بارندگیهای مداوم روزهای اخیر در آذربایجانشرقی موجب طغیان حریم رودخانه و وقوع سیلاب در مجاورت تلخهرود شد و آسیب جدی به مرکز فروش دام در منطقه و تلف شدن تعدادی از دامهای موجود در تبریز را در پی داشت. هفته گذشته آسمان هر چه باران داشت به آذربایجان هدیه کرد. انگار مشکل کمآبی و خشکسالی […]
بارندگیهای مداوم روزهای اخیر در آذربایجانشرقی موجب طغیان حریم رودخانه و وقوع سیلاب در مجاورت تلخهرود شد و آسیب جدی به مرکز فروش دام در منطقه و تلف شدن تعدادی از دامهای موجود در تبریز را در پی داشت.
هفته گذشته آسمان هر چه باران داشت به آذربایجان هدیه کرد. انگار مشکل کمآبی و خشکسالی در این منطقه را کاملا درک کرده بود و آن را بر نمیتابید، انگار دلش نمیآمد چیچست بمیرد. چنان بارید تا نگین سابق فیروزهای ایران جانی بگیرد و شاید مهلت خوبی برای مسئولان کشور باشد این دست آن دست کردنها را تمام و کار احیاء را بالاخره از جایی آغاز کنند.

۶۰۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه ارومیه روانه شد اما این پایان ماجرا نبود! باران تنها دریاچه ارومیه را سیراب نمیکرد و گویا قصد داشت توان کنترل بحران مجموعه مدیریتی آذربایجان را هم به بوته آزمایش گذارد، چرا که بارندگیهای مداوم موجب طغیان حریم رودخانه و وقوع سیلاب در مجاورت تلخه رود شد و در نتیجه آسیب جدی به مرکز فروش دام در منطقه و تلف شدن تعدادی از دامهای موجود در تبریز را در پی داشت.
سایر شهرستانهای استان هم که از نزول لطف الهی که در ۳۰ سال گذشته بیسابقه مینمود بسیار خوشحال و شاکر بودند، انتظار آبگرفتگیها، تلفات دام و از بین رفتن باغات و محصولات کشاورزی خود را که ناشی از سوء مدیریت بحران در منطقه بود نداشتند تا شادی شان از جان گرفتن دریاچه ارومیه نیمه تمام ماند و سوگوار حاصل زحمات چندین ساله خود باشند.
۳۷۰ راس گوسفند در ایلخچی گرفتار سیل و تلف شدند
فرماندار اسکو میزان بارندگی در این شهرستان را ۹۹٫۷ میلیمتر عنوان و تصریح میکند: در روستای گنبرف و بخش ایلخچی بارش شدیدی داشتیم و بارندگی موجب شد از ۷۵۰ راس گوسفند ایلخچی ۳۷۰ راس گرفتار سیل و تلف شوند و حدود ۳۵۰ میلیون تومان خسارت متوجه این منطقه شود.
مرتضی علیخانی میافزاید: در اسکو به دلیل وجود مسیر سرازیری زیر پل بارشها مستقیما وارد کارخانجات میشد به همین دلیل تیم بحران شهرستان مسیر فرعی دیگری را ایجاد کرد تا آبها وارد آجیچای شوند.

عشایر در موعد مقرر ییلاقها را ترک نکرده بودند!
فرماندار ورزقان هم که بارش برف سنگین راههای روستایی شهرستان محل خدمتش را کاملا مسدود کرده بود، اظهار کرد: به تدریج توانستیم راهها را بازگشایی کنیم ولی به هرحال از اداره راه و شهرسازی انتظار داریم در مواقع بحرانی اکیپ خاصی را به محل اعزام کند تا کار مسیرگشایی با سرعت بیشتری انجام گیرد.
علی وفادار میافزاید: هنگام مسیرگشایی از روستای “چایکند” به “اهر” با عشایری مواجه شدیم که باید تا ۱۵ شهریورماه ییلاق را ترک کرده و به قشلاق میرفتند که هنوز در اتراق بوده و علیرغم هشدارها منطقه را ترک نکرده بودند!
وی با بیان اینکه اداره منابع طبیعی باید در موعد مقرر عشایر را به کوچ وا دارد، اضافه میکند: این عشایر بعضا زمینهای روستایی را اجاره کرده و ساکن میشوند و مجبور شدیم تعدادی از سولههای شهرک صنعتی و مس سونگون را به این افراد واگذار کنیم.
