براساس خبر ۲روز پیش اعتدال پرس(این خبر: اسامی بازماندگان اتوبوس…)،دقایقی پیش خبر رسید محمدرضاصادقی مدیرکل پرحاشیه بهزیستی سرانجام مجبور به خداحافظی از مسند خود شده و امروز صبح رسما عزل شد. به گزارش اختصاصی اعتدال پرس، در حالیکه پروسه خروج مدیران اتوبوسی در استان آذربایجان شرقی به تدریج و با حاشیه ای نسبتا کم در جریان […]
براساس خبر ۲روز پیش اعتدال پرس(این خبر: اسامی بازماندگان اتوبوس...)،دقایقی پیش خبر رسید محمدرضاصادقی مدیرکل پرحاشیه بهزیستی سرانجام مجبور به خداحافظی از مسند خود شده و امروز صبح رسما عزل شد.
به گزارش اختصاصی اعتدال پرس، در حالیکه پروسه خروج مدیران اتوبوسی در استان آذربایجان شرقی به تدریج و با حاشیه ای نسبتا کم در جریان بوده و تاکنون بیش از ۳۳ عزل و نصب در این راستا صورت گرفته است، اما برکناری مدیرکل جوان بهزیستی استان با حواشی زیادی همراه بود.
بر اساس این گزارش در حالیکه از هفته ها پیش از طرف استان، دستور برکناری صادقی از بهزیستی به علت حجم عظیم اعتراضات کارکنان و رفتارهای تند و خارج از ظابطه وی صادر شده بود، ولی به علت مقاومت بهزیستی کشور این امر به تاخیر افتاد که در این میان خبر اعلام شکایت صادقی از سایت اعتدال پرس و تنی چند از کارکنان بهزیستی(به علت درج نظرات انتقادی از وی) و امتناع وی در برابر دستور استانداری مبنی بر پس گرفتن شکایت باعث شد پروسه برکناری وی به سرعت پیگیری شود که سرانجام با ادامه مقاومت مرکز، لغو ماموریت وی از طرف دانشگاه علوم پزشکی استان(دستگاه محل خدمت اصلی صادقی) از ۳۰ دی ماه جاری رسما ابلاغ شد و مسئولان استان نیز به علت غیر قانونی بودن ادامه فعالیت وی در مدیریت بهزیستی خواستار اقدام فوری سازمان بهزیستی شدند که سرانجام و بعد از یک پروسه پرحاشیه دو ماهه، دیشب حکم برکناری صادقی از طرف بهزیستی کشور رسما صادر شد.
گزارش اعتدال پرس حاکی است، در این راستا امروز صبح طی جلسه داخلی شورای معاونین بهزیستی استان، دکتر صادقی رسما از سمت مدیرکلی خداحافظی کرده و معاون پشتیبانی وی به عنوان سرپرست موقت تا صدور حکم مدیرکل جدید بهزیستی معرفی شد.
گفتنی است، از سوی استانداری آذربایجان شرقی مهندس ارشدزاده از مدیران با سابقه بهزیستی استان به عنوان مدیرکل جدید به تهران معرفی شده است که مراحل صدور حکم وی در حال نهایی شدن است.
این گزارش حاکی است، مدیرکل جوان بهزیستی استان که از جمله مدیران اتوبوسی بدون بلیط دولت سابق بود، در طول مدیریت ۴ ساله خود بیشترین حجم شکایات نسبت به رسانه ها و حتی کارکنان و مراکز حمایتی تحت پوشش بهزیستی داشت.
گزارشات تکمیلی بعدا ارسال خواهد شد.



























نیازمند
تاریخ : 12 - ژانویه - 2015
روزها و ماههای قبل اخباری از سوی برخی از افراد مرتبط با اداره کل بهزیستی استان قزوین به مراجع قانونی منعکس شده است که فعلا از ذکر آنها خودداری می کنم.
اما برخی از آن مطالب را به صورت تیتر برای یادآوری مسئوالان نظارتی ، اطلاعاتی و بازرسی در سطح استان و کشور می نویسم و امید است قبل از نیاز به سایر مراحل که معمولا برای اعتراضات اجتماعی پیش می آید جلوگیری شود زیار هر جا قانون برای همه یکسان اجرا شود مطمئنا اعتراضی نخواهد بود . انشاء الله
۱- این مطالب به عنوان گزارش است و ما هم تصدق یا تکذیب را به افراد امین می سپاریم و امیدواریم عملکرد صادقانه مسئولان نظارتی و اطلاعاتی را مشاهده کنیم ….
