یادداشت وارده/ منزلت مفاخر و ضرورت پاسداشت داشته های فرهنگی خطه آذربایجان

مدتها بود دغدغه مفاخر آذربایجان و گمنامی و غربت آنها در جامعه کنونی و بخصوص سرنوشت حزن انگیز مقبره الشعرای آذربایجان و سرقت هویت مولانا و شمس تبریزی و فرزانگان به اجبار کوچ کرده خطه آذربایجان و…. دغدغه ذهنی ام شده بود که چند روز پیش مطلبی در این راستا به قلم آقای محمدزاده مدیریت […]

مدتها بود دغدغه مفاخر آذربایجان و گمنامی و غربت آنها در جامعه کنونی و بخصوص سرنوشت حزن انگیز مقبره الشعرای آذربایجان و سرقت هویت مولانا و شمس تبریزی و فرزانگان به اجبار کوچ کرده خطه آذربایجان و…. دغدغه ذهنی ام شده بود که چند روز پیش مطلبی در این راستا به قلم آقای محمدزاده مدیریت فرهیخته سایت اعتدال پرس خواندم و دیدم که ایشان اشاره مفصل و خوبی به این امر داشته و لزوم احیای نام و یاد و راه این نیکنامان را تاکید کرده اند. چنین بود که وظیفه دانستم ضمن تشکر از این عزیز زرشناس یادداشتی در تایید و تکمیل این مطلب مرقوم نمایم.

———————————————————————————————————–

اختصاصی اعتدال پرس/

نگاهی به منزلت و جایگاه مفاخر آذربایجان و ضرورت پاسداشت داشته های فرهنگی جامعه 

“روزی نیست که بگذرد و خبری در مورد اقدامات مختلف کشورهای دنیا در زمینه پاسداشت فرهنگ بومیشان نشنویم . در دنیایی که رقابت بین کشورها هر روز به عرصه جدیدی کشیده می شود ، نقش حوزه فرهنگی برجسته و حیاتی می شود .

فرهنگ را مجموعه داشته ها ، ارزش ها ، ابداعات و رسوم ملتی در طول تاریخ تعریف می کنند . بیگمان بزرگان هر حوزه علمی یا هنری یا صنعتی در این میان نقش مهم و برجسته دارند که با آثار ، افکار ، ابداعات و اندشه های خود سهمی کوچک یا بزرگ در تشکیل این فرهنگ بازی می کنند و گاهی نیز به نمادی موضوعی یا کلی برای فرهنگی خاص بدل می شوند . از اینروست که دولت های مختلف سعی دارند هرچه بیشتر مشاهیر و مفاخر حوزه های مختلف را به فرهنگ ملی خود مرتبط سازند تا شاید با بزرگنمایی آن زمینه های اقتدار فرهنگی ملت متبوعشان را فراهم سازند و همچنین از آن طریق نقشی هرچند پررنگتر در معادلات بین المللی و منطقه ای ایفا کرده و منافع ملیشان را تامین کنند .
اقداماتی همچون تهیه نسخه های آنلاین تمامی کتاب های فرانسوی توسط دولت فرانسه تا پروژه دولت لهستان برای تقویت بخش لهستانی زبان ویکی پدیا از طریق استخدام مقاله نویسان.

البته مشابه این اتفاقات در کشورهای همسایه مان نیز روی می دهد. ترکیه “مولانا” را جزیی از میراث فرهنگی خود می داند و با تبلیغات و حمایت های گسترده دولتی سعی دارد منافعی را از قبل بزرگی نام مولانا عاید خود کند.

دولت آذربایجان نیز اخیرا بازی چوگان را به عنوان میراث خود ثبت جهانی می کند که همه این موارد دلالت بر اهمیت نقش فرهنگ و پیشینه و مفاخر برای تمامی کشورهای دنیا دارد.

دلایل و اهمیت شناسایی فرهنگ و ضرورت پاسداشت داشته های فرهنگی جامعه

۱- “الگوسازی فرهنگی” : قسمتی از کارکرد پاسداشت و پرداخت به بزرگان و مفاخر ، الگوسازی بومی و مناسب برای جوانان و نسل آینده است .

در هیاهوی تبلیغاتی که پوسته جنگ نرم است ، سعی می شود در تمامی حوزه ها ، نمونه ها و الگوهایی را برای جوانان سایر کشورها جذاب و بی همتا جلوه دهند . نمونه هایی که برخاسته از فرهنگ بومی کشورهای غربی و منطبق بر ارزش ها و منافع آن کشورهاست .