به گفته فرماندار ورزقان بروز نوسانات برقی و تحمیل خسارت به فضای سبز شهرداری از دیگر تبعات بارندگیهای اخیر در این شهرستان بوده است.
بارش ۱۷۰ سانتیمتری برف در اهر
فرماندار اهر بارش ۱۷۰ سانتیمتری برف را در این شهرستان گزارش و تشریح میکند: از اول امسال سرمازدگی، تمام محصولات درختی کشاورزان را از بین برده بود و حالا بارش این برف سنگین خسارات مضاعفی را متوجه باغداران کرد تا بیش از ۵۰ درصد درختان میوه به میزان ۱۲۰ میلیارد تومان خسارت ببینند.
رضا صدیقی با بیان اینکه بیشتر مردم اهر از راه کشاورزی درآمدزایی میکنند، میافزاید: شرکتهای بیمهای تنها محصولات درختان را بیمه میکنند و از بیمه کردن تنه درختان اجتناب میورزند؛ بنابراین تقاضا داریم شرکتهای بیمهای برای بیمه کردن تنه درختان به ویژه درختان میوه ورود یابند؛ جهاد کشاورزی چسبهای مرمت درختان را در اختیار کشاورزان قرار دهند و بانکها هم برای استمهال تسهیلات کشاورزان اقدام کنند.
وی از آسیب دیدگی تاسیسات آب و فاضلاب شهری این شهرستان به دلیل رفتن برق خبر میدهد.

۳ خانوار عشایری با ۵۰۰ راس گوسفند در کوههای هشتسر سرگردان بودند
فرماندارهوراند این شهرستان جدید را بستر بحرانهای گوناگون عنوان و تصریح میکند: از فروردین امسال هفت مورد بحران در منطقه ما رخ داده که ۶۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان خسارت در بر داشت.
ابراهیم فریادخواه با بیان اینکه ۶۵ درصد منازل روستایی هوراند مقاوم سازی نشده اند و در ۱۱ راه روستایی هم مهندسی مسیر تعیین نشده است، خاطرنشان می کند: روستایی داشتیم که ۳۵ سال بود شناخته نشده بود و ۱۲۰ خانوار هم در این روستا ساکن بودند که کوچ کردند؛ حدود ۶۰ نفر را مامور کردیم به شناسایی این روستا بپردازند.
وی میگوید: هنگام بارندگیها ۳ خانوار عشایری با تعداد ۵۰۰ راس گوسفند در کوههای هشتسر سرگردان مانده بودند و مجبور شدیم اینها را به روستاهای همجوار هدایت کنیم و ترتیبی دادیم که علوفه دامشان هم تامین شود.
فرماندار هوراند ریزش اکثر طویلهها در روستاهای قدیمی را از دیگر دغدغههای این شهرستان عنوان میکند و ادامه میدهد: این مسئله با مساعدت بانکی قابل حل است.
۱۶ هزار اصله درخت در کلیبر آسیب دید
معاون فرماندار کلیبر هم میگوید: ارتفاع برف در کلیبر ۳۵ سانتیمتر بود و در برخی از مناطق به نیم متر هم میرسید؛ به دستور فرماندار جلسه کارگروه برف روبی در اسرع وقت تشکیل یافت و در عرض یک روز تمامی افراد گرفتار در برف و کولاک را نجات دادیم که در این بین ۲۵ مورد هم یدک کشی خودرو انجام گرفت.
امین امینیان اضافه می کند: تعداد ۲۰ نفر از عشایری که ییلاق را در موعد مقرر ترک نکرده بودند، گرفتار برف شدند که نجات دادیم؛ در جاده کلیبر ـ آینالو هم فردی گرفتار برف و کولاک و در آستانه مرگ حتمی بود که پس از پنج ساعت عملیات نجات یافت.
وی خاطرنشان می کند: به دلیل بارش برف سنگین اخیر ۱۶ هزار اصله درخت در کلیبر آسیب دید و ۴۳۶ میلیون ریال خسارت متوجه شهرستان گردید.
بخشدار مرکزی تبریز ۴۸ ساعت تمام گرفتار اطلاعات غلط بود!
اما فرماندار تبریز هم با انتقاد شدید از ناهماهنگی میان مسئولان مدیریت بحران استان میگوید: بارشهای اخیر هم قابل توجه بود و هم به موقع تا مسئولان دستگاهها در یک مانور عملی خودشان را تست کنند.