نیازمند کمک
تاریخ : 7 - ژانویه - 2015
آیا به نظر شما درخواست رسیدگی قانونی به مواردی که در وبلاگ http://321wel.blogfa.com/ آمده است خلاف قانون است و باید سانسور بشود در غیر انیصورت کمک به گرفتن حق مظلومان کنید .
علی
تاریخ : 5 - آگوست - 2014
با سلام خدمت جناب آقای ارشد زاده
جناب مدیر کل خواهشمندیم به مشکلات شهرستانها هم رسیدگی کنید تا کی باید مدیران نالایق که در اکثر موارد فاقد پشتوانه علمی (واقعی نه صرفا مدرک) هستند سر کار باشند فضلی دیکتاتور تا کی باید به رفتارهای ناشایست و تحقیر آمیزش ادامه دهد. حتی اگر کسی آشنایی ابتدایی با علم روانشناسی داشته باشد متوجه میشود که این رفتارهای تحقیر آمیز ریشه در گذشته تحقیر آمیز و پر از گره های باز نشده او دارد. صد حیف به اداره بهزیستی بستان آباد که مدیریت آن افتاده دست چنین شخصی حیف حیف حیفب به این اداره که روزی مدیرش آقای عزیز زاده بود و حالا … تازه ایشان ادعا دارند که لایق بیشتر از اینها هستند و در حقشان ظلم شده ای کاش انتخاب مسئولین از روی لیاقت و شایستگیشان باشد که در آن صورت فضلی و فضلی ها حالا حالا ها باید زیر دست مدیران لایق مثل عزیز زاده ها شاگردی کنند و درس بیاموزند. از وقتی به اداره بهزیستی بستان آباد تحمیل شده روحیه اکثر کارمندان به غیر از پاچه خواران افسرده شده است و متاسفانه صدایشان هنوز شنیده نشده است.
آوای خفته
تاریخ : 19 - جولای - 2014
سلام جناب آقای ارشدزاده چرا به شهرستانها سر نمیزنی افراد نالایقی در مسئولیتهای مختلفی قرار دارند که حق شان نیست جیزی بلد نیستند فقط بلدند زیرپای همدیگر را خالی کنند به عجبشیر و بناب و مراغه سر بزنیدترا بخدا از علی (ع)بیاموزید لایق ترها سر کار باشندچرا آنهایی سر کارند که چیزی بلد نیستندچرا درک نمی کنید یا تحویل نمی گیرید حرفهای مارا . به داد بهزیستی برخی نقاط برسیدرئیسی عقلش را به مسئول امور اجتماعی میدهد و یا….
کارشناس بهزیستی
تاریخ : 17 - آوریل - 2014
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای ارشد زاده. آقای مدیر کل لطفا به داد شهرستانها هم برسید و مدیران نا لایقی را که صادقی بر اساس معیارهایی غیر از شایستگی انتخاب کرده بود را هر چه زودتر به جایگاه واقعی شان بر گردانید و افراد کاردان با دانش و لایقی را که در سازمان کم هم نیستند را به جایگاهی که لایقش هستند ولی با سوء مدیریت قبلی منزوی شده اند برگردانید. لطفا تغییر مدیریت بهزیستی بستان آباد را در الویت قرار دهید تا آقای ف بفهمد ………………………………………….. عاقبتش همین است.
كارمند
تاریخ : 2 - مارس - 2014
قابل توجه آقاي ف:قهرمان ونفر اول مديريت شهرستان.تباني كرده اي.نه ازهوش سرشار خبري است نه از ذكاوت بالا.ديكتاتور به تمام معنا.ادب هم كه چه عرض كنم. فقط يه جمله كافيه: ادب مرد به زدولت اوست.
ناشناس
تاریخ : 2 - مارس - 2014
لطفا به تغييرات دقيقه نود دكتر صادقي توجه داشته باشين.مديران نالايق برخي شهرستان ها روبركناركنيد.واقعا ازتحقير و توهين ها وبي ادبي هاي اينگونه مديران خسته شديم.من از كارمندان زيردست همين آقاي ف….. كه وصفشان را از همكاران شنيديد بوده ام.واقعا لايق مدير بودن نيست.
