاه سیاسی داشته باشند. شما با این موضوع موافق هستید؟ چون تقریبا می توان گفت که سیاسی ترین نیروی قوه قضاییه شما هستید.

اگر قانونی باشد که قاضی نباید عضو حزب باشد این حرف درست است. اما اینکه نظر سیاسی نداشته باشد این از همان جنس حرف هایی است که می گوید دین و آخوند ها در کار سیاسی دخالت نکنند.

بالاخره از یک چهره قضایی انتظار می رود که وارد بحث های سیاسی نشود.

عرض کردم اگر کسی قاضی باشد، در مقام حکم و داور باشد خب این نباید عضو حزب سیاسی باشد.اما اینکه گرایش سیاسی داشته باشد این منعی ندارد. وقتی هم که منع قانونی ندارد چرا باید روی آن اصرار داشته باشیم؟ اینها موضوعات سلیقه ای است.

چون ممکن است این گرایشات سیاسی برای قوه قضاییه هزینه ایجاد کند.

بله همه چیز هزینه دارد. اما بی تفاوتی و بی موضع بودن هم هزینه اش معلوم نیست که کمتر باشد. کسی محاسبه نکرده که کدام یک از اینها هزینه اش بیشتر است. بله هر چه انسان موضع اش کمتر باشد به انصاف نزدیک تر است. تازه آن هم در مقام قضا. ما الان در مقام بازرسی که هستیم واقعا به آن معنا قضایی نیستیم. البته زیر نظر رئیس قوه قضاییه هستیم و رئیس این سازمان هم باید شان قضایی داشته باشد. اما سازمان ما سازمان قضایی نیست. یک سازمان تحقیقاتی است که گزارش تهیه می کنیم و این گزارش ها را به مراجع قضایی می فرستیم. البته هرچه انسان بتواند گرایش هایش را کنترل کند و آن را در محیط کاری ابراز نکند و دخالت ندهد که این خیلی به انصاف و عدالت نزدیک تر است اما اگر بگوییم چون شخصی دارای گرایش سیاسی است نباید در این مقام باشد، این حرف را اگر جدی کنیم و سلسله مراتبی بالا برویم آن وقت در کشور مشکل پیدا می کنیم.

اگر آقای هاشمی کاندیدا بشوند شما باز هم کاندیدا می شوید؟

دلیلی ندارد که من کاندیدا نشوم. آن زمان که من رسما اعلام کنم که آمده ام و کاندیدا بشوم تنها یک موضوع می تواند موجب انصراف من بشود و آن هم اینکه جمع اصولگرایان به این نتیجه برسد.

ایا ائتلاف سه گانه از شما برای حضور در این ائتلاف دعوت کرده؟

یک صحبت اولیه داشتیم و نظر من را خواستند که من گفتم چون من عضو جامعه روحانیت هستم طبق مدل جامعه روحانیت عمل می کنم.

اگر حضور شما موجب شکسته شدن آرای کاندیدای دیگری باشد به نفع آن کاندیدا کنار می روید؟

اگر کاندیدای دیگری هم حضورش باعث شکسته شدن آرای بنده باشد به نفع من کنار می رود؟ این معادله باید حل شود. به نظر من این اگر ها؛ اگرهایی است که بیشتر به انفعال و سستی مواضع ما می انجامد.

الان در نظرسنجی ها چه وضعیتی دارید؟

هنوز نمی توانم جایگاه خودم را محاسبه کنم اما فکر می کنم که رشدم خوب بوده. البته دوستان دیگری از من جلوتر هستند. البته اینها بستگی به فضای سیاسی، منابع پشتیبانی، حامیان، فعالیت های کاندیدا و عوامل دیگر اجتماعی دارد که اینها باید با هم جمع بشود تا وضعیت هر فرد مشخص بشود.

به نظر شما دولت کاندیدا معرفی می کند؟

بنای دولت بر این است.

این القا را که مردم به روحانیون رای نمی دهند را قبول دارید؟

اینکه دارد چنین القایی صورت می گیرد صحت دارد. یعنی عده ای به صورت سازمان یافته دارند این عملیات روانی را انجام می دهند و این هم توسط یک موج غیر انقلابی معارض روحانیت دارد دنبال می شود هم توسط برخی کاندیدا ها. حتی کاندیدا های خودی دارند به این موضوع دامن می زنند. با این حال من تلقی این چنینی ندارم. من فکر می کنم که در جامعه ما کاندیدایی که بتواند کارامدی و صداقت خودش را نشان بدهد و اعتماد سازی بکند، در افکار عمومی جایگاه خواهد داشت.

