به گزارش اعتدال آذربایجان (اعتدال پرس)، دکتر حمید نطقی، پدر علم روابط عمومی ایران می گفت: “روابط عمومی ها می بایست مدعی العموم در داخل و وکیل مدافع در خارج از سازمان ها باشند”؛ اما متاسفانه این روزها، روابط عمومی های ایران از این حیث وضعیت مناسبی ندارند و به همان بیماری “سیاست زدگی” دچار شده اند.
این روزها و در اقدامی خارج از کارکردهای علمی، تخصصی پذیرفته شده، شاهد تولد و شکل گیری مدل جدیدی از “روابط عمومی سیاسی شده” و ترسیم شیوه های نوظهور تعامل دولت با رسانه و افکار عمومی در تبریز و آذربایجان شرقی هستیم!
این تحلیل، ناظر بر تحرکات، تلاش ها، اظهارات و رفتارهای پشت پرده و به شدت سیاسی و سیاست زده مدیرکل روابط عمومی استانداری آذربایجان شرقی در بالاترین سطح رسانه ای، مدیریتی و روابط عمومی های دولتی و بخش خصوصی است که به تناوب در هفته های اخیر و روزهای گذشته، در قالب سنرانی ها و اظهارنظرهای متعدد از آن رونمایی شده است.
اظهارات مدیرکل روابط عمومی استانداری آذربایجان شرقی در همایش اخیر مدیران و فعالان روابط عمومی استان، با آن شدت، حدت و تعصب طیفی، جناحی که وی در استخدام و بیان واژگانی نشان داده است، بیش از آن که پیام و مانیفستی کارکردمحور برای روابط عمومی ها و البته مخاطبان عام و خاص خود داشته باشد، بیشتر شبیه به یک نطق سیاسی، انتخاباتی و بیانیه ای جناحی بود که البته بیشتر به درد هم طیفی های سیاسی و حزبی جناب “کهنمویی” می خورد تا کارشناسان زبده حوزه روابط عمومی های استان و افکار عمومی در زادگاه پدر علم روابط عمومی ایران!
اصغر زارع کهنموئی در این همایش چنان با آب و تاب و هیجان حزبی سخن گفته است که اگر “عنصر کجا” در ساختار خبر را تغییر دهیم، تو گوئی جنابشان وسط ستاد انتخاباتی فلان کاندیدا یا اعضای رادیکال و متعصب اصلاح طلبی و در ناف تهران سخن می گوید، مشی و شیوه ای که به شدت آسیب زا و شائبه برانگیز هم می نماید!
جدای از این که “باید، باید” گفتن های جناب کهنموئی در سرتاسر این اظهارات و سخنرانی های مشابه قبلی، به شدت توی ذوق مخاطب می زند و به او “نمی آید” و حتی سنخیتی با جایگاه و حوزه ماموریتی او در روابط عمومی استانداری هم ندارد؛ “مردم، مردم” گفتن های ایشان نیز با استناد به دیدگاه های عریان وی در اولویت دهی به طیف سیاسی متبوع، استاندار، دولت مصادره شده پزشکیان و اهداف رسانه ای بر دیگر حوزه ها، دور از صداقت مردم مدارانه و شفافیت مدیریتی به نظر می رسد!
او در فرازی دیگر، چنان از موفقیت و پیروزی در “جنگ روایت ها” در جنگ تحمیلی سوم سخن می گوید که شخصا، هیچ نقش و سهمی در سازمان دهی، حمایت، هدایت تولیدات رسانه ای ایام جنگ و همراهی با اهالی رسانه استان نداشته و علاوه بر این، همکاران و مدیران بالادستی و هم طراز وی در مسوولیت های مرتبط، از شخص استاندار تا معاون سیاسی، اجتماعی استانداری و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز، کوچک ترین همراهی با روایت سازان بی ادعای خبری و تولیدکنندگان محتواهای رسانه ای استان انجام نداده اند.
اما تعجب برانگیزترین بخش اظهارات مدیرکل روابط عمومی استانداری آذربایجان شرقی جایی است که خطاب به مدیران روابط عمومی سازمان ها و ادارات دولتی، “مصرانه” خواستار وفاداری مدیران و مسوولان این روابط عمومی ها به دولت پزشکیان می شود، درخواستی که بیشتر به یک دستور حزبی و جناحی، از اتاق فرمان جریان اصلاح طلبی و بیانیه ای سیاسی به مخاطبان هدف شباهت دارد تا توصیه ای علمی، کارکردی و راهبردی!