کارشناس بهزیستی
تاریخ : 2 - مارس - 2014
دمت گرم کارشناس بهزیستی بستان آباد حرف دل خیلی ها رو زدی به امید روزی که همه نوچه های صادقی به سرنوشت خودش دچار شوند از جمله آقای ف…
با وجدان
تاریخ : 13 - فوریه - 2014
حسین جان حرف از دل ما میگویی با ید به حال بعضی ها گریست که هنوز هم بفکر افراد کم بضاعت نیستند فقط بدنبال مقام و موقعیت هستند . چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قاعت پر کند یا خاک گور گور گور گور گور
ناشناس
تاریخ : 12 - فوریه - 2014
حسین جان شماروکه ماخودمان میشناسیم برای ماقابل ستایش است همانکه باجان ودل وبشاشی تقاضامینویسی یابخاطرمددجویی دلت میطپد؛نشان ازصداقت وپاکی توست؛خودت روبخاطربعضیهاناراحت مکن چون نمیدونندوضع مسکن و۰۰۰چطورهست یکروزهم دوام نمی آورند
خانمحمدی!!!
تاریخ : 10 - فوریه - 2014
عزیزگرامی لااقل دل وجگراینرودارم بنام وباصداقت حرف دلم روبگم توکه جرأت نوشتن اسم خودت هم نیستی پس اصل ونسبت رافراموش کردی؛درضمن شمااونقدرعقده ایی وآبروبرسازمان هستی که کامل نخوندی بنده گفتم من سرسفره انقلاب بزرگ شده ام وهرچی دارم حتی زندگی ساده ازبزرگواری بعضی مددکاران باوجدان وخداشناس هست که اگه نبودند اگه دست یاری نمیکردند شایدالان ازهمون خانواده هایی که شیرازه وکانون گرمشان ازهم پاشیده است؛میبودم ؛خداوندتبارک وتعالی این انقلاب وآقاومقتدایمان حضرت امام خامنه ای ومسئولین گرامی رابرای ما ایتام ومعلولین ومحرومین تاظهورآقابقیه العظم ارواحنالتراب الفداسلامت وسربلندبنماید۰انشاءا۰۰؛؛؛؛بدانکه من نمک پرورده سازمان ازهمان دوران شبانه روزیم بودم هستم وخواهم بود۰وهمیشسه مددکاران وکارمندان زحمت کش ودلسوز؛برای پدرومادروسرپرست وحامی بوده وهستن وشمانمک نشناس جان مطمئن باش هیچ پدرومادری فرزندخودش راحتی اگه مثل من شلوغ باشدطردنمیکندخانمحمدی
برایت متاسفم خانمحمدی
تاریخ : 9 - فوریه - 2014
هرکسی میتونه سر همه کلاه بزاره ولی سرخودش که نمیتونه کلاه بزاره ! واقعا برایتان متاسفم از اینکه بازهم با پر رویی خودتونو به بچه های شبانه روزی منصوب میکنین قبول دارم شما معلولین باشناختی که ازتون دارم وتومحل زندگیتون شما را میشناسن وبه شغل و….. شما آشنا هستن ! دیگه لازم نیست توضیح بدم ………….. و ……. و لازم نکرده شما دلتون به حال مددجوهای بهزیستی بسوزه شما اگه او امکاناتی رو که بهزیستی براتون پرداخت کرده رو نگیرین مشکل چند نفر از مددجوها حل میشه بسه دیگه آدم باید خودش بفهمه داره چیکار میکنه ! واقعا برات متاسفم حسین خان خانمحمدی
بنده خدا
تاریخ : 6 - فوریه - 2014
من به مسائلی که دل هر انسان عاقلی را بشکند متاسفم
از خدا می خواهم به داد بهزیستی برسد
خانمحمدی!!!
تاریخ : 5 - فوریه - 2014
بنده خدای عزیز وگرامیم؛کامنت شماروکه میخودم استنباطم این است که شخصیت والایی داریدزیراچرب زبونی ریاکاری درش نیست؛فلذاازاین که متأسف هستین؛اگرقصوری خطایی ازم سرزده جرأت اینرو دارم عذرخواهی وپوزش بطلبم؛؛من زیادسیاستمدارنیستم عین بچه حرف دلم روبازمیکنم ساده وبی ریا۰۰۰۰۰اماحالااگه احساس میکنی خطارفته ام بفرماییدجبران نمایم
نمک شناسی که۰۰۰!!!
