کارگاه غیربهداشتی آبلیمو در مراغه پلمب شد، اما سکوت درباره جزئیات تخلف، سرنوشت محصولات آلوده و نتیجه پرونده قضایی، این اقدام را با ابهامات جدی روبرو کرده است.

به گزارش اختصاصی اعتدال آذربایجان (اعتدال پرس)، کارگاه تولید آبلیموی غیربهداشتی در مراغه با دستور قضایی و همکاری نیروی انتظامی پلمب و متصدی آن به همراه پرونده به مراجع قضایی معرفی شد. معاون بهداشتی دانشکده علوم پزشکی مراغه، الهه حق گشایی، با اعلام این خبر گفت: این اقدام در راستای حفظ سلامت شهروندان و پیشگیری از بیماری‌های ناشی از مصرف مواد غذایی آلوده انجام شده است و نظارت‌های بهداشتی به‌صورت مستمر ادامه خواهد یافت. اما آنچه این گزارش خبری را از یک اطلاعیه ساده به یک پرونده ناقص تبدیل می‌کند، سکوت معنادار نهادهای مسئول در پاسخ به پرسش‌هایی است که هر شهروند آگاه باید بپرسد.

تجربه سال‌های اخیر در حوزه نظارت بر تولید مواد غذایی نشان می‌دهد که واحدهای متخلف معمولاً ماه‌ها و حتی سال‌ها با اطلاع نهادهای نظارتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند و تنها پس از بروز مسمومیت یا شکایت عمومی، وارد فاز برخورد می‌شوند. این الگوی واکنشی به جای کنشگری پیشگیرانه، یکی از نقاط کور نظام نظارتی است که هزینه آن را مستقیماً سلامت مردم پرداخت می‌کنند. پرسش اینجاست: این کارگاه چند سال فعالیت داشته و چرا نظارت‌های ادعایی «مستمر» نتوانست زودتر جلوی آن را بگیرد؟

اعلام صرف عنوان «غیربهداشتی» بدون ذکر جزئیات، نه تنها به آگاهی عمومی کمک نمی‌کند، بلکه بستری برای بی‌اعتمادی ایجاد می‌نماید. آیا آبلیموی تولیدی این کارگاه حاوی کپک و سموم قارچی بوده؟ آیا از مواد نگه‌دارنده غیرمجاز یا اسیدهای صنعتی استفاده می‌شده است؟ آیا آزمایشات میکروبی، وجود باکتری‌های بیماری‌زا مانند سالمونلا یا اشرشیاکلی را تأیید کرده است؟ شفاف‌سازی این موارد می‌توانست به مصرف‌کنندگان کمک کند تا محصولات سالم را از ناسالم تشخیص دهند و از تکرار چنین تخلفاتی جلوگیری نماید. سکوت در اینباره، یعنی رها کردن مردم در سردرگمی.

وقتی یک واحد تولیدی به دلیل غیربهداشتی بودن پلمب می‌شود، نخستین و حیاتی‌ترین اقدام پس از پلمب، جمع‌آوری محصولات آلوده از سطح بازار است. اما تاکنون هیچ اطلاعیه رسمی درباره نحوه جمع‌آوری و معدوم‌سازی محصولات این کارگاه منتشر نشده است. این یعنی هزاران بطری آبلیموی آلوده همچنان در یخچال‌های مردم، فروشگاه‌ها و انبارهای عمده‌فروشی وجود دارد و هیچ نهادی مسئولیت هشدار به مصرف‌کنندگان را بر عهده نگرفته است. کجاست وظیفه ذاتی نظام سلامت در حفاظت از جان مردم؟

ارجاع پرونده متصدی به مراجع قضایی، نقطه پایان ماجرا نیست؛ بلکه آغاز فرآیندی است که نتیجه آن باید به‌عنوان درس عبرت برای سایر متخلفان منتشر شود. آیا این متصدی صرفاً با جریمه نقدی جزئی آزاد می‌شود؟ آیا امکان تعطیلی دائم واحد وجود دارد؟ آیا برای وی قرار تأمین کیفری صادر شده است؟ سکوت درباره نتیجه نهایی، پیامدهای بازدارندگی این اقدام را به شدت تضعیف می‌کند و به متخلفان دیگر این پیام را می‌دهد که «حداکثر مجازات، پلمب موقت و جریمه ناچیز است». این یعنی بازتولید همان الگوی خطای همیشگی.

نکته قابل تأمل دیگر، ضعف در پوشش خبری و اطلاع‌رسانی مستمر است. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های محلی نیز باید فراتر از گزارش‌های چندخطی، به‌عنوان اهرم نظارتی عمل کرده و با پیگیری نتیجه پرونده‌ها، زمینه‌ساز ارتقای سلامت غذایی جامعه شوند. یک خبر، بدون پیگیری، تبدیل به یک اطلاعیه فراموش‌شده می‌شود و تأثیر بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.

آنچه جامعه به آن نیاز دارد، نه فقط پلمب یک کارگاه، بلکه تغییر نگرش از برخورد انفعالی به پیشگیری فعال، و از پنهان‌کاری به شفافیت است. نظام سلامت باید به سمت نظارت‌های هوشمند و سرزده حرکت کند، سامانه‌ای برای اطلاع‌رسانی لحظه‌ای واحدهای پلمب‌شده راه‌اندازی نماید و با انتشار عمومی نتایج مجازات‌ها، بازدارندگی واقعی ایجاد کند. همچنین مشارکت مردمی در گزارش‌دهی تخلفات و آموزش تولیدکنندگان، سرمایه‌گذاری برای پیشگیری است که هزینه آن بسیار کمتر از درمان بیماری‌های ناشی از مواد غذایی آلوده خواهد بود.

مردم مراغه و تمام ایران، حق دارند بدانند چه می‌خورند و چه کسانی مسئول سلامت سفره آنها هستند. پلمب این کارگاه، اقدامی ضروری و قابل تقدیر است، اما وقتی جزئیات تخلف پنهان می‌ماند، محصولات آلوده جمع‌آوری نمی‌شود و نتیجه پرونده قضایی در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند، این اقدام از یک حرکت نمادین فراتر نمی‌رود. شفافیت، پاسخ‌گویی و پیگیری مستمر، سه ضلع مثلثی هستند که بدون آنها، هیچ برخوردی با تخلفات بهداشتی به نتیجه پایدار نخواهد رسید.