رحیم شهرتیفر اظهار میکند: سیلی که در میدان صائب تبریز منجر به گرفتار شدن عشایر شد و قطع آب شرب تبریز به دلیل بروز سیل در زرینهرود و از همه مهمتر گزارشهای غلط و ارائه اطلاعات نادرست بسیار دور از انتظار بود.
وی با اشاره به گرفتار شدن تعدادی از عشایر بین تبریز و جاده اهر متذکر میشود: هلال احمر با دو ساعت و نیم تاخیر در محل حضور یافت و امکانات مورد نیاز امداد و نجات را هم پیشبینی نکرده بود.
رحیم شهرتیفر ادامه میدهد: از اداره راه و شهرسازی هم گلایه دارم چرا که بخشدار مرکزی ما ۴۸ ساعت تمام گرفتار اطلاعات غلط بود و ۲۳ خانواده گرفتار پس از ۷۲ ساعت بالاخره نجات یافتند.
فرماندار تبریز با بیان اینکه در حالی که به شرکت پخش فرآوردههای نفتی ابلاغ شده بود به مناطق سیل زده گازوئیل و نفت ارسال کنند، با بنده تماس گرفته و هزینه آن را مطالبه میکردند، می گوید: اگر قرار است امداد رسانیهای ما اینگونه و با تعیین شرط و شروط انجام گیرد و ساعتها وقت تلف شود تمام این جمع شدنها و جلسه گذاشتنهای ما زیر سئوال است!
این مسئول تاکید میکند: ما در ستاد مدیریت بحران و در نحوه تعامل و همکاری بین دستگاهی دچار مشکل هستیم و استدعا داریم سازمانهای مسئول و تخصصی موضوعات، وظایف خود را به موقع بازرسی و بازبینی کنند تا در آینده ایرادات، اینگونه خود را نشان ندهند.

دفتر مدیریت بحران نتوانست اوضاع را تحت کنترل درآورد
آنچه از ظواهر امر پیداست مجموعه مدیریت بحران استان آماده نزول ناگهانی رحمت خداوند نبود و در چگونگی کنترل این موقعیت زیر سئوال میرفتند؛ به طوری که محمد صادق پورمهدی، معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی در جلسه شورای مدیریت بحران استان اذعان می دارد: به نظر میرسید دفتر مدیریت بحران استان آمادگی لازم برای اطلاعرسانی، مدیریت و کاهش هزینههای ناشی از بارندگیهای اخیر را نداشته و آن طور که انتظار میرفت نتوانست اوضاع را تحت کنترل خود درآورد.
وی با اشاره به تاخیر ترک مناطق ییلاقی برخی از شهرستانهای استان توسط تعدادی از عشایر که موجب تحمل خسارتدیدگی آنان در بارندگیهای اخیر شده بود، اداره امور طبیعی و جهادکشاورزی را مسئول می داند و می گوید: هرگونه اهمال کاری در این ارتباط متوجه مسئولان است.
معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی متذکر میشود: همه میدانیم کشور ما حادثهخیز است و استان ما هم جزو حادثهخیزترین مناطق کشور محسوب میشود، ولی تمام این موارد نمیتواند قصور از مسئولیتها را توجیه کند و نافی مدیریت بحران به موقع و اصولی باشد.
پورمهدی خاطرنشان میسازد: اگر قبول مسئولیت کردهایم بدین معنی است که ۲۴ ساعته آماده انجام وظیفه و خدمترسانی به مردم هستیم که اگر نتوانیم وظایف محوله را به موقع و به نحو احسن انجام دهیم جا دارد از سمت خود استعفا دهیم.
لیلا حسینزاده-فارس
دلسوز
تاریخ : ۷ - آبان - ۱۳۹۳
غصه نخورید آب دریاچه ارومیه بالاخره ۲۷سانتی متر بالا آمد. البته در سایه اعمال شیوه مدیریت مناسب و برگزاری جلسات مستمر روسای محترم مربوطه .
( شکر خداوند الرحم الراحمین را که همواره پشت پناهمان است )
آشنای ناشناس
تاریخ : ۷ - آبان - ۱۳۹۳
مش حکیم ، مش آشنا ، مش جبار و مش رحمان :
آن مرد آمد
آن مرد با اسب آمد
آن مرد با اسب در باران آمد
ب کوچک ب بزرگ
رحمان
تاریخ : ۶ - آبان - ۱۳۹۳
مش جبار خدا به داد این مردم برسد!!!!!!!!!!!!!!