تاریخ : 5 - فوریه - 2014
نمک شناس جان توکه سنت بزرگ بود؛توکه دائره المعارف هستی؛توکه بقولی دست بوس هستی؛کی بداداین کودکان رسیدی؛کی پای درددلشان نشستی؛کی جلوی ظلمی واجحافی که درحقشان میشد ایستادی؛کی یقه ی اون کسی که دخترشبانه روزی رو زیرپاهاشون له میکردن چراسکوت کردی؛ضمناببخشیدشمادرکدوم حوزه بودید؛اون موقع که ماراازشیرخوارگاه منتقل میکردند؛مأمورمنتقل شماروباخبرمیکرد!نه داداش خیلی هارودیدم خودشون رو حامی ماکردن بعدش اداره روبنام معلوسل وایتام سرکیسه کرده ورفته اند؛وبنده ازطرف کسی مایه نگذاشته ام؛اولین ظلمهاروشماکردیدکه بقول خودتان بزرگ بودیدوبه نفع خودتان سکوت کردید؛وخواهشا”کامنت رویکباره دیگه بخوانید،من گفتم عواطف وانسانیت وهمچون انسان زیستن روازهمین مددکاران وکارمندان یادگرفته ام،گفته ام حتی این بزرگواران هرگزفرزندانشان راباخودبه اداره نمیآوردن،که مباداماکودکان بی سرپرست ببینیم که دست دردست باباش است؛حسرت بخوریم غمگین باشیم!!کجای این کلام بی حرمتی است؛من ازدست اونایی میبوسم که برایم صداقت وبردباری وایمان روباکارهایشان آموختندمیبوسم دست افرادی همچون سقازاده وکیخسروی((که همه میدونندکن تاختم داشتم پس خودم رومثل شماعزیزشیرین یاریاکاری نمیکنم))که اونهمه اذیت کشیدن به شهرستان فرستاده شدن ولی کوتاه نیامدن وایستادگی کردن بردباری بخرج دادن ؛دست عزیززاده وهاشمی عزیزرو میبوسم که توهمین ماه رمضان چه خدمت بزرگی به مددجوهاکردند؛چه مددجوهایی که پیش خانواده شان سربلندشدن؛آری دست آنهارو،دست اون کسی روکه الان یکساله بطورناشناخته آذوقه میبره خونه مددجو واظهارمیکنه مثلااینوخانمحمدی خریده بودن یادشان رفته بیاورند؛اری دست این برادر رومیبوسم که کرامت وشخصیت مددجوروحفظ کرده که البته من این سرورگرامی روکه آقای احمدیان میباشدمیبوسم؛دست دکترشبستری رومیبوسم که غیرت وتعصب روبه ماهاآموختندونهایت امردست اون عزیزان مددکارهاوکارمندان رومیبوسم که صادقانه وخالصانه جهت تأمین رفاه معیشتی مددجوهای عزیزدریغ نکرده وایثارکرده اند که خداقوت میگویم۰۰۰درموردآقای دکترصادقی شمابه جای خداوندتبارک وتعالی حکم ندهیدکه خلاصی خواهندداشت یانه؛شایدخداوند آنهاروبخاطریه کارخیری که به پیرزنی؛پیرمردی؛معلولی؛یتیمی؛کرده اندویااستغفارکرده باشند؛ببخشدانشاا۰۰؛؛؛درموردآه مظلوم شمانگران نباشید؛نمیدونم توبه فرمایان چراخودتوبه کمترمیکنند/چون به خلوت میرسن آن کاردیگرمیکنند۰۰۰۰۰خانمحمدی هستم هرگزاسمتان یادت نره حرف حق پنهون کاری نداره عزیزم
با وفا
تاریخ : 5 - فوریه - 2014
حسین جان خیلی دوستت داریم.
نمک شناس
تاریخ : 5 - فوریه - 2014
آقاحسین خان ! خانمحمدی ! لا اقل من که سنم ازشما بزرگتره وچندین سال تو شبانه روزی بودم وبقول یکی از مربیان بهزیستی دائره المعارف بهزیستیم صد در صد مطمئن هستم که شما از بچه های شبانه روزی نیستید شما حداقل یک ساعت هم تو شبانه روزی نبودید پس بیخودی از طرف بچه های شبانه روزی مایه نگذارین البته حرف دلتون منطقیه اما این دلیل نمیشه تعدادی اگه اشتباه کردن شما تمامی زحمتکشان بهزیستی را با این لحن غلط زیر سئوال ببرید واینگونه به این عزیزان کم حرمتی کنید ! من بشخصه دست تک تک مدکاران ومربیان – کارکنان ومسئولین بهزیستی فعلی وقذیمی را میبوسم وبه این بوسه افتخار هم میکنم چون نمک شناسی وقدر دانی از کسی که حتی برای گوش دادن به درد دل من لحظه ای از وقتشو گذاشته قابل تقدیره ! دکتر صادقی وتعدادی از همکارانشون اشتباهاتی داشته اند که خوشبختانه با همت مسئولین دلسوز از کار برکنار شدن ورفتن ! هرچند که حالا حالاها با این آقایان کار دارند اما از محکمه الهی خلاصی نخواهند داشت ! به این اصل معتقدم که خداوند بواسطه پیامبر گرامی ص وائمه اطهار ع ترس از آه مظلوم را سفارش کرده اند !
