آنچه امروز پیرامون اقتصاد ایران در حال شکل‌گیری است، ممکن است فراتر از تحریم اقتصادی متعارف باشد؛ مسئله می‌تواند به سمت انسداد اتصال‌پذیری ایران حرکت کند.

فشار بر مسیرهای دریایی، افزایش ریسک کشتیرانی و بیمه، محدودیت‌های بانکی و اختلال یا افزایش هزینه در کریدورهای ریلی و زمینی، در کنار یکدیگر می‌توانند جریان ورود و خروج کالا را مختل کنند.

در چنین شرایطی، تهدید اصلی الزاماً کمبود کالا نیست؛ مسئله مهم‌تر، کاهش توانایی کشور برای جابه‌جایی کالا، انرژی، سرمایه و فناوری است.

اگر مسیرهای دریایی، ریلی و جاده‌ای هم‌زمان تحت فشار قرار گیرند، مسئله اقتصادی به‌تدریج به یک مسئله امنیت ملی ایران تبدیل می‌شود.

اقتصاد بدون مسیرهای مطمئن، حتی اگر از منابع طبیعی، ظرفیت تولید و نیروی انسانی برخوردار باشد، قدرت مانور خود را از دست می‌دهد.

به همین دلیل، آینده اقتصاد ایران نیازمند عبور از منطق «دور زدن تحریم» به منطق تاب‌آوری شبکه‌ای است.

توسعه هم‌زمان مسیر ترکیه و قفقاز، منطقه آزاد ارس، کریدور شمال ـ جنوب، چابهار، دریای عمان و شبکه لجستیکی عمان باید بخشی از یک معماری واحد برای افزایش اتصال‌پذیری و تاب‌آوری اقتصادی ایران تلقی شود.

هدف راهبردی این نیست که هیچ مسیری بسته نشود. چنین چیزی واقع‌بینانه نیست.

هدف این است که هیچ انسداد واحد یا حتی چند انسداد هم‌زمان، نتواند جریان حیاتی اقتصاد ایران را متوقف کند.

در دهه آینده، اتصال‌پذیری ایران دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی یا لجستیکی نخواهد بود؛ بلکه بخشی از امنیت ملی، تاب‌آوری اقتصادی و قدرت ژئوپلیتیک ایران خواهد شد.

  • نویسنده : حسن عدالتی