امنیت منطقهای را نمیتوان صرفاً با معادلات نظامی و توازن تسلیحاتی توضیح داد. برای درک جایگاه ایران در نظم امنیتی غرب آسیا، باید به سه سطح از قدرت توجه کرد: قدرت در سطح کنشگر، قدرت در میدانهای اقتصادی و سیاسی، و قدرت در بستر تاریخی و تمدنی.
قدرت، پیش از هر چیز، توان تصمیمگیری مستقل است. کشوری که نتواند از ظرفیتهای اقتصادی، فناوری و جغرافیایی خود برای گسترش گزینههای راهبردیاش استفاده کند، حتی با برخورداری از منابع فراوان، در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر خواهد بود. از این منظر، تولید ملی، تابآوری اقتصادی و دیپلماسی مؤثر، در کنار قدرت دفاعی، اجزای امنیت ملی ایراناند.
از منظر جامعهشناسی میدان پیر بوردیو نیز قدرت در شبکهای از روابط و قواعد اقتصادی و سیاسی بازتولید میشود. تحریمها را میتوان تلاشی برای محدودکردن دسترسی ایران به سرمایه، فناوری و بازارهای جهانی تحلیل کرد. پاسخ پایدار به این محدودیتها، نه صرفاً در دورزدن موانع، بلکه در تقویت زیرساختها، تنوعبخشی به تجارت و تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به قدرت اقتصادی نهفته است.
در سطحی گستردهتر، رقابتهای منطقهای گاه با روایتهای تاریخی، هویت و جایگاه تمدنی کشورها نیز پیوند میخورند. ازاینرو، شناخت ایران بدون توجه به تداوم تاریخی و تجربه تمدنی آن، تصویری ناقص از رفتار و موقعیت این کشور به دست میدهد؛ هرچند هر تعارض سیاسی را نباید الزاماً جنگ تمدنی تلقی کرد.
جغرافیای سیاسی نیز واقعیتی انکارناپذیر دارد: ایران یکی از بازیگران مهم معادلات خلیج فارس، تنگه هرمز و امنیت انرژی منطقه است. نمیتوان خواهان ثبات پایدار در این جغرافیا بود، اما پیامدهای تهدید نظامی و فشار اقتصادی بر ایران را نادیده گرفت. تضعیف امنیت یک بازیگر مهم منطقهای میتواند محاسبات سایر بازیگران را تغییر دهد و هزینههای ناامنی را گسترش دهد.
امنیت منطقه در گرو امنیت ایران است؛ اما امنیت پایدار ایران نیز به اقتصاد قدرتمند، حکمرانی کارآمد، استقلال راهبردی و منطقهای باثبات وابسته است. امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که کشورهای منطقه بتوانند بر پایه منافع متقابل و احترام به امنیت یکدیگر، نظمی پایدار بسازند؛ نه آنکه امنیت یک کشور به بهای ناامنی کشور دیگر تعریف شود.
- نویسنده : حسن عدالتی




























Thursday, 22 October , 2026