انشالله که شاهد افقی روشن برای بهزیستی باشیم
بنده خدا
تاریخ : 3 - فوریه - 2014
درد دل حسین خان محمدی را خواندم
واقعا متاسفم
آنچه که هستید!!!
تاریخ : 2 - فوریه - 2014
سلام همکاران وکارشناسان ومددکاران گرامی؛به چه چیزتان میبالید!به اون هشتصدوپنچاه میلیونی که اگه سقازاده و۰۰۰ومسئولین ذی ربط استان نبودند؛همین شماهاوامثالهم بودکه توپرسه مهناج الصادقین؛دودستی پول ایتام ومعلول واون کسی روکه زبان گویا نداشت؛تقدیم میکردید!!به این میبالید؟یابه اون لحظه که یه مددجوروزیرپاهاشون له میکردن یاکتک میزدند؛ایستاده بودی بالای پله یاپشت میزقشنگت وجرأت نداشتی حرفی بگی؛که مبادامیزت ازدست میره؛به اون صندوق هایی میبالیدکه بعد۸ماه ازعیدفطرپیداشدن توزیرزمین اداره؛اون هم درحالی که درهمسایگی تان کودک خردسال معلولی؛طفل معصوم بی گناه مددجوی شبانه روزی ازفرط بی رمقی وعدم وجودخرده نانی؛عین مارگزیده هابرخودمیپیچید؛؛؛شماهارومیگم برادرگرامی یادت هست توماه خدا توضیافت ا۰۰میهمان بودی آنهم توسالن پتروشیمی،یادت هست چطورباافتخارنشسته بودی سرمیز؛سرمیزی که بالای ۲۰۰هزارخرج برداشته بود؛همه یتان آنجابودیدبجزکسانی که به مسئله شرعی شان آگاه بودن ومیدونستن مشمول الذمه میشوند؛چون بصراحت میدونستن باپول اون شام وباصطلاحی ضیافت میتوان به بسیاری ازمددجویان وایتام سبدکالامهیاکرد؛آیابه اون سکوتهایتان میبالید؛تمامی نظرهافقط وفقط به تأمین معیشتی تان ختم میشودهمه تان به فکرخانواده وفرزندانتان هستید؛وازاکنون چرب زبانی و۰۰۰میکنید!!واستنباط من اینطورهست که آقای ارشدزاده هرگزیادشان نرفته که اواخردهه هفتاد؛همین شماهابودیدکه دفتردستک برداشته وتوخیابون شهیدفیاض بخش وروبروی پارک شهرگزارش دروغین ردوبدل میکردین؛؛؛واماسفارش ازاین برادرکوچکتان که شایدیه مددجوی ساده بودم امابلاخره ۳۵سال توحیاط وسالن اداره بازی کرده ودرس انسانیت ومردانگی آموخته ام درسی که شایدخیل عظیم پدرمادردارها نتوانسته اندبیاموزند؛آره همین درس غیرت وجوانمردی که آقای دکترشبستری بخرج دادن باآنهمه کم لطفی هاکه دراواخرمدیریت شان برایش کردین؛اماایشان بابزرگ مردی وشخصیت والایشان به دل نگرفتند وبیاری سازمانمان شتافتند؛آری همت وغیرتمندی روازاونهایی یادبگیریدکه ۴سال تمام به خسروشهرو۰۰۰تبریزآمدن ورفتن ولی سرتعظیم فرودنیاوردند؛؛؛من ازکسی هم ابایی ندارم اینهاحقیقت محض وآینه دلتان بودبطوری که آنگونه بودید که گفته شده؛؛؛من حسین خانمحمدی کودک شبانه روزی دیروز وصاحب شخصیت وادب وزندگی محقروپاک که ازرشادت وبزرگواری بعضی مددکاران وکارشناس و۰۰۰سازمانمان دارم که عمری دعاگوی سرسفره مان وختم نمازمان هستند
اثر
تاریخ : 2 - فوریه - 2014
متاسفانه مديريت ضعيف مدير کل قبلي سازمان باعث شده بيشتر همکاران از زير بار مسيوليت شانه خالي مي کنند و تعدادي هم که کارشان را درست انجام ميدن داراي احساس مسيوليت بالايي هستند جون فرقي بين کساني که کار مي کنند و نمي کنند نيست و برعکس هر کسي بهتر و بيشتر کار ميکرد بيشتر صدمه مي ديداميدواريم مدير جديد با انتخاب افراد شايسته و کاربلد اين وضعيت رو بهتر کنند تا ظلمي در حق کسي نشه.