جبار
تاریخ : ۶ - آبان - ۱۳۹۳
طرح «نکاشت» بهعنوان یکی از ۲۶ مصوبهی ستاد احیای دریاچهی ارومیه در اراضی کشاورزی اطراف این دریاچه در حالی به اجرا درخواهد آمد که پیش از این به دلیل وجود تنش آبی شدید در چند شهر، در اراضی کشاورزی برخی از نقاط کشور به اجرا درآمده بود. بهطور مثال، امسال از کشاورزان حاشیهی رودخانه زایندهی رود در استان اصفهان خواسته شد تا کشت بهارهی خود را در اراضی اطراف این رودخانه تعطیل کنند و در مقابل، طبق مصوبهی هیئتوزیران در تیرماه و به گفتهی نوبخت، سخنگوی دولت، مقرر شد از صندوق توسعهی ملی حدود ۲۱۰ میلیارد تومان برای جبران خسارت به این کشاورزان پرداخت شود.
دربارهی مظلومیت بخش کشاورزی از هر دری که سخن گفته شود رواست. از جمله حذف اولویت و محوریت این بخش در برنامههای پنجساله که این معضل میتواند بزرگترین علت این تصمیمات انفعالی و تأخیری و تن دادن به قهر طبیعت باشد که ناشی از غفلت از امر تسخیر طبیعت توسط کلام الهی و معلول بیبرنامگی در این بخش است. از سویی دیگر، میتوان از مدیریتهای گسسته، غیرتخصصی، غیردلسوزانه، بیبرنامه و یا فقدان الگوی کشت گفت و یا از غفلت از تنظیم بازار و یکپارچه کردن مدیریت از مرحلهی نهادهها تا توزیع و مصرف محصولات نهایی، از بیبرنامگی در واردات و عدم تقید به یک جدول زمانی توزیع در کنار توزیع محصولات داخلی و یا از بایگانی شدن بسیاری از طرحهای تحقیقاتی که وارد نظام تولید نمیشوند. از ترویجی که حذف شد و یا از خیانتی بزرگ که یک خادم بزرگ و یک نهاد مقدس به نام جهاد سازندگی را، که یادگار حضرت امام خمینی (ره) بود، از صحنه و عرصهی روزگار حذف کردند و سمپاشیهای تکنوکراتهای بیسواد بر سرنوشت این بخش حاکم شد و توزیعکنندگان سم و کود سابق، در قالب یک دستگاه سنتی به نام وزارت کشاورزی، تبدیل به مدیریت حاکم در این بخش مظلوم شدند. شانزده سال پیش نمایندهی فائو، که ایرانیالاصل بود، پس از گشت در مناطق مختلف کشور و نمونهبرداری از خاکها، به وزیر وقت کشاورزی هشدار داد که شما چه کار دارید میکنید؟ شما دارید مردم را با مسمومیت میکشید.
با تسلسل و تداوم کمبود بارش، اکنون دیگر نباید بارشهای سالانه را با متوسطهای چند سال گذشته مقایسه کرد، زیرا این متوسط خود بهتدریج تنزل پیدا میکند و لذا گولزننده است، بلکه باید یک شاخص شاهد اختیار کرد که کفاف نیاز چندجانبه را بدهد و لذا اگر با این میزان سنجیده شود، کمبود بارش محسوستر خواهد بود. در اینصورت، مسئولین این بخش بهمانند شرایط فعلی، بست در جای خود ننشسته و منتظر مراجعت کشاورزان نمیماندند و در عوض سعی میکردند خود برای ترویج روشهای نوین آبیاری در این دو دهه بهسراغ کشاورزان بروند؛ یعنی از الگویی تبعیت میکردند که جهاد سازندگی این سنت حسنه را بنا گذاشت. متأسفانه حلقهی ارتباط مدیریت بخش با بهرهبرداران در حال حاضر بسیار ضعیف است. در اتاقهای شیشهای کشاورزی رشد نمیکند. دانشجویان فارغالتحصیل میشوند، ولی دریغ از اینکه پایشان با خاک آشنا شود.
