به گزارش اعتدال آذربایجان (اعتدال پرس) به نقل از تبریزبیدار:
متروی تبریز یکی از قدیمیترین پروژههای حملونقل ریلی شهری ایران است. مطالعات اولیه به دهه ۱۳۶۰ بازمیگردد و عملیات اجرایی خط اول از اوایل دهه ۱۳۸۰ آغاز شد. افتتاح فاز نخست خط ۱ در سال ۱۳۹۴ با مسیر کوتاه و محدود انجام شد و نتوانست نقش مؤثری در کاهش ترافیک یا بهبود جابهجایی شهری ایفا کند. این روند فرسایشی، نماد مدیریت پروژهای است که در آن آغازها زیادند، اما پایانها ناپیدا.
پروژهای بیپشتوانه در سایه وعدههای مالی مبهم
تکمیل خط ۲ با طول حدود ۲۲ کیلومتر و ۲۰ ایستگاه نیازمند دهها هزار میلیارد تومان اعتبار است. سهم دولت طی سالهای گذشته محدود بوده؛ برای مثال، در سال ۱۴۰۱ تنها ۷۰۰ میلیارد تومان به پروژه اختصاص یافت و وعده استفاده از فاینانس خارجی ۴۲۰ میلیون دلاری هنوز محقق نشده است. این وضعیت نشان میدهد مشکل اصلی فقط کمبود منابع نیست، بلکه نبود الگوی شفاف و پایدار مالی باعث طولانی شدن پروژه شده است. پرسش اینجاست: چرا با وجود گذشت سالها، هنوز سازوکار تأمین مالی مشخص و قابل اتکایی برای این پروژه تعریف نشده است؟
زمانهایی که هیچگاه نرسیدند
مترو تبریز همواره با تغییر زمانبندی وعدهها مواجه بوده است:
– آغاز ساخت مترو: ۱۳۸۰
– افتتاح فاز نخست خط ۱: ۱۳۹۴
– وعده بهرهبرداری خط ۲ تا ۱۳۹۹ محقق نشده
– پیشرفت خط ۲ تا سال ۱۴۰۳–۱۴۰۴ حدود ۲۸–۳۷٪
این تأخیرها و تغییر مکرر وعدهها، اعتماد عمومی را کاهش داده و نشان میدهد اعلام درصد پیشرفت بدون تحقق عملی، صرفاً بازی با اعداد است. آیا زمان آن نرسیده که مسئولان بهجای وعدههای جدید، پاسخگوی وعدههای گذشته باشند؟
هزینههای پنهان تأخیر
تأخیر چنددهساله مترو باعث افزایش وابستگی به خودرو، تشدید ترافیک، رشد آلودگی هوا و تحمیل هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی شده است. هر سال تأخیر، هزینه فرصت سنگینی برای شهر داشته است. این هزینهها نهتنها مالی، بلکه انسانی و محیطزیستیاند. چه کسی پاسخگوی این زیانهای انباشته است؟
نابرابری در مسیر توسعه
تمرکز خطوط اجراشده بیشتر بر مناطق مرکزی و برخوردار بوده است. مناطق پرجمعیت و کمبرخوردار هنوز دسترسی مناسبی به مترو ندارند و خط ۲ به حاشیهترین بخشهای شهر نرسیده است. این وضعیت نشان میدهد مترو هنوز نتوانسته نقش واقعی خود در کاهش نابرابری فضایی را ایفا کند و عمدتاً وسیلهای برای طبقه متوسط و بالا باقی مانده است. توسعهای که عدالت فضایی را نادیده بگیرد، توسعهای ناقص است.
شفافیت گمشده در تونل تصمیمگیری
تصمیمگیری درباره مسیرها و اولویتها عمدتاً در سطوح مدیریتی انجام شده است. مشورت جدی با ساکنان مناطق مختلف انجام نشده و مردم در جریان دلایل توقفها و هزینهها قرار نگرفتهاند. این کمبود شفافیت امکان ارزیابی مستقل عملکرد مدیران را محدود کرده و اعتماد عمومی را تضعیف کرده است. آیا وقت آن نرسیده که شهروندان بهعنوان ذینفعان اصلی، در جریان کامل پروژه قرار گیرند؟
ناپیوستگی مدیریتی؛ مقایسهای که تلخ است
تغییرات مکرر مدیریت شهری و سیاستگذاری بدون نقشه راه بلندمدت باعث ناپیوستگی تصمیمها و تغییر اولویتها شده است. در مقایسه، تهران و مشهد با وجود مشکلات مالی و فنی توانستهاند خطوط مترو را توسعه دهند و شهرهای مشابه خارجی مانند قونیه و بورسا سیستمهای متروی سریعتر و کارآمدتری دارند. این نشان میدهد مشکل متروی تبریز صرفاً منابع نیست.
مطالبه روشن از مسئولان
– شهرداری و سازمان قطار شهری: ارائه گزارشهای شفاف مالی و زمانی، اولویتبندی بر اساس نیاز واقعی شهر و توجه به عدالت فضایی
– شورای اسلامی شهر تبریز: ایفای نقش نظارتی فعال و مستمر و تبدیل مترو به محور اصلی نظارت عمومی
– دولت: پایبندی به تعهدات قانونی در تأمین سهم خود و تعیین تکلیف منابع مانند فاینانس خارجی
– نهادهای نظارتی و رسانهها: پیگیری مستمر، دادهمحور و غیرمقطعی پروژه
جمعبندی و مسیر پیشرو
متروی تبریز هنوز میتواند ستون توسعه پایدار شهری باشد؛ اما تحقق این هدف مستلزم پاسخگویی روشن، شفافیت واقعی و مشارکت عمومی است. تا زمانی که نقشها، مسئولیتها و برنامههای اجرایی بهطور دقیق و قابل ارزیابی برای شهروندان روشن نشود، مترو تبریز میان امید به توسعه و بیاعتمادی عمومی معلق خواهد ماند.
پرسشهای بیپاسخ
– چرا با وجود گذشت بیش از ۲۰ سال، هنوز مسیر مشخصی برای تکمیل خطوط مترو وجود ندارد؟
– چه نهادی مسئول پاسخگویی درباره تأخیرهای مکرر است؟
– چرا گزارشهای مالی پروژه بهصورت عمومی منتشر نمیشود؟
– سهم واقعی دولت و شهرداری در تأمین مالی پروژه چقدر بوده است؟
– چه زمانی مردم تبریز میتوانند به مترویی کارآمد و عادلانه دسترسی داشته باشند؟





























Monday, 2 February , 2026