قریب به یک اربعین از آغاز نابرابرترین دفاع مقدس زمانه می گذرد. به تعبیر خودشان قوی ترین نیروی دریایی جهان، قوی ترین نیروی هوایی جهان در کنار قوی ترین قدرت نظامی خاورمیانه به هماوردی کشوری برآمدند که نزدیک به ۵۰ سال است کسی جرات فروش یک فشنگ به او را ندارد.

پیش تر و مدتها قبل از آغاز جنگ با ساز و تنبک و با تمام قوا به خلیج فارس آمدند تا ایران با دیدن سلسله ای از ناوها و ناوشکن ها و انواع و اقسام جنگنده های نسل های چهارم و پنجم و چنین صف آرایی عریض و طویل نظامی پا پس بکشد و آخرسرمترسکی از نیویورک را بر سر کار گمارند. نهایتا آنجا که از ترس ایران و ایرانی مایوس شدند، به سراغ حمله نظامی رفتند و تفسیرهای آبکی شان هم بر این اصل استوار بود که اگر علی دوران و سرداران جان بر کفش نباشند، در مدت کوتاهی دست تسلیم به سویشان دراز خواهد شد. امروز نزدیک به چهل روز از این تحلیل های آبدوغ خیاری می گذرد و تاریخ ثبت کرد که ایران پیشنهاد آتش بس ۴۸ ساعته آمریکا را نپذیرفت و تشت رسوایی شان از بام ریخت.

وقتی ضیافت الهی به خط مقدم رسید، شیر بچه های حیدر با زبان روزه، روز اشرار زمان را به شام یزید تبدیل کردند. آری این جنگ نابرابر شرح روزه داری در مسلخ عشق با بوی باروت است، روایت مستان تشنه کامی است که بر سفره ی خدا نشستند و افطار خونینشان در تماشاخانه غیرت، چشم جهانیان را از حدقه درآورد و رئیس جمهور قدرتمندترین کشور جهان را مضحکه خاص و عام کرد.

مردک دمدمی مزاج کاخ سفید، حال به هر دلیلی چه بخاطر ترس از افشای ابعاد جدید فجایع اپستین و یا تحلیل های دوزاری موساد، قصاب غزه را همراهی کرد و برای این همراهی بهای سنگینی پرداخت.

این روزها از ابهت اف ۳۵ ها خبری نیست وکمتر حمله هوایی بدون تلفات برایشان ثبت می شود، از ساعات اولیه جنگ جرات باز کردن تنگه را ندارند و کار را با گفتار درمانی پیش می برند، قرار بود نظام سیاسی ایران را عوض کنند و تا چشم بازکردند و بخود آمدند متوجه شدند که نظام ارتش تادندان مسلحشان به خاطر اشتباهات پی در پی و تغییرات گسترده عوض شده است، عجز و ناتوانی چنان بر آنان مستولی شده که در کنفرانس های خبری از سر استیصال عربده می کشند و پشت سر هم تاریخ سررسید وعده هایشان را عوض می کنند.

هر بخشی را زده اند از همان بخش خورده اند و این یک رسوایی بزرگ است برای ارتشی که از سال ۱۹۹۰ و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق رنگ شکست بخود ندیده بود و امروز پوزه همین ارتش به شرم آورترین شکل ممکن به خاک مالیده شد. آری اینجا ایران است، زخمی اما سربلند، اینجا ایران است تماشاخانه غیرت و ویترین شرافت و وطن پرستی، خوب تماشا کنید، عبرت بگیرید تا دیگر هوس ماجراجویی به سرتان نزند و جنگ رمضان درس عبرتی باشد برای همه شما که تا دیروز جلسه تشکیل می دادید و تمام منطقتان مکانیسم ماشه بود، ماشه چکاندن تان را هم دیدیم، کدخدایتان که رعیتی بیش نبود، شما که جای خود دارید. شمایی که اگر نفت و گازتان را قطع کنیم نفستان بند می آید، شمایی که هم پیمانانتان را کوبیدیم و جرات محکوم کردنش را هم نداشتید.

بعد از این ایران هم جزو ابرقدرتهای بالفعل دنیاست، اگر با مزاجتان سازگار نیست، مزاجتان را عوض کنید و بپذیرید تا از آن لذت ببرید. شما ببرهای کاغذی بیش نیستید که از ترس موشک های ایرانی به لکنت زبان افتاده اید و تماشای تصویر غرور لگدمال شده تان، از تماشای هر تصویر دیگری لذت بخش تر است.

جهان تماشاگه دو تابلوی نقاشی است، تابلویی مملو از غیرت و شرافت در مقابل تصویری از بزمجه های پوشالی که دست به دامن ترکیه و پاکستان و مصر شده اند تا کوس خاموش باش جنگ بشنوند.

به رهبران سیاسی اروپا و آمریکا توصیه می شود با توجه به اینکه ترس عواقب روانی جبران ناپذیری دارد حتما بعد از پایان جنگ به سراغ یک تراپیست حاذق بروید و تمام واقعیت را با او در میان بگذارید، بهر حال پزشک محرم اسرار است و نباید هیچ یک از اثرات ترس از هیمنه ایران را از قلم بیاندازید، حتی شب ادراری!

  • نویسنده : وحید خدادادی