طرح «نکاشت» دچار چند غفلت بزرگ است. اولاً باید بهجای این ممانعت، این هزینهها را به استقرار روشهای نوین آبیاری تخصیص و حتی اجباری کنند. با این کار بیش از ۶۰ درصد در مصرف آب صرفهجویی میشود و در مقابل، تولید بیش از دو برابر میشود. این کار میبایستی در چند سال گذشته، در تمام کشور، در برنامههای پنجساله دیده میشد و این همان غفلت از محوریت بخش کشاورزی در برنامه است که امنیت ملی ما بدان وابسته است.
ثانیاً این طرح بهانهای در جهت سرکوب بیشتر بخش کشاورزی و عدم توجهی است که در برنامههای پنجساله مبرهن شده است. ثالثاً طرح واردات آب مجازی، که بعضاً نیز مطرح میشود نیز دچار این غفلت بزرگ است که ارزش افزودهی فعالیت کشاورزی را نصیب بیگانه مینماید. لذا در عوض میتوانیم بهجای محصول کشاورزی (آب فراوریشده) با نام اصطلاحی آب مجازی، آب خام از کشورهای همجوار بهخصوص کشورهای شمالی وارد کنیم و ارزش افزودهی کشت را نصیب کشاورزی و اشتغال داخلی نماییم.
رابعاً غفلت بزرگ دیگر، عارضهی تبعیت کور از وضعیت فعلی است. یک دولت و حاکمیت منفعل و معتقد به نیروی دست نامرئی چنین فکر میکند که هرجا استعداد هست، آنجا باید بالفعل شود. این برخلاف اصل عدالت منطقهای است و باز خلاف دستور قرآن در تسخیر امکانات خدادادی است. لذا چنین میشود که تراکم جمعیت در مناطق پرآب بسیار بالا و در مناطق کمآب در حد صفر است و در پی آن، مشکلات شنهای روان، تخلیهی جمعیت و ناامنی خارجی و داخلی پیش میآید.
دقت شود که ارتش عراق در آغاز با تجمع تروریستهای تکفیری در منطقهی الرمادی و استان انبار، که عاری از سرسبزی، آب، جمعیت و فعالیت اقتصادی است، درگیر شده است. طبیعی است که مناطق کمجمعیت کانون توطئه میشود. اگر اصل قطبسازی و پرورش و خلق استعداد در این منطقه اجرا میشد، جای دنجی برای تجمع این عناصر کافر پیدا نمیشد.
همچنین بروز پدیدهی ریزگردها از همین منطقه است که چند سالی است عراق و ایران را با مشکل مواجه میکند. این عارضه بسیار گسترده است، زیرا نیرویی نبوده که عوامل تثبیت خاک مثل آب را به آنجا منتقل کند. در سیاستگذاریها دولت، همیشه وضع موجود مراکز علمی، دانشگاهی، پژوهشی و اجرایی ملاک تخصیص نیرو، امکانات، بودجه و مأموریتهاست. لذا تسلسل پدید میآید. در مقطع بعد نیز همین تواناییها ملاک بیشتری برای جلب این امکانات میشود و الیآخر. لذا ناخودآگاه «مال سر مال میرود و باد زیر پیراهن پاره»! قوی قویتر شده و ضعیف ضعیفتر میشود و این دور باطل تا ابد ادامه پیدا میکند.
شنا نکردن برخلاف جهت این سیل بنیانکن به معنای عدم تعادل منطقهای ناشی از غفلت برنامهریزان و عدم آگاهی به علوم آمایش و مکانیابی و غیره است. راهحل رهایی از این وضعیت، قطبپروری و خلق فرصت در مناطق بیفرصت و خلق جاذبه برای جلب جمعیت و جلوگیری از ازدحام در مناطق تمرکزیافتهی قبلی است. راه این مسئله، انتقال آب به این مناطق است. چرا نباید بیش از این به فکر مهار آب سیلابها باشیم که اگر مهار شوند، حتی از سطح نیاز ما فراترند. مشکل ما فقدان برنامهی منسجم برای تنظیم بازار آب در کشور است که انصافاً درد بزرگی است. همین عدم تفکر در این راهبرد است که اکنون شاهد نابودی آب و خاک در منطقهی شمال کشور و تغییر کاربری اراضی هستیم که بهسرعت این نعمت بزرگ و این بهشت سرسبز را نابود میکند و مدیریت بخش، خواب و غافل است و اصلاً واکنشی نشان نمیدهد.
