این روزها روح و روان مردم ایران با این گذاره بی پاسخ، دچار آسیب و حتی تنش های عصبی شده است. گذاره ای که شاید حتی خود ترامپ هم از پاسخ قطعی به آن عاجز باشد چراکه پارامترهای مختلفی در تعیین دقیق وضعیت پیش رو دخیل هستند که این پارامترها تماما در اختیار هیچ کس و طرفین نیست و بلحاظ درجه پیچیدگی بالا، قابل پیش بینی قطعی هم نیستند.
یکی از این ابهامات اساسی، آینده پس از جنگ است هم در ایران هم در منطقه.
بر همین اساس است که تقریباً تمام کشورهای همسایه و منطقه و حتی فرامنطقهای، برای فرار از ناامنی و بی ثباتی منطقه ای حاصل از این جنگ و تسری تهدیدات اقتصادی و حتی امنیتی به درون مرزهای خود، دنبال تنش زدایی و وساطت هستند. اینها می دانند ایران برای دفاع از خود دست به هر اقدام نظامی و امنیتی ممکن خواهد زد و دامنه شعله های این جنگ، کل منطقه را خواهد گرفت و در چنین جهنمی، همه بازنده خواهند بود.
– حتی آمریکا و ترامپ هم نگران آینده سیاسی مبهم ایران پس از جنگ هستند چراکه خصوصا اپوزوسیون هفتاد و دو ملت، نه انسجام و هم رأیی لازم را دارند و نه حتی رهبر مورد اجماع برای تحویل حکومت.
تجربه لیبی، یمن، سودان و حتی عراق و افغانستان، عقلای جهان را از هرگونه اقدام مشابه و سرنگونی حکومت های مستقر، پرهیز می دهد.
یکی دیگر از ابهامات برای آغاز جنگ، مشخص نبودن ابعاد دقیق واکنش ایران به حملات نظامی است چراکه ایران هم قدرت موشکی بالایی دارد و هم گروه های حامی زبده برای انجام انواع حملات نظامی و امنیتی در یک جغرافیای گسترده جهانی دارد.
بسته شدن شریان انرژی در تنگه هرمز از دیگر پتانسیل های بالقوه ایران برای یک رویارویی بزرگ است که قطعا تبعات اقتصادی و حتی اجتماعی گسترده ای در جهان از جمله در اروپا و خاورمیانه و خاور دور می تواند داشته باشد.
ایران نه تنها در ابعاد نظامی برگ برنده های قابل توجه دارد، بلکه بنا به حکم «حفظ نظام اوجب واجبات است»، در ابعاد سیاسی و بینالمللی هم، کارت های امتیازی متنوع دارد که قابلیت تغییر بازی در هر شرایط و با هر نوع اقدام را برای «نظام» می دهد.
در آنسوی میدان، ترامپ طی دو دوره ریاست جمهوری خود نشان داده اصلا آدم قابل پیش بینی نیست و نه تنها خارج از قاعده بازی می کند بلکه ثبات تصمیم گیری هم ندارد. در عین حال، ترامپ نشان داده در کنار علاقه به قهرمان بازی و شوی رسانه ای-سیاسی، اما غالبا منافع اقتصادی را بر منافع سیاسی ترجیح می دهد و به عبارتی، قمار کردن برای پول را خوب بلد است.
با لحاظ شرایط فوق و با تاکید مجدد بر غیرقابل پیش بینی بودن شرایط پیش رو، اما به احتمال زیاد، اولویت اول ترامپ، ضربه هرچند سخت ولی غیرشکننده به ایران است تا :
۱- ایران بلحاظ اقتدار داخلی و بین المللی تضعیف و وادار به عقبنشینی های سیاسی در داخل شود.
۲- چهره فاتح در پرونده هستهای ایران باشد
۳- امنیت رژیم اسرائیل را بالا ببرد.
۴- به درو کردن منافع اقتصادی در سطح منطقه بپردازد.
۵- چهره قهرمان در آیینه رسانه های جهان شود.
البته کسب این دستاوردها برای ترامپ، سهل و ممتنع نمی باشد و چنانچه گفته شد نوع واکنش ایران و چگونگی بازی با کارت های بازی خود و همچنین چگونگی واکنش های جهانی در سطح منطقه و قدرت های جهانی، نتیجه قطعی را مشخص خواهد کرد.
سخن پایانی:
اما مهمتر از یافتن پاسخ به اینکه، جنگ می شود یا نمی شود، باید نگران آینده مملکت بود که چه جنگ بشود یا نشود، آیا فساد و رانت و ناکارآمدی ها برچیده خواهد شد؟ آیا سرمایه اجتماعی حاکمیت، بالا خواهد رفت؟ آیا امید به زندگی در ایران افزایش خواهد یافت؟
بابک محمدزاده علمداری/ سردبیر اعتدال پرس




























Thursday, 5 February , 2026