یادداشت وارده/ حقوق شهروندی و مصادیق آن

* بارها احساس کرده ایم حقـمان زایل شده است، بی آنکه توان و قدرت اعتراض داشته باشیم،این اجحاف ها براستی بیشتر در جوامع در حال گذار از چه چیز  ناشی میشود.. اصلا حقی برای ما در جامعه می توان متصورشد یا که شاید احقاق حق تنها از مسیر قدرت ممکن است… پرسش‌هایی که در بین […]

* بارها احساس کرده ایم حقـمان زایل شده است، بی آنکه توان و قدرت اعتراض داشته باشیم،این اجحاف ها براستی بیشتر در جوامع در حال گذار از چه چیز  ناشی میشود.. اصلا حقی برای ما در جامعه می توان متصورشد یا که شاید احقاق حق تنها از مسیر قدرت ممکن است… پرسش‌هایی که در بین شهروندان جامعه در حال گذار به توسعه، مدام شنیده می‌شود.

شاید کمی غیرمنصفانه باشد اماپر بیراه نیست که شهروندان این گونه جوامع در بسیاری از نقاط، روزگار سختی را می‌گذرانند و شکاف طبقات عریان تراز جوامع جهان اول خود را نشان میدهد. به نظر میرسد جمله ی معروف “حق گرفتنی است نه دادنی”… در  جوامع در حال گذار کاربرد بیشتری نسبت به جوامع پیشرفته دارد؟

حقوق شهروندی چیست ، بستر و زمینه آن را باید در کجا جستجو کرد؟ مصادیق این حقوق کدامند ، چگونه و در چه قالبی محقق میشوند؟
براستی  شهروندان ایرانی تا چه میزان با حقوق خود آشنایی دارند؟ چگونه می‌توان حقوق شهروندی را به مفهوم واقعی آن به شهروندان آموزش داد؟.
نیک پیداست که در همه دورههای تاریخی همه افراد یک ملت یا تمام کسانی که در درون قلمرو یک دولت ملت زندگی میکردند، حقوق عام و برابر داشته باشند، بلکه در هر جامعهای همواره تنها بخش کوچکی از جامعه به عنوان شهروند به رسمیت شناخته میشد.
البته امروزه نیز هستند افراد یا گروههایی که اعتقاد دارند همه افراد نباید از حقوق برخوردار باشند. با وجود این به رسمیت شناختن حقوق همه افراد تابع یک دولت، اتفاقی است نسبتا جدید که در قرون گذشته در همین حد هم وجود نداشت و بسیاری افراد برای به اثبات رساندن و تثبیت آن حقوق در اذهان عمومی و رسمی فدا شدند.

در چند سال اخیر اصطلاح حقوق شهروندی در ادبیات سیاسی و حقوقی کشور کم و بیش رواج یافته است؛ از این لحاظ می توان گفت که مفهوم شهروندی به معنای جدید آن در ادبیات حقوقی ما سابقه چندانی ندارد. به گونه ای که دولت تدبیر و امید را بر آن داشته تا منشور حقوق شهروندی را تدوین کند.

بی تردید شما هم این اصطلاح را بارها از طریق رسانه ها، سخنرانی ها و گفتگوها شنیده و یا در کتاب ها و مجله ها و … خوانده باشید و علاقه مند باشید که به معنا و مفهوم «حقوق شهروندی» بیشتر آشنا شوید.