آقای ولایتی چند وقت پیش در جامعه وعاظ گفتند که من سال ۸۴ به این دلیل انصراف دادم که آقا مجتبی تهرانی به من گفتند که تا روحانی هست شما نباید کاندیدا بشوید. شما این مبنا را قبول دارید؟

حالا ایشان که این موضوع را شنیدند به این مبنا عمل کنند.

به نظز شما گزینه اول دولت چه کسی است؟

ظاهرا شخص شخیص رحیم مشایی

آیا دولت می تواند بگوید که من انتخابات را برگزار نمی کنم؟

نه کسی می تواند جلوی انجام انتخابات در کشور را بگیرد و نه کسی قدرت دارد نتیجه آرا را تغییر دهد. مطمئنا در کشور ما آرا وابسته به صندوق است و هر آنچه که در صندوق است بدون تغییر اعلام خواهد شد. من فکر می کنم که الان صندوق ناموس کشور ماست و نظام نه به کسی اجازه تعرض به صندوق را خواهد داد و نه به آرای مردم.

مهندسی آرا چطور؟

اینها حرف است. عده ای دوست دارند فضای انتخابات را هدایت کنند. ما هم داریم طوری بررسی می کنیم که اگر کاندیدا شدیم آرا به نفع ما رقم بخورد. از این منظر طبیعی است اما اگر منظور این باشد که نظام به دنبال طراحی خاص است، این طور نیست. فراز و فرود های انتخاباتی در کشور ما نشان داده که واقعا فضای انتخابات فضای بازی است و نتیجه انتخابات دقیقا در صندوق های رای شکل می گیرد.

مقام معظم رهبری فرمودند که کسانی کاندیدا بشوند که توان اداره کشور را در خودشان ببینند. شما این توان را در خودتان می بینید؟

خب هر کسی که کاندیدا می شود حتما احساس می کند که این توان را دارد. تلقی من این است و تجربه کاری ام هم این را نشان می دهد. بالاخره من بزرگترین دستگاه های ملی را اداره کردم و گسترده ترین و متنوع ترین حوزه ها را مدیریت کردم و اگر هم چیزی بلد نبودیم هم دیگر حالا یاد گرفتیم. اگر در هر حوزه ای هم فقط یک کاری را یاد گرفته باشیم الان خیلی شده.

ظاهرا این موضوع قرار است مبنای قضاوت و تصمیم گیری شورای نگهبان باشد و بر این مبنا هم بیشتر از ۴-۵ نفر تایید نمی شوند.

نه من چنین خبری را تایید نمی کنم. شورای نگهبان مانند سری های گذشته بررسی خواهد کرد. حالا تمایل بر این است که اگر بشود افراد صلاحیت دار تر حضور داشته باشند اما الزاما این طور نیست که به این نتیجه برسد.البته این مصوبه شورای نگهبان است که دیگر هر کسی وزیر بوده الزاما صلاحیت کاندیداتوری برای ریاست جمهوری را ندارد و به اینها نمی شود گفت رجل سیاسی مدیر و مدبر. درست هم هست این منطق. خب طرف باید توان ساماندهی یک لشکر مدیر را زیر دست خودش داشته باشد. با مدیران و طیف های مختلف مدیریتی باید بتواند ارتباط داشته باشد و نشان بدهد که مدیریت کرده و توانایی مدیریت را دارد. با افکار عمومی باید بتواند تعامل کند و با توده ها وطیف های مختلف سیاسی و اجتماعی قدرت همراهی داشته باشد. این ها لازمه کار است. خب ما یک مقداری با مسامحه عمل کردیم و عملا فضایمان خیلی به هم ریخته و شلوغ شده.

فکر نمی کنید ممکن است برای شما هم اسنادی رو کنند مانند آن چیزی که در خصوص واردات اتوبوس های چینی و صندوق تعاونی وزارت کشور در دوره شما مطرح شد؟

چرا اما الان وقت سند رو کردن نیست. اگر کسی سندی داشته باشد و تا کنون آن را ارائه نداده باشد و اعلام جرم نکرده باشد و به مراجع رسمی مراجعه نکرده باشد، مجرم است و قابل تعقیب کیفری. اگر کسی سند تخلف و جرمی را دارد باید به محاکم و مراجع رسمی مراجعه کند و نگهداری سند مجرمانه خودش جرم است و عدم معرفی مجرم خودش جرم است و عدم پیگیری تعدی به حقوق بیت المال هم خودش جرم است. اینها همکاری با مجرم است و کسی هم که اینها را منتشر کند خودش مجرم است. حالا دیگر فضای دروغ و اتهام و تهمت های اینچنینی متاسفانه سکه بازار است.