درخواست دستورگونه و جناحی اصغر زارع کهنموئی از مدیران روابط عمومی ادارات دولتی درحالی مطرح گردیده است که این عزیزان، به عنوان متخصصان کارکشته حوزه روابط عمومی، در همه این سال ها و فارغ از حاکمیت و مدیریت فلان دولت یا فلان جریان سیاسی مستقر در پاستور، همواره متعهد به انجام ماموریت های تخصصی و سازمانی خود بوده و هستند و باز برخلاف تصور و اصرار ایشان، نگاهی باندی، طیفی و سیاسی به کارویژه های روابط عمومی و اطلاع رسانی ندارند!
این اظهارات در ادامه با تملق گوئی های غیرضروری از دولت پزشکیان، با آن نگاه و اعتقادات رادیکال، که به هیچ وجه مورد قبول خود پزشکیان هم نمی تواند باشد، درحالی به کرات شنیده و دیده می شود که اساسا، جناب زارع نباید و نمی تواند حوزه روابط عمومی ادارات استان و حتی بخش خصوصی را به “ماشین تبلیغات” صرف و یک سویه دولت تبدیل کند و حیاط خلوتی دیگر به حیاط خلوت های سیاسی استان بیفزاید!
برخلاف ادعای جناب زارع، معتقدیم، همچنان مرز و دیواری فراخ و بلند میان مردم و دولت وجود دارد، مرز و دیواری که فونداسیون آن با تفکراتی رادیکال، یک سویه، متکلم وحده و کانالیزه شده سیاسی و غیرمردمی، همچون ادوار دولت ها ریخته شده و مانع از برقراری دوباره ارتباط منطقی میان مردم و کارگزاران و اعتمادسازی دوباره میان آن ها می شود!
او در بخش دیگری از اظهارات یک سویه خود، از موفقیت در جلوگیری از تولید و انتشار اخبار جعلی در ایام جنگ رمضان و همچنین، راه اندازی کمیته خبرنگاران بحران استانداری سخن گفته؛ ادعایی که البته از بعد ماهیت و چرائی و همچنین، کارکردهای موثر و اقناعی، محل بحث و تردید است.
فارغ از این که کمیته خبرنگاران بحران ادعایی جناب زارع، دقیقا با تاخیری 25 روزه پس از جنگ و به شکلی بسیار سردرگم، بدون برنامه و پرونکل های مشخص راه اندازی گردید، این کمیته عملا خروجی محتوایی و اقناعی مشخصی هم در دوهفته پایانی جنگ نداشت؛ علاوه بر این ها، به اذعان بسیاری از مدیران و نهادهای امنیتی استان و کارشناسان، آذربایجان شرقی سالم ترین و بی حاشیه ترین استان کشور از منظر تولید و انتشار اخبار جعلی ادعایی ایشان بود.
مهم تر این که، “ژورنالیسم دفاع” به زعم جناب زارع کهنموئی، نه از دل استانداری و کمیته ها و گروه های ادعایی ایشان، که از کف خیابان، دل محلات، وسط تجمعات شبانه، محل های اصابت بمب و موشک، کوچه و پس کوچه های غیرت تبریز و استان، قلب بازار، کارخانجات، مزارع کشاورزی، خانواده شهدای سرافراز، معراج شهداء، گلزارهای شهداء، مراسم های تشییع و هزاران هزار تولیدات محتوایی و رسانه ای خود رسانه ها و خبرنگاران پای کار و جانفدایان ایران بیرون آمد و در تاریخ ایران دوستی و وطن پرستی خبرنگاران بی ادعای این شهر و استان به ثبت رسید، تولیداتی که البته اجازه مصادره آن ها، جز به نام مردم و وطن داده نخواهد شد.
سخن آخر این که، آقای مدیرکل که به اذعان خود، تا امروز نتوانسته بدنه کارشناسی و تخصصی قدیمی و باتجربه روابط عمومی استانداری و طیف عظیمی از رسانه های استان را با خود همراه کند، چاره کار را در رجوع به آدم های بیرون از استانداری، از پاستور تا فلان رسانه خاص و یکی، دو فعال مجازی دیده و تلاش می کند با راه اندازی پروژه تبدیل روابط عمومی های استان به بنگاه تبلیغاتی و پروپاگاندای دولت، هم فضای نقد و نقادی رسانه ای را مدیریت و خنثی کند و هم از این بستر، به تدوین و تبیین عملکرد استانداری و به تعبیری، دولت در استان دست یازد؛ هدفی که البته با چنین شیوه غلط و منتهی به شکست، بعید است به سرانجام مطلوبی برشد!




























Friday, 5 June , 2026