این نوشته خواهد کوشید تایک تعریف ساده از«حقوق شهروندی» ارائه دهد. «شهروند» مرکب از دو کلمه «شهر» به معنای جامعه انسانی و «وند» به معنای عضو وابسته به این جامعه است. اما باید بدانیم که صرف با جمع شدن افراد در مکانی خاص و تشکیل اجتماع انسانی، شهروند به وجود نمی آید. در اصطلاح علما و دانشمندان، اجتماع انسانی شرط لازم شهروندی به شمار می آید؛ اما شرط کافی نیست افراد زمانی شهروند محسوب می شوند که به حقوق و تکالیف خود در جامعه آگاه باشند و به آنها عمل کنند. به عبارت دیگر، اعضای اجتماع هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام بگذارند و به مسوولیت های خویش در قبال شهر، کشور و اجتماع عمل نمایند، تحت پوشش مفهوم شهروند قرار می گیرند. مفهوم دیگر شهروندی را  می توان « داشتن حق» ذکر کرد و گفت: ما به عنوان شهروند حق داریم حرف بزنیم،دست به انتخاب کردن و انتخاب شدن بزنیم ،به عبارتی فردگرایی مثبت و مسئولانه اساس و پایه نظریه شهروندی است.

 آموزش شهروندی بطور غیر رسمی در خانه یا محل کار یا کارگاه‌های آموزشی و یا بطور رسمی بصورت سرفصل درسی مجزا در مدارس و حتی مدارس ابتدایی و یا بصورت رشته تحصیلی دانشگاهی در واقع به شهروندان می‌آموزد که چگونه یک شهروند فعال، آگاه و مسئولیت پذیر باشند. در واقع مبنای این آموزشها پرورش یک شهروند نمونه یا شهروند خوب یا ارائه یک الگوی شهروندی نیست بلکه به آنان می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را با توجه به مسئولیت‌هایشان در قبال اجتماع و زندگی فردی خود اتخاذ نمایند تا به حقوق دیگران تعرض نکنند.

تربیت شهروندی، یکی از فروع شهروندی است که باتوجه به تحولات سریع اجتماعی، فن‌آوری و سیاسی در دوران معاصر، ازجمله دلمشغولی‌های برنامه‌ریزان و سیاستگذاران تعلیم و تربیت کشورهای جهان به شمار می‌آید. کشورهای توسعه یافته مفاهیم شهروندی از دوران کودکی تا نوجوانی آموزش داده می‌شود و دولت نیز آموزش‌های لازم را در اختیار والدین و معلمان قرار می‌دهد.

مسوولیت شهروندی زمانی معنی پیدا میکند که مردم در حد قابل قبولی به سطحی از آگاهی رسیده باشد؛ یعنی که اولا حقوق خود را در جامعه بشناسند؛ ثانیا نیاز همگانی را به اجرای این حقوق درک نمایند.

 گستره مفهوم شهروندی تا پیش از دوره جدید، تنها اجتماعات شهری در بر می گرفت؛ اما امروزه مفهوم تا سطح کشور و مرزهای حاکمیت آن دولت توسعه یافته است. به مددعلم نوین و پدید آمدن دهکده ی جهانی، فرایند جهانی شدن و گسترش و ارتقای کمی و کیفی ابزارهای تبادل و اطلاعات سبب شده که بسیاری از اندیشمندان مرزهای کشور را در نوردند واز«شهروند جهانی» سخن بگویند.

 به هر حال به نظر میرسد شهروند به فرد مسئولیت پذیری گفته می شود که عضویت رسمی یک کشور را داشته باشد و به حقوق و مسوولیت هایی که برایش در قانون پیش بینی شده است، پایبند باشد. بنا بر این در حقوق شهروندی چگونگی روابط شهروندان، حقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر، هدف ها، اصول و در اجتماع از شیوه های رفتاری آنان اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. حقوق شهروندی توضیح می دهد که افراد در زندگی روزمره و در جریان فعالیت های فردی و اجتماعی خود چه وظایفی در قبال سایر شهروندان، کشور و دولت دارند و از چه مزایایی در جامعه برخوردار می باشند. پس حقوقی که هر فرد به عنوان شهروند و تابع یک دولت از آن بهره مند می گردد، حقوق شهروندی نامیده می شود. حقوق شهروندی یکی از دستاوردهای مثبت بشری است که امروزه مورد قبول دولت ها و ملت ها قرار گرفته است.

* از: کـــیوان عبـــادالــهی

انتهای خبر