شما را تهدید نکردند؟

چرا از همان اوایل چیز هایی گفتند و ما به آنها گفتیم که اگر چیزی دارید و نگویید آدم های بی معرفتی هستید. خوب است که به مردم معرفی کنید و آنها را در جریان بگذارید. به هر حال خوب است که مردم با مدیرانی رو برو بشوند که بهتر آنها را بشناسند.

گروکشی هم انجام دادند که اگر شما بگویید ما هم می گوییم؟

خب این کار را که کردند دیگر. به هر حال این حرف ها مطرح است و من هم به همه گفتم که اگر خبطی کرده باشم باید تاوان آن را بدهم. حالا این تاوان یا دادگاه است یا جبران باشد به هر حال بهتر از این است که روی دوشمان بماند. اما اگر فکر می کنید اگر جایی ما درست تصمیم نگرفتیم، تصمیم اشتباهی گرفتم این را بیایید در بوق و کرنا کنید ما در برخورد با شما کوتاه می آییم اشتباه می کنید و این را عملا هم نشان دادیم که حتی علیه جایگاه خودمان حاضریم اقدام بکنیم اما حق و منافع کشور را از بین نبریم و نگذاریم از دست برود. من حتی در پست هایی هم که بودم، گزارش های مربوط به عملکرد خودم را هم که می آمد خودم به دستگاه های مربوط منتقل می کردم. اتفاقا در همان وزارت کشور هم یک گزارشی علیه وزارت کشور و مدیران خودم آمد و من آن را منتقل کردم. هم به دستگاه کنترل داخلی خودمان و هم به بیرون و گفتم این را بررسی کنید و اگر مسئله ای است زود به ما بگویید ما تصمیم بگیریم و برخورد کنیم. من با این مدیریت کار کرده ام.

آن گلایه ای که مقام معظم رهبری داشتند که قوای سه گانه در موضوع مبارزه با فساد به وظیفه خودشان عمل نکردند به نظر خودتان شامل شما هم می شود؟

نه نمی شود.

شما چه نمره ای به خودتان می دهید؟

نمره خیلی خوبی می دهیم به خودمان. ما با امکانات کم، نیروی کم، محدودیت های زیاد، موانع فوق العاده متعدد و اختیارات محدود دستاورد های قابل توجهی داشتیم و مجموعه را دواندیم. یعنی من واقعا بیش از توان عادی اداری مجموعه را دواندم و از مجموعه کار کشیدم و دستاورد های قابل قبول و قابل توجهی هم به طور نسبی داریم. اما اگر کسی بخواهد بگوید که در مقام مقایسه با جایگاه و ظرفیت انسانی، همه مان بدهکاریم. اما در مقایسه با دیگران الان تنها جایی که در کشور دارد به طور جدی با فسار مبارزه می کند و همه اطراف قصه اعم از بخش خصوصی و بخش دولتی و افرادی که در پرونده درگیرند، می دانندکه اگر پرونده به سازمان بیاید کسی به راحتی نمی تواند از آن رهایی یابد، مگر اینکه مقصر نباشد، سازمان بازرسی است. ما هم با هیچ کس ملاحظه نکردیم. دوستمان بوده، خویشاوند بوده، مقامات بوده، آقازاده بوده، صاحب منصب بوده با همه اینها برخورد کردیم. مثلا گزارشی داشتیم از یکی از بستگان ما که خبر رسید بدهی دارند. گفتیم پرونده تهیه کنید و نامه بنویسید. تحت تعقیب قرار گرفت و اموالش ضبط شد و خودش هم ممنوع الخروج شد. دوستانمان هم که بودند پیگیری کردیم. به آنها هم گفتیم که حرمت دوستی این است که به شما تذکر بدهیم و رعایت کنید اما اینکه تعقیب نکنیم و به دادگاه نفرستیم نه.