کارشناس شهرستانی
تاریخ : 1 - فوریه - 2014
انشاالله تغییر وتحول در مدیریت بهزیستی استان آذربایجانشرقی موجب ترقی وتعالی مجموعه بهزیستی استان وشهرستانها گردد با این روسای ضعیف شهرستانی که آقای صادقی انتصاب نمودند واقعا بهزیستی استان در این چند سال دچار ضعف گردید ووضعیت معیشتی کارکنان نیز چه ازلحاظ احکام کارگزینی وپرداخت ماموریتها واضافه کاری وغیره دچار افت گردید واصلا قابل قیاس با سایر ادارات وسازمانها نیست
ناشناس
تاریخ : 1 - فوریه - 2014
توراخدا بهزیستی شهرستان تبریز را از دست کارشناسان توانبخشی نجات دهید؟
آینده نگر و استراتژ یست
تاریخ : 1 - فوریه - 2014
فکر نان کن که خربزه آب است . وباز هم با تاکید فکر نان کن که خربزه آب است. و. . .
عبرت
تاریخ : 31 - ژانویه - 2014
فعتبروا یا اولی الابصار : با سلام مدیر کل جدید از عملکرد و تجربه اسلاف درس عبرت گرفته ونام نیک از خود باقی بگذارد و باتوجه به تغییر در مدیریت اتوبوسی استان هر چه سریعتر نسبت به تغییر مدیر اتوبوسی بهزیستی مراغه اقدام نمایند و شما را به خدا چه تناسخی معلم ورزش و ریاست بهزیستی ؟
بنده خدا
تاریخ : 31 - ژانویه - 2014
انشا الله که خیر است
راستکو
تاریخ : 31 - ژانویه - 2014
همکاران لطفا با احساسات ديکران بازي نکنيد و با اخباري که صادر مي کنيد موجبات نکراني را فراهم نسازيد به اميد خدا همانکونه خواهد شد که همه ميخواهند.
مطلع
تاریخ : 30 - ژانویه - 2014
آقای دکتر قاسمی (معاون درمان فعلی دانشگاه علوم پزشکی )ازروز یک شنبه یادوشنبه کار خود رابعنوان مدیرکل جدید بهزیستی آذربایجانشرقی آغاز میکنند.(خبرکاملاًموثق است)
متبسممممم
تاریخ : 30 - ژانویه - 2014
ضمن عرض ادب خواهشمند است به صورت گمنام و ناشناخته از طرف جمع اظهار نظر نفرمایید دور از کمال است همه انسانها در حد خودشان فهیم هستند . مردانگی آن هم از نوع آذرییش جرات فراوان می خواهد کار هر کسی نیست.
دور از وطن
تاریخ : 30 - ژانویه - 2014
انشالله هرکه می آید بهزیستی را از بد زیستی خارج کند و به کارکنان انگیزه برای کارکردن و خدمت کردن به معولین عزیز و جامعه هدف بدهد.
كارمندبهزيستي
تاریخ : 30 - ژانویه - 2014
صادقي رفت اما اينگونه رفتن درس عبرتي شد براي آيندگان !
هركسي كه بعد از او مي آيد چه داخل سازماني و چه خارج سازماني بايد بداند اين نام نيكو است كه مي ماند نه پست و مقام ! آوردن و بردن به دستور نماينده . دادن و گرفتن به دستور فلان كس . در نهايت انسان را به اين روزي مي رساند كه حتي جايي براي پنهان شده هم نمي يابد . اگر انسان راه راست را دنبال كند و غير از خداوند متعال بنده هيچ كس نباشد اگر دراين راه از پست و مقام نيز عزل گردد افتخاري بس بزرگ است.
اگر مديري واقعا خود را رهرو راه ولايت مي داند بايد اين سخن حضرت علي را به مالك اشتر به ياد بياورد:1. رنج كساني را كه كوششي كردهاند بر زبان آر ، كه فراوان كار نيكوي آنان را ياد كردن دليران را برانگيزاند و ترسان بددل را به كوشش مايل گرداند .
2. مبادا بزرگي كسي موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شماري و فرودي رتبة مردي سبب شود ، كوشش سترگ وي را خوار به حساب آوري .
3. بپرهيز از خود پسنديدن و به خودپسندي مطمئن بودن و ستايش را دوست داشتن كه اينها همه از بهترين فرصتهاي شيطان است تا بتازد و كردة نيكوكاران را نابود سازد .
4. بر بخشش پشيمان مشو و بر كيفر شادي مكن و به خشمي كه تواني خود را از آن برهاني مشتاب و مگو مرا فرموده اند و من مي فرمايم و اطاعت امر را مي پايم .