۲- “ایجاد انگیزه پیشرفت “ : در جامعه ای که بزرگان و نخبگان حوزه های مختلف مورد بی مهری و بی اعتنایی قرار بگیرند و یا به علت کم اطلاعی جامعه و مسولان از تلاش ها و دست آوردهای آنان ، آن طور باید قدر بدانند و جایگاه اجتماعی مناسبی ونداشته باشند ، نخبگان جامعه دچار سرخوردگی می شوند و یا بار سفر می بندند و راهی غربت می شوند (پروفسور مولانا که مورد بی مهری اهالی استانداری سابق قرار گرفت ) و یا انگیزه ادامه موفقیت هایشان را از دست می دهند .
از طرفی کودکان و جوانان و فعالان عرصه های مختلف ، با دیدن این نمونه های که مورد بی مهری و کم لطفی قرار گرفته اند انگیزه کار و تلاش و تحقیق و در نهایت موفقیت را از دست می دهند و جامعه نیز از عواقب احتمالی موفقیت و پیشرفت آنها محروم گشته و از رشد و توسعه باز می مانند.

۳- “مقابله با جنگ نرم ” : بی شک یکی از مهمترین ابعاد این جنگ در حوزه های فرهنگی و اقتصادی رخ می دهد که مدتی است مورد توجه و تاکید مسولان نظام قرار گرفته و رهنمودها و نکته سنجی های مهمی نیز بیان شده است . کل پروژه ای فرهنگی تکریم مفاخر می تواند به عنوان سدی فرهنگی عمل کرده و با برجسته کردن بزرگان و مفاخر ، اعتماد به نفس ملی – فرهنگی را تقویت کرده و می تواند کل پروژه سیادت فرهنگی غرب را با مشکل مواجه سازد .

۴- “مقابله با سرقت هویت فرهنگی” : این پدیده چندسالی است تیشه به ریشه هویت فرهنگی کشورمان زده است و کشورهای همسایه در سکوت و غفلت ما به این سفره فرهنگی بومی دست اندازی کرده اند که شاید مهمترینشان در حوزه فرهنگی آذربایجان و منطقه رخ داده است که مهمترین شان تصاحب “نظامی ” از سوی جمهوری آذربایجان و فخرفروشی ترکیه با مولاناست .

آذربایجان با پیشینه ای کهن و درخشان  

anaj1378460269kqZbsF (1)

خطه آذربایجان با پیشینه ای مستور و درخشان در تمامی عرصه های اجتماعی، و به عنوان طلایه دار مکتب تبریز از دیرباز  گل سرسبد باغ فرهنگی ایران بوده است. تاریخ کهن و معاصر این دیار آکنده از ستاره های فروزانی است که درخشندگی شان در فراسوی مرزها و زمان عیان بوده و هست.

آذربایجان شرقی به دلیل نزدیکی با اروپا و روسیه و تعاملات اقتصادی و فرهنگی گسترده با ترکیه و جمهوری آذربایجان و همچنین به دلیل قرار گیری در مسیر جاده ابریشم همچون دروازه ای رو به کشورهای دیگر بوده و هست .

در عصر حاضر و با پیچیده ترشدن مناسبات بین المللی در اقتصاد و سیاست و و فرهنگ ، نقش آذربایجان با محوریت تبریز ، به عنوان دروازه فرهنگی – اقتصادی ایران غیر قابل کتمان شده است که این، توجه و دقت و برنامه ریزی بیشتر مسولان استانی و شهری را می طلبد .

متاسفانه این حوزه ای است که برخلاف انتظار ، دچار کم کاری و غفلت عجیبی شده است طوری که حتی نام بسیاری از مفاخر و مشاهیر آذربایجان برای نسل جوان و حتی میانسال ناشناخته باقی مانده است و یا صرفا اطلاعاتی یکی دو جمله ای و بدون آگاهی از عمق تلاش ها و معرفت گهربارشان در دسترس عموم است و به قول شهریار شیرین سخن” بیر قوری آد قالیبدی”!

شهرداری و شورای اسلامی شهر، همچون عصاره کنشگران دغدغه مند و دیده بانان فرهنگ و اجتماع منطقه است که با رای مستقیم و غیرمستقیم مردم جهت به عهده گرفتن این مسولیت انتخاب می شوند که بخش بزرگی از آن نیز فرهنگی و اجتماعی است و بالطبع مورد سوال و ارجاع مردم محلی و مسولان کشوری در مورد پیشبرد سیاست های فرهنگ کلی و حفظ یکپارچگی فرهنگی قرار می گیرند. همچنین است نهادهای رسمی متولی فرهنگ و نهاد بالادستی استانداری که این غفلت و خسران را جبران کنند و درصدد پر کردن خلاء های فرهنگی اجتماعی جامعه همت مضاعف داشته باشند.

در این راستا پیشنهاد می شود همچون بسیاری از شهرها و استانهای دیگر کشور، مرکزی به صورت متمرکز و مجهز و گسترده جهت پیگیری مستمر امور مرتبط با مشاهیر و فرزانگان آذربایجان تشکیل شود. مرکزی که بتواند حق مطلب را در حق این نیکنامان به درستی ادا کرده و تشعشع این ستاره های همیشه فروزان سپهر علم و فرهنگ را در جامعه دچار بحران هویت عصر جدید بتاباند و با ایجاد پیوست فرهنگی بین مفاخر و نسل حاضر امر هویت سازی و تناسل فرهنگی را به نحو مطلوب به فعلیت برساند.

“دکتر طهماسبی”

انتهای خبر