معماری بازتابی از اندیشه انسان در رابطه با محیط است که از فرهنگ جامعهای که در آن شکل گرفته، منبعث میشود. از اینرو الگوی معماری هر دوره با حوادث و تغیراتی که در سایر ساحتهای زندگی و هنر به وقوع میپیوندد، تغییر میکند. نمیتوان از نظر دور داشت هر اقدامی که برای تغییر محیط صورت […]
معماری بازتابی از اندیشه انسان در رابطه با محیط است که از فرهنگ جامعهای که در آن شکل گرفته، منبعث میشود. از اینرو الگوی معماری هر دوره با حوادث و تغیراتی که در سایر ساحتهای زندگی و هنر به وقوع میپیوندد، تغییر میکند.
نمیتوان از نظر دور داشت هر اقدامی که برای تغییر محیط صورت میگیرد علاوه بر تاثیرات کالبدی و عینی، باعث تغییر در رفتار، آداب و در نتیجه فرهنگ استفاده کنندگان آن فضا خواهد شد. تحولات دوران جدید، موجب دگرگونیهای بسیاری در میان جلوههای زندگی جامعه شده است. در این دوران معماری سنتی به علت سرعت بسیار زیاد تحولات، فرصت تطابق با فرهنگ جدید را پیدا نکرد. در اثر رشد سریع جمعیت شهری چند دهه گذشته این گسست خود را بیش از پیش نشان داده است و ادعایی گزافه نیست که این گسست امروزه بدل به بزرگترین آسیب معماری و شهرسازی کشور شده و چاره جویی صاحب نظران و اندیشمندان در این حوزه بسیار ضروری به نظر میرسد.
از زمان قاجار معماری شهری ما به سمت تقلید محض از مدرنیته پیش رفته است. سال هاست از ضرورت احیای معماری سنتی در کشور صحبت می شود ولی به توفیق چندانی در این زمینه دست نیافته ایم. یکی از مسائل مهم در شناخت معماری سنتی ایران انقطاع فرهنگ معماری سنتی و پیدایش گونههایی از فضاهای جدید معماری و شهری است. معماری سنتی ایرانی آرامش را به خانواده القا میکرد و با تقسیم خود به فضای اندرونی و بیرونی بسیاری از مسائل اخلاقی و اجتماعی نیز قابل حل می شد. ضعف نظام مدیریت، عدم نظارت بر معماری شهری، عدم تبیین سیاست های صحیح، استفاده نامناسب از فرهنگ بومی و عدم توجه به معماری مدرن به صورت محض را از جمله مشکلات پیش روی ورود دوباره معماری سنتی به ساخت و ساز های شهری میباشد. سنتگرایی در معماری کنونی شهرهای ما به ندرت دیده میشود و علت آن را می توان در مواردی چون عدم آموزش و عدم نظارت بر ساخت و ساز شهری و برخی مسائل اجتماعی مانند فقرگرایی جستجو کرد.
این روزها دیگر معماری اصیل سنتی در کهن شهر تبریز تبدیل به خاطره ای دور شده که تنها جزو آرزوهای مردم و مسئولان این شهر است و این درحالیست که خاک شهر تبریز از دیرباز، کانون پرورش علم و هنر بوده و در خاطرات خود شکوفایی در عرصه نقاشی و معماری را به واسطه خوش ذوقی هنرمندان و اندیشمندان این خطه دارد.
امروز با قدم زدن در این شهر دیگر اثری از معماری اصیل دیده نمی شود و برج و ساختمان های عظیمش تنها یادآور رد پایی از تقلیدی کاملا ناشیانه از شهرهای کشورهای غربی است.تقلیدی که نه تنها نوید شهری مدرن و برنامه ریزی شده ،همانند آنچه که در اکثر کشور اروپایی میباشد، را به ما نمیدهد بل: تبریز این کهن شهر را از اصالت و ماهیت وجودی خویش نیز دور می سازد.
تبریز امروزی به عنوان دومین شهر برجساز پس از تهران ،در میان کوههای مرتفعی از آجر و سیمان و سنگ محبوس شده است.متاسفانه ضعف سازمان های نظارتی سبب شده است که شهری چندین هزار ساله همچون تبریز، رفته رفته،دیگر نشانی از گذشته معماری خود نداشته باشد.
ادامه این روند -برج سازی غیر برنامه ریزی شده-برای آیندگان میراثی خواهد بود از تبریزی با خیابانهایی کم عرض و ساختمانهایی با ارتفاع زیاد و شهروندانی محبوس در این میان.