5. هيچ چيز چون بنياد ستم نهادن نعمت خدا را دگرگون ندارد و كيفر او را نزديك نيارد كه خدا شنواي دعاي ستمديدگان است .
6. بايد از كارها آن را بيشتر دوست بداري كه نه از حق بگذرد و نه فرو ماند و عدالت را فراگيرتر بود و رعيت را دلپذيرتر .
7. از رعيت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش كه عيب مردم رابيشتر جويد كه همة مردم را عيبهاست و والي از هر كس سزاوارتر به پوشيدن آنهاست .
8. آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد و در آنچه كني يا گويي – و خدا آن را از دوستان ناپسند دارد – كمتر ياريات كند
9. به پارسايان و راستگويان بپيوند وآنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستایند .
10. مبادا نكوكار و بد كار در ديدهات برابر آيد كه آن رغبت نكوكار را در نيكي كم كند و بد كردار را به بدي وادار نمايد .
11- رفتار تو چنان بايد كه خوشگماني رعيت برايت فراهم آيد كه اين رنج دراز را از تو مي زدايد.
12- بر عهدة تو نيز كارهايي هست كه خود بايد آن را انجام دهي ، از آن جمله پاسخ گفتن عاملان توست آنجا كه كاتبانت در مانند و رساندن آن را در نامه نتوانند، ديگر نياز مردم را برآوردن در همان روز كه به تو عرضه دارند
13- بدان كه رعيت را صنف هاست كه كار برخي جز به برخي ديگر راست نيايد و به برخي از برخي ديگر بي نيازي نشايد .
14- با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نه ، در آنچه كار شهرهايت را استوار دارد و نظمي را كه مردم بيش از تو بر آن بودهاند ، برقرار.
15- براي آنچه ميان تو و خداست نيكوترين اوقات و بهترين ساعات را بگذار ، هر چند همة كارها در همة وقت براي خداست ، اگرنيت درست باشد و رعيت را از آن آسايش بود .
16- فراوان خود را از رعيت خويش پنهان مكن كه پنهان شدن واليان از رعيت نمونهاي است از تنگخويي و كماطلاعي در كارها و نهان شدن از رعيت ، واليان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز دارد ، پس كار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آيد و كار خرد بزرگ نمايد ، زيبا زشت شود و زشت زيبا و باطل به لباس حق در آيد .
17- بپرهيز كه با نيكي خود بر رعيت منت گذاري يا آنچه را كردهاي بزرگ شماري ، يا آنان را وعدهاي دهي و در وعده خلاف آري كه منت نهادن ارج نيكي رابرد و كار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند و خلاف وعده خشم خدا و مردم را برانگيزاند.
18- بپرهيز از شتاب در كارهايي كه هنگام انجام آن نرسيده ، يا سستي در آن چون انجامش ممكن گرديده ، يا ستيزيدن در كارهايي كه راه راست در آن ناپايدار است ، يا سستي ورزيدن آنگاه كه آشكار است . پس هر چيز را در جاي آن بدار و هر كاري را به هنگام آن بگذار .
19- به هنگام خشم خويشتندار باش و تندي و سركشي ميار و دست قهر پيش مدار و تيزي زبان بگذار و از اين جمله خودداري كن ، با سخن ناسنجيده به زبان نياوردن و در قهر تأخير كردن ، تا خشمت آرام شود و عنان اختيار به دستت آيد و چنين قدرتي بر خود نيابي جز كه فراوان به يادآري كه در راه بازگشت به سوي كردگاري .
20- اگر رعيت بر تو گمان ستم برد ، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار ، و با اين كار از بدگمانيشان در آر .
21- بخشي از وقت خود را خاص كساني كن كه به تو نياز دارند . خود را براي كار آنان فارغ دار و در مجلس عمومي بنشين و در آن مجلس برابر خدايي كه تو را آفريده فروتن باش .
22- بپرهيز كه در بزرگي فروختن ، خدا را هم نبرد خواني و در كبريا و عظمت خود را همانند او داني كه خدا هر سركشي را خوار ميسازد و هر خودبيني را بيمقدار .
23- نيكوترين اندوختة خود را كردار نيك بدان و هواي خويشتن را در اختيار گير و بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روا نيست رها مگردان ، كه بخل ورزيدن بر نفس ، داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد ، يا ناخوش ميانگارد
24- رعيت دو دستهاند : دستهاي برادر ديني تواند و دستة ديگر در آفرينش با تو همانند . گناهي از ايشان سر مي زند يا علتهايي بر آنان عارض مي شود . يا خواسته و ناخواسته خطايي بر دستشان ميرود. به خطاشان منگر و از گناهشان در گذر ، چنانكه دوست داري خدا بر تو ببخشايد و گناهت را عفو فرمايد.