بزرگترین پرونده ای که امسال بررسی کردید چه پرونده ای بوده؟

اجازه بدهید من طیف عرض کنم خدمت تان. امسال بزرگترین پرونده ها کنترل بانک ها بود. به نظر من امسال سال بسیار موفق و برجسته ای در ساماندهی به بانک ها بود. یک سری از بانک های خصوصی، صندوق های تعاون اعتبار، موسسات مالی اعتباری، قرض الحسنه ها را که نظام پولی و مالی ما را به هم ریخته بودند در سطح وسیعی کنترل کردیم. به بانک مرکزی فشار آوردیم. شاید ظرف ۱۵ روز آخر سال ۴ – ۵ هیات مدیره بانک ها آمدند پیش من و از ما مهلت می خواستند اما ما کارمان را به طور جدی دنبال می کنیم.

آنهایی را که اسم افراد خاصی در اطراف آنها هست را سازمان بازرسی با یک فشار رسانه ای و سیاسی برخورد می کند؟

ما امسال بیش از ۱۵ بانک و موسسه مالی و اعتباری را با قدرت کنترل کردیم و خیلی از آنها هم رسانه ای نشد.

اما بانک پارسیان مصوبه شورای مبارزه با پولشویی است.

من مسئول شورای پولشویی نیستم. هر کسی که مسئول اش است بیاید پاسخ بدهد. من مسئول کنترل نظامات قانونی هستم در بانک ها و موسسات دیگر که حالا ما روی بانک ها کار کردیم و بانک های مهم کشور چه با نام و چه بی نام و چه مورد حمایت دولت و چه بدون حمایت دولترا داریم کنترل می کنیم.

آن بانک هایی که مطرح شد، چون جلوی فعالیتشان را گرفتیم علنی شد. بانک های دیگر را داریم اصلاح می کنیم و فشار آوردیم تا سهام و روابط و نوع فعالیت ها و تسهیلات دهی و سپرده گذاری هایشان را مشخص کنند. به اینها فشار آوردیم و جدی هم داریم دنبال می کنیم اما چون جلوی فعالیت شان را نگرفتیم علنی هم نشد. اگر جلوی فعالیت بانک گرفته شودف طبیعتا همه می فهمند اما تا جلوی فعالیت آنها گرفته نشد روال عادی خودش را طی می کند. خیلی از اینها مربوط به مراکز پر قدرت هم هستند و صاحبان و مالکان آنها هم افراد بسیار صاحب نفوذ و قدرتمندی هستند اما ما هم داریم خیلی جدی اینها را کنترل می کنیم و فکر هم می کنیم که این کار ضرورت دارد.

معادن کشور را از حیث حقوق مالکانه و حقوق دولتی شانداریم سامان می دهیم. الان بسیاری از معادن حقوق مالکانه و حقوق دولتی شان اخذ نمی شود و این یکی از مسائل مهم ماست و خیلی فشار آوردیم. همین امروز یکی از بزرگترین معادن کشور را که مدتهاست روی آن دست گذاشتیم و پیمانکاران و بهره برداران بزرگی در کشور دارد و عملیات چند هزار میلیاردی روی آن انجام می شود را فشار آوردیم که باید بهره مالکانه و دولتی اش مشخص بشود. جلسات پی در پی و مکرری هم به همین منظور برگزار کردیم و کارهای بسیار سنگینی هستند. در منابع طبیعی و محیط زیست کارهای بسیار جدی ای داریم انجام می دهیم. در موضوع آب جلوی انحرافات تصمیم گیری ها در خصوص آب که بسیار موضوع مهمی هست با قدرت ایستاده ایم و با جدیت داریم آن را انجام می دهیم.

 

امسال چه میزان از بیت المال رابه صندوق برگرداندید؟

امسال به طور میانگین ۶ هزار میلیارد تومان بیت المال برگرداندیم در حوزه های مختلف. اینها شامل معاملاتی می شود که باطل کردیم، زمین هایی بوده که بازگرداندیم.

چه میزان از این پول دولتی است؟

بخش اعظم آن دولتی است اما این به معنای این نیست که ما فقط روی دولت زوم کرده ایم. بلکه به این دلیل است که بخش اعظم اقتصاد ما دولتی است. همان سهم را دارد. یعنی در اقتصاد ما چون بخش اعظم آن دولتی است عملا هیچ اتفاق بزرگی بدون شراکت دو کارمند دولت ممکن نیست. اما اینکه سودش را دولتی ها خوردند نه الزاما به این معنا نیست. خیلی از سود ها را افراد خارج از دولت برده اند.