برای ایجاد فرصتهای اشتغال در شمال کشور، طرحهای آلودهساز یا لااقل اشغالگر زمینهای کشاورزی مستقر میکنند. غافل از اینکه بهراحتی میتوانند مازاد آبهای شمال را که گاه سیل میشوند، به جنوب رشتهکوههای البرز منتقل کنند و مازاد جمعیت آمادهی کار را در ضلع جنوبی البرز، مانند استان سمنان، مشغول کار کنند و فرصتهای شغلی را در این مناطق ایجاد نمایند. اگر این راهحل دنبال نشود، در دههی آینده، خاکی برای کشاورزی نمیماند و یا اگر بماند، خاک و آب سالمی نخواهند بود.
خامساً همانند بسیاری از تصمیمات عجولانه، بدون ارزیابی اقتصادی نباید چنین طرحهایی را پیشنهاد داد. مثلاً هزینههای عدم کاشت تنها عدمالنفع کشت نکردن نیست، زیرا عوارضی ثانویه چون ورود محصولات جایگزین یا هزینههای اجتماعی در این محاسبات وارد نشده است. همینطور هنوز مشخص نشده که طرح انتقال آب به دریاچهی ارومیه ارزیابی شده است یا نه؟ صرف اتکا به نظر یک مسئول سازمانی که اقتصاد بلد نیست نیز منطقی نیست. همین فرد با همین بهانه، تولید بنزین داخلی را متوقف کرده و بیش از دو و نیم میلیارد دلار به مملکت ضرر رسانده است.
نکتهی دیگر غفلت بزرگ از پیاده کردن طرحهای آبخوانداری و آبخیزداری است که بسیار کُند شده است. در مطالعهای که بنده انجام دادهام، این نتیجه عاید شده که این طرحها در مقایسه با روشهای صنعتی، یعنی سدهای ذخیرهسازی روسطحی، بسیار کمهزینهتر و نرخ تبخیر آب در این پروژههای ابداعی جهاد سازندگی، کمتر از یکهشتم است.
نکتهی آخر مسئلهای است که وزیر جهاد کشاورزی اخیراً مطرح کرد و آن حذف محصولات با آببری زیاد است. باز غفلت بزرگ در اینجا انفعالی بودن این گفتههاست، زیرا بهجای حل علت، بهسراغ حذف معلول رفته است. شما باید اول الگوی کشت را پیاده کنید. در چارچوب الگوی کشت اولویتها مشخص میگردد و استعداد مناطق شناخته میشود. بهعلاوه اگر شما اینقدر به حوزه و قلمرو بهرهبرداران نفوذ دارید، چرا بهجای این برخورد جبری، آنها را وادار نمیکنید که با وجود این تسهیلات ۸۵درصدی برای تجهیز اراضی به وسایل آبیاری جدید، تشویق به این عمل شوند و در کمترین زمان ممکن، مصرف آب را دستکم ۶۰ درصد کم کنید، از عوارض تمرد یا مخفیانه کشت کردن اقلامی که آب زیادی استفاده میکنند مبرا شوید و بهعلاوه تکانهی قیمتی نیز به بازار وارد نکنید و یا مانع صدور برخی از این محصولات (مانند هندوانه و خربزه)، که مشتری خارجی دارند، نشوید؟
آشنا
تاریخ : ۶ - آبان - ۱۳۹۳
ضمن تایید فرمایش “حکیم ” به اطلاع می رسانم در صورتی که ( در ) سازمان جهاد کشاورزی و اداره کل منابع طبیعی را ببندند و مهرو موم کنند کشاورزی رونق می گیرد و مانع تراشان حذف می شوند و منابع طبیعی حفظ می گردد . فقط یک مشت افراد …………..و فاقد هرگونه دانش به روز در راس مدیریت های هر دو تشکیلات قرار دارند و غیر از منافع شخصی به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنند .
حکیم
تاریخ : ۵ - آبان - ۱۳۹۳
مدیران سازمان جهاد کشاورزی جزو توانمندترین و کاردان ترین و جهادی ترین و هزاران ترین دیگر هستند نباید به اینها بالاتر ازگل گفت باران آمد و گوسفندان را سیل برد و درختان و باغات آسیب دیدند و روستائیان نابود شدند مگر این مدیران باید جواب دهند اینها فقط بلدند جلسه بگذارند و ساعتها در اتاق جلسه بنشینند و پز مدیر بودن بدهند وقتی کشاورز خود می کارد و خود درو میکند و یا از باغات خود برداشت می کند این وسط جهاد کشاورزی چه کاره است که آمار دسترنج و زحمات کشاورزان و روستائیان را می دهد