25- ناخشنودي همگان خشنودي نزديكان را بياثر گرداند و خشم نزديكان خشنودي همگان را زياني نرساند و به هنگام فراخي زندگاني سنگيني بار نزديكان بر والي از همة افراد رعيت بيشتر است و در روز گرفتاري ياري آنان از همه كمتر و انصاف را از همه ناخوشتر دارند .
26- اگر قدرتي كه از آن بر خورداري ، نخوتي در تو پديد آرد و خود را بزرگ بشماري ، بزرگي حكومت پروردگار را كه برتر از توست بنگر ، كه چيست و قدرتي را كه بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نيست كه چنين نگريستن سركشي تو را ميخواباند و تيزي تو را فرو مي فشاند و خرد رفتهات را به جاي باز ميگرداند.
27- مهرباني بر رعيت را براي دل خود پوششي گردان و دوستي ورزيدن با آنان را و مهرباني كردن با همگان .
28- همانا آنان كه دين را پشتيبانند و موجب انبوهي مسلمانان و آمادة پيكار با دشمنان عامة مردمانند . پس بايد گرايش تو به سوي آنان بود و ميلت به سوي ايشان
29- مقدار رنج هر يك را در نظر دار و رنج يكي را به حساب ديگري مگذار و در پاداش او به اندازة رنجي كه ديده و زحمتي كه كشيده ، تقصير ميار
30- بر سر هر يك از كارهايت مهتري از آنان بگمار كه نه بزرگي كار او را ناتوان سازد و نه بسياري آن وي را پريشان .
31- رسيدگي به كارهاي خود آنان را به اعتما وارسي كارهاي بزرگ وا مگذار ، كه اندك لطف تو را جايي است و از آن سود گيرند و بسيار آن را جايي كه از آن بي نياز نباشند
32- آن كه بر بندگان خداستم كند ، خدا به جاي بندگانش دشمن او بود و آن را كه خدا دشمن گيرد دليل وي را نپذيرد و او با خدا سر جنگ دارد تا آنگاه باز گردد و توبه آرد .
33- در كار عاملان خود بينديش ، و پس آزمودن به كارشان بگمار ، و به ميل خود و بي مشورت ديگران به كاري مخصوصشان مدار كه به هواي خود رفتن و براي ديگران ننگريستن ستمگري بود و خيانت . و عاملاني اين چنين را در ميان كساني جو كه تجربت دارند و حيا
34- براي داوري ميان مردم از رعيت خود آن را گزين كه نزد تو برترين است ، آنكه كارها بر او دشوار نگردد و ستيز خصمان وي را به لجاجت نكشاند و در خطا پايدار نبود و چون حق را شناخت در بازگشت بدان در نماند و نفس او به طمع ننگرد و تا رسيدن به حق به اندك شناخت بسنده نكند
35- درشتي كردن و درست سخن نگفتن آنان را بر خود هموار كن و تنگخويي بر آنان و خود بزرگ بيني را از خود بران ، تا خدا بدين كار درهاي رحمت خود را بر روي تو بگشايد و تو را پاداش فرمانبري عطا فرمايد و آنچه ميبخشي چنان بخش كه بر تو گوارا افتد و آنچه باز ميداري با مهرباني و پوزش خواهي همراه بود .
36- مبادا آنچه را بر تو نهان است آشكار گرداني و بايد آن را كه برايت پيداست بپوشاني و داوري در آنچه از تو نهان است با خداي جهان است. پس چندان كه تواني زشتي را بپوشان تا آن را كه دوست داري بر رعيت پوشيده ماند ، خدا بر تو بپوشاند.
37- بخيل را در رأي زني خود در مياور كه تو را از نيكوكاري باز گرداند و از درويشي ميترساند . و نه ترسو را تا در كارها سستت نمايد ، و نه آزمند را ، تا حرص ستم را برايت بيارايد .
38- آيين پسنديدهاي را بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نمودهاند ، و مردم بدان وسيلت به هم پيوستهاند و رعيت با يكديگر سازش كردهاند و آييني را منه كه چيزي از سنتهاي نيك گذشته را زيان رساند تا پاداش از آن نهندة سنت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند
39- خود را از آنچه برايت آشكار نيست ناآگاه گير و شتابان گفتة سخنچين را مپذير ، كه سخنچين نرد خيانت بازد هر چند خود را همانند خيرخواهان سازد .
40- كار خود را در همان روز بران كه هر روز را كاري است مخصوص بدان .