در این ۸ سال عمر دولت کدام سال پر فساد تر بوده؟

نمی توان دقیق گفت اما در این چند سال اخیر حس زیاده روی و بلند پروازی ها بیشتر بوده و در کنارش حجم تخلفات هم اضافه شده.

این که آقای احمدی نژاد می گوید دولت ما پاک ترین دولت بعد از انقلاب بوده را شما قبول دارید؟

در اینکه ایشان این بیانات را داشته اند، تایید می کنم که بله ایشان این حرف ها را می زنند.

یعنی پاک ترین نیستند؟

می خواهند این اتفاق بیافتد.

یعنی این اتفاق نیفتاده؟

تلقی من این نیست.

آقای هاشمی کاندیدا می شوند؟

نه.

محتمل ترین گزینه آقای هاشمی چه کسی است؟

آقایان ناطق و روحانی.

آقای روحانی ظرفیت اجماع پذیری و زمینه جذب رای دارند؟

مشکل می بینم. خیلی باید کار کنند.

آخرین دیداری که با آقای هاشمی داشتید کی بود؟

دو هفته پیش در جلسه هیات نظارت مجمع.

گپ سیاسی هم با هم داشتید؟

در کنار آن همین بحث های سیاسی بود که آیا کاندید می شوید یا نه که ایشان تاکید کردند که کاندیدا نمی شوند.

احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم وجود دارد؟

به احتمال بسیار زیاد.

کدام کاندیدا ها به دور دوم می روند؟

حتما یک اصولگرا در بین آنها هست.

احتمال دارد دو اصولگرا به دور دوم راه پیدا کنند؟

بله این هم امکان دارد.

پیش بینی شما از میزان مشارکت چقدر است؟

برآورد ما یک مشارکت معمولی است. یعنی حدود ۶۰ درصد. که این میزان هم جزو نرم های خوب دنیاست.

اگر شما تصمیم گیرنده باشید اجازه می دهید اصلاح طلبان در انتخابات حضور داشته باشند؟

بله حتما مفید است.

حتی اگر از اتفاقات سال ۸۸ اظهار برائت نکرده باشند؟

اجازه بدهید تشخیص این موضوع را به مراجع مربوط واگذار کنیم.

نظر شما چیست؟

به نظر من باید اعلام موضع کنند. اصلا حادثه سال ۸۸ را بگذاریم کنار؛ ما نباید افراد را مجبور کنیم که نسبت به یک حادثه نظر بدهند بلکه باید از آنها بپرسیم که شما نسبت به انقلاب، امام، رهبری، نظام، قانون، قانون اساسی و ولایت فقیه پایبند هستید یا نه. اینها اصول ما است. اصول نظام است. هر کس به این اصول پایبند باشد و خلاف این عمل نکرده باشد؛ یعنی واقعا التزامش را به نظام بیابیم بر اساس مبانی قانونی باید با حضور او موافقت کنیم. من فکر می کنم که شورای نگهبان هم همین نظر را دارد. نباید افراد را الزام کنیم که نسبت به یک حادثه موضعگیری کند. شاید اصلا آن فرد در آن حادثه حضور و همراهی ای هم نداشته اما بر اساس ملاحظات جناحی و سیاسی و شرایط خاص خودش نمی خواهد اعلام نظر صریح کند.

پیش بینی می کنید که قبل از انتخابات فتنه ای صورت بگیرد؟

توسط برخی جریانات اگر خواسته هایشان تامین نشود احساس نگرانی می کنیم.

توان بسیج عمومی را دارند؟

نه تلقی من این نیست و خیلی هم موفق ارزیابی نمی کنم اما در مسائل امنیتی خوشبینی کار غلطی است و نباید از این احتمال غافل شد. اتفاقا باید با نگاه بدبینانه به حوادث نگاه کرد چون حیطه خطرناکی است و درصد های پایین هم در آن مهم است.

به پیوند انحراف و فتنه اعتقاد دارید؟

نمی دانم.

آینده سیاسی آقای احمدی نژاد را چطور پیش بینی می کنید؟

امیدوارم که ایشان با خوشنامی دوره خودشان را تمام کنند و بتوانند یک زندگی خوب و به عنوان یک عنصر سیاسی فعال در ادامه حیات جمهوری اسلامی حضور داشته باشند.

دولت خودش علاقه ای به یک فرود آرام و موفق دارد؟

چنین حسی ندارم.