علی رغم این که ارتفاع باید نسبت به عرض خیابان تعریف شود در اکثر موارد شهراری با اخذ جریمه از متخلف به قضیه پایان میدهد.
از دیگر نکات مهم در بحث زیباشناسی شهر مبحث خط آسمان می باشد. شهر های زیبا و معروف دنیا ،همگی خط آسمانی منظم و مهندسی شده را از خود به نمایش میگذارند.یک خط آسمان زیبا به معنای شهری فکر شده و در نتیجه جذب گردشگر بیش تر می باشد.با این وجود ، در ساختمانسازی تبریز به هیچ عنوان یکسانسازی ارتفاع مراعات نمیشود و همین امر موجب دندانه دار شدن سیمای بناهای تبریز شده است.از طرف دیگر با توجه به ریشههای معماری اسلامی اشراف به خانههای مجاور امری غیراخلاقی به شمارمیآید و با روند مرتفع سازی در تبریز این مسئله از طرف سازندگان دیگر همچون گذشته رعایت نمیشود.مخصوصا در بافت فرسوده و کمارتفاع شهرمان هر از چند گاهی شاهد سر برآوردن بناهایی هستیم که نه تنها به خانه همسایه بلکه شاید به چند محله اطراف هم مشرف هستند. درست است که برجسازی پدیدهای وارداتی است اما آیا ما نباید مؤلفههای معماری سنتی و بومی خویش را با این پدیدهی نوظهور ترکیب کنیم؟
زمانی که به شهرهای مدرن اروپایی مینگریم مشاهده میکنیم که به هیچ عنوان معماری اصیل آن شهر فراموش نشده و سعی بر یکنواخت بودن معماری در خیابانهای اصلی شهر بوده است.در واقع مرتفعسازی فقط در قسمتهایی از این شهرها صورت میگیرند که به بافت سنتی آنها لطمهای وارد نکند. در صورتی که ما حتی یک خیابان یا کوچه در تبریز نداریم که حتی با وجود بناهای تاریخی قربانی مرتفعسازی نشده باشد. این امر باعث میشود افراد انگیزه خود را از زندگی در بافت تاریخی از دست بدهند و این مسئله فرآیند فرسودگی را تشدید کرده و سرزندگی از بافت تاریخی فرار میکند.در حالی که در تمامی شهرهای مهم دنیا،گران قیمت ترین و اعیانی ترین محله ها ،محلات تاریخی آن شهرها محسوب می شوند ، در تبریز ما روز به روز شاهد مهجورتر شدن محلات قدیمی و صاحب نام گذشته می باشیم.
طراحی خانه های مسکونی از عوامل مختلفی چون فرهنگ و اقلیم منطقه تاثیر می پذیرد؛ در فرایند گذار از خانه های تاریخی به خانه های معاصر، باید دید که خانه های تاریخی چه ارزشهایی را از دست داده و چه نیروهای دیگری به غیر از دانش بومی، طبیعت گرایی و صرفه جویی در انرژی، بر شکل گیری خانه های معاصر تاثیر گذاشته است. همچنین باید نیازهای فرهنگی اجتماعی ساکنان شهری تاریخی به مانند تبریز را مشخص کرد که البته این کار خود مستلزم بررسی های لازم در زمینه روش های پیشرفته طراحی و تحلیل علمی صحیح خواهد بود. دگرگونی هایی که در حین اجرای تغییرات و نوسازی در شهرهای تاریخی ما به وجود آمده، سبب تغییر فرم و سازه ساختمانهای مسکونی شده است. در نتیجه لازم است که روشهای طراحی متناسب با عامل تاثیرگذار فرهنگ و اقلیم در ساختمانهای مسکونی جدید شهر تبریز مشخص و با در نظرگرفتن امکانات تکنولوژی جدید و ویژگی های معماری سنتی مدلهای طراحی جدیدی پیشنهاد شود. پیشنهاد طرح هایی موافق با خواسته های فرهنگی اجتماعی ساکنین و در نظرگرفتن فرآیند تاثیر اقلیم منطقه بر معماری خانه ها از اهمیت بارزی برخوردار است. طراحی ساختمان های مسکونی، هنگامی مقبولیت و معقولیت خود را تثبیت میکند که از معیارهایی برخاسته از توان سرزمین و نیاز جامعه شکل بگیرد و با گذشت زمان، همچنان توان پاسخگویی خود را حفظ کند.
از : نگین ازلی
Wednesday, 26 February , 2025