فکر می کنید دولت تا ۹ صبح ۱۲ مرداد سرکار باقی بماند؟

امیدوارم.

اگر دولت دست شما باشد ممکن است به این سبکی که شما از دولت رفتید عمل کنید؟

تا حالا چنین برخوردی نداشتم.

شما کابینه تان را معرفی می کنید؟

نه اصولگرایان بخش زیادی از تیم شان مشترک است. عملا این کار به سادگی امکان پذیر نیست.

چقدر در کابینه تان از روحانیون استفاده می کنید؟

در بسیاری از کارهای تخصصی کابینه افراد غیر روحانی متبحر تر زیاد داریم و شایسته نیست که چون من به خاطر روحانی بودنم این کار ها را به افراد روحانی واگذار کنم.

مهم ترین آسیب و پاشنه آشیل نظام چیست؟

ناکارآمدی که خودش فساد را هم تولید می کند.

شما نسبت به این موضوع نگرانی ای حس کردید که خواستید کاندیدا بشوید؟

دقیقا همین طور است. ببینید من نظام بروکراتیک و دیوانسالاری کشور را ضعیف می دانم که نیازمند یک تحول اساسی است و فکر می کنم که دوستان ما اغلبشان در این زمینه کار نکردند و تبحری ندارند و آشنایی چندانی هم ندارند و اگر هم به درمان این موضوع نپردازیم تحولی در کشور اتفاق نمی افتد. نه رئیس قوی و نه تیم قوی باز اینها تحول چشمگیری ایجاد نخواهند کرد. درصدی احتمال دارد که اتفاق بیافتد اما این مقدار کارساز نیست. موفقیت اساسی تنها با یک تحول اساسی در نظام دیوانسالاری کشور اتفاق می افتد.

با چه شعاری می آیید؟

شعارهای بنده گرایش‌های تحولی و اهداف اقتصادی را نشان خواهد داد.

تایید صلاحیت می شوید؟

ظاهرا. اگر بنا باشد که نظام ما راقبول نداشته باشد دیگر بعید است کس دیگری راقبول داشته باشد.

با توجه به دیدار ۳ چهره اصلاح طلب با رهبری آیا ایشان دارند آرایش سیاسی جدیدی را در کشور شکل می دهند؟

حضرت آقا کاملا به مردم سالاری دینی وفادارند و آن را باور دارند. مدیریت و طراحی می کنند و فکر می کنم به هیچ وجه اجازه نمی دهند مردمسالاری دینی مخدوش بشود و در این جهت هم هدایت ها و راهنمایی های مناسب را در طول مسئولیت هایشان داشتند و فکر می کنم این روش را هم ادامه خواهند داد.

طرفدار نظام پارلمانی هستید یا ریاستی؟

نظام پارلمانی مبتنی بر یک زیرساخت هایی است که ایجاد این زیرساخت ها در کشور بسیار سخت است و حداقل الان این امکان را نداریم و به دلایلی که بحث مفصلی را می طلبد نظام ریاستی بیشتر در جامعه ما جوابگو است.

اسامی چند نفر را نام می برم شما اولین چیزی که به نظرتان می رسد را بگویید.

آقای خسرو تهرانی

با ایشان کار نکردم.

آقای حجاریان

تحلیلگر و طراح پر توان و برای هر کار آماده

آقای ربیعی

سعی می کند که عنصری مفید باشد و در دایره نظام حرکت کند.

سعید امامی

پرونده باز نکنیم

آقای فلاحیان

امیدوارم بتواند خدمت کند

آقای ری شهری

برای ایشان آرزوی توفیق دارم. ایشان عنصر فعال و مفیدی هستند و الان هم که پا در عرصه فرهنگی و اجتماعی گذاشته اند تلاش های خوب و ارزنده ای دارند.

قتل های زنجیره ای

حادثه ای زشت و ناگوار برای کشور و آسیب زننده به وجاهت و اعتبار ما و نظام ما و جایگاه سیاسی و حقوقی کشور.

آقای مصلحی

تحرک خوبی در این عرصه بروز دادند. با این که تجربه حضور در این عرصه را نداشتند فکر می کنم تلاش شان قابل توجه و در خور تقدیر است.

جاسوس

لازمه مدیریت امروز دنیا

احمدی نژاد

پدیده ای که امیدواریم فرجام خوبی داشته باشد.

مشایی

امیدوارم یک منتظر واقعی باشد.